امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

ادله وجود خدا (انواع برهان)


توضیحات کوتاه:

منشأ ادله اثبات وجود خدا اما برای منشأ این ادله، باید به برخی از فیلسوفان یونانی قدیمی تر بازگشت که با یک چالش شکاکانه نسبت به باورهای سنتی روبه رو بودند و این قدرت ...


توضیحات:

منشأ ادله اثبات وجود خدا
اما برای منشأ این ادله، باید به برخی از فیلسوفان یونانی قدیمی تر بازگشت که با یک چالش شکاکانه نسبت به باورهای سنتی روبه رو بودند و این قدرت عقلانی را داشتند که پاسخ های عقلی را جستجو کنند. تصور این امر مشکل است که این ادله فقط چون پاسخی برای شکاکی گری بیان شده باشند. بنی اسرائیل نیز با شکاکان مواجه بودند (برای مثال، مزامیر، 14:53)، اما به پاسخ ساده تری راضی بودند.

آثار فلاسفه یونان
آناکساگوراس نظام جهان را این گونه تبیین می کرد که از ذهنی الهی ناشی شده و ما می توانیم برحسب نظم و زیبایی جهان برهان اقامه کنیم، چنان که شاگرد او، دیوگنس آپولونیایی، نشان داده است. چنین به نظر می رسد که آثار دیوگنس را بتوان در چارچوب رایج بحث که در آثار اریپیدس، گزارش گزنفون از سقراط و در بحث های مرتبط اما جزئی تر افلاطون ارائه شده، ردیابی کرد. افلاطون با شروع از این اصل که نفس مقدم بر بدن است و منشأ همه حرکت ها است، استدلال می کند که علت حرکات دوری کامل افلاک باید یک نفس کامل باشد که او قائم به نفس است و خدا به حساب می آید. در کتاب قوانین 10، مخصوصا a 892، a895 ، a896 _ c897 این گونه آمده است. افلاطون در کتاب تیمائوس جهان را محصول یک عقل الهی معرفی می کند و در توصیف ساختار بدن انسان وارد برخی از جزئیات می شود تا نشان دهد که هر بخش مناسب اجرای نقش خویش ساخته شده است. این نوع از استدلال را ارسطو، که قادر بود دانش بسیار گسترده و دقیق زیست شناسی، اعم از انسانی و حیوانی، را به کار گیرد، بسیار توسعه داد. اما تفسیر الهیات بر حسب خدای شخصی در آثار متأخر ارسطو کم تر مشخص است. او می توانست از «خدا و طبیعت» به صورت تقریبا مترادف استفاده کند تا منبع قطعی اما نامعین نظام این جهان را نشان دهد. نوع دیگری از استدلال را می توان در یکی از آثار اولیه ارسطو یافت که محصلش این است که چون درجاتی از خیر وجود دارد، پس باید کامل ترین موجودی هم وجود داشته باشد. او بعدها این برهان را رد کرد. او برهان حرکت افلاطون را نیز نقد کرد. با این حال، او خودش چنین استدلال می کرد که از آن جا که حرکت ابدی است، و نمی توان سلسله بی نهایتی از حرکت ها را فرض کرد، پس منشأ آن را باید در یک محرک نامتحرک یافت و او باید موجودی آگاه، یا عقل باشد که حرکت را در جهان از طریق نیروی جذاب کمال خویش آغاز می کند. البته برهان از طریق حرکت بر این فرض مبتنی است که حرکت به این نیاز دارد که به وسیله یک نیروی مداوم حفظ شود، و این فرض را ابتدا اسحاق نیوتن رد کرد. برهان از طریق درجات وجود بار دیگر در کتابچه آلبینوس افلاطونی، که از مفاهیم دیگر ارسطو نیز استفاده می کرد، آشکار گشت.

رواقیان و ایجاد براهین خداپرستانه
اما رواقیان بودند که در ایجاد برهان های خداپرستانه بیشترین ابتکار را از خود نشان دادند و نمودار جالبی از برهان های آنان را سیسرون در کتاب درباره ذات خدایان (44.16-4.2.2) مطرح کرده است، هرچند نظم و ترتیب و احصای آن همیشه دقیق نیست. نمودار بسیار مشابهی را سکستوس امپیریکوس در کتاب بر ضد ریاضی دانان (9.49_136) ارائه کرده و، مانند سیسرون، به دنبال آن برهان های مخالف را آورده است.) در میان برهان هایی که به سنت بعدی رسیدند، می توان به اینها اشاره نمود: برهان از طریق زیبایی و نظم آسمان ها، و از طریق توافق همه انسان ها و از طریق سودمندی طبیعت برای انسان و از طریق این واقعیت که موجودات عاقل برتر از موجودات ناعاقل اند، به گونه ای که جهان مشتمل بر سلسله ای از موجودات دارای خوبی روبه تزاید است که به یک موجود متعالی اشاره دارند، همان طور که ارسطو و آلبینوس مدعی بودند. اما رواقیان طرفدار دیدگاه وحدت وجودی بودند. آنان معتقد بودند که عقل متعالی در جهان به عنوان اصل مدبر آن سکنا دارد، و این دیدگاهی بود که هم برای افلاطونیان و هم برای مسیحیان پذیرفتنی نبود، هرچند برخی از مسیحیان این تعلیم رواقی و افلاطونی را که اجرام آسمانی موجوداتی عاقل اند، پذیرفتند.

مسیحیان و ادله الهیات عقلی وجود خدا
شکی نیست که مهم ترین متن در عهد جدید رساله به رومیان، 1:20، است. اصطلاحات نسبتا انتزاعی آن نشان می دهد که پولس از الهیات توده پسند یونانی استفاده می کند؛ اما باید تذکر داد که پولس این بحث را به منظور تقویت اطمینان مسیحی مطرح نکرد (که از هر امر ممکن برای پیش برد آن به صورت معقولی استفاده کرده است). قصد نشان دادن این که سر وجود خدا برای عقل بشری قابل وصول است، از این هم کم تر بوده است بلکه هدف او این بوده که نشان دهد که حتی مشرکان می توانند وجود خدا را تشخیص دهند و در نتیجه، عذری برای بت پرستی و فساد اخلاقی خویش ندارند. این مانع نبود که نویسندگان بعدی کلمات پولس را چون برهان قاطعی برای اعتقاد به خدا به کار برند. اما این رهیافت مثبت به یک الهیات عقلی در دو فقره از کتاب اعمال رسولان (14:15_17 و 17:22_29) وجود دارد و آن جایی است که گفته می شود مبلغان مسیحی از عقاید موجود مستمعان خود برای استخراج یک ایمان موثر به خدای واحد استفاده می کنند. آبای کلیسا، قبل از آگوستین، تنها به طور محدود از ادله الهیات عقلی استفاده می کردند. در واقع می توان تنفری را نسبت به اصل طرح کردن این ادله ردیابی کرد. حتی کلمنت در یک جا خاطرنشان می کند که تنها ملحد در پی این ادله است. خدا، به دلیل شأن بی مانندش، باید از دسترس عقل بشری خارج باشد. این گفته که خدا را نمی توان توصیف کرد، این را نیز نشان می دهد که او را نمی توان درک کرد. علاوه بر این، در جایی که برهان ها برای اعتقاد به خدا عرضه می شوند، این ادله، به جای متقاعد کردن غیرمؤمنان، بیشتر برای تصدیق ایمان کسانی که پیش تر معتقد شده اند، به کار می روند. هیچ شکل جدیدی از دلیل در این دوره ارائه نشد، چندین دلیل قدیمی کنار گذاشته شد، و آنهایی که باقی ماندند به صورت محکمی تقویت نمی شدند یا رد شدند، هرچند توسعه ادبی فزاینده ای در خصوص برهان از طریق نظم وجود داشته است.

استفاده مسیحیان از ادله الهیات عقلی
می توان استفاده مسیحیان از این ادله را تحت سه عنوان شرح داد: 1) برهان از طریق توافق عمومی، 2) برهان از طریق نظم و هدفداری نظام جهان 3) تغییر و تعدیل ها و برهان های جدیدی که آگوستین ارائه کرد. برخی از صاحب نظران تحت عنوان دوم بین برهان های «کیهان شناختی»، یعنی برهان هایی که از طریق نظم و قاعده مندی جهان است، و برهان های «غایت شناختی، یعنی آنهایی که از طریق فایده مندی اشیا برای زندگی انسانی اند، فرق می گذارند. این اصطلاح شناسی با اصطلاح شناسی کانت، که برهان کیهان شناسی اش بر ضرورت وجود علت نخستین مبتنی است، و اصطلاح شناسی کسی که همه عنوان دوم را تحت عنوان «غایت شناختی» قرار می دهد، متفاوت است.

برهان از طریق توافق عمومی
از آن جا که مسیحیان به مبارزه با شرک رایج علاقه داشتند، و این امر آنان را به سوی تمسخر اختلافات میان مشرکان سوق می داد، ارائه برهان توافق به صورتی قانع کننده مشکل می نماید. این برهان گاهی با هدف محدود محکوم کردن حس گرایی محض یا الحاد به کار می رفت. لاکتانتیوس و محتملا هیلری، چنین کرده اند. این مدعا که همه انسان ها به یک خدا باور دارند، گاهی چنان به اختصار بیان می شد که به سختی به حد برهان می رسید. ایرنئوس، ترتولیان، کلمنت و دیدایموس، این گونه عمل کرده اند. مینوسیوس فلیکس به صورت حیرت آوری مدعی شده است که همه فیلسوفان یونان خداپرست اند! یوسبیوس در این زمینه نگرش متأملانه تری دارد. او مدعی است که همه انسان ها را طبیعت، و در واقع خود خدا، می آموزد، به گونه ای که ضمیری نیکو و سودمند نام و ذات خدا را نشان می دهد; اما تنها تعداد اندکی اعتقاد صحیح به خدای واحد را حفظ کرده و اکثر ایشان به شرک بازگشته اند. نظریه اعتقاد ابتدایی به یک «خدای برتر» در واقع در زمان های بسیار متأخر بار دیگر رواج یافت.

برهان از طریق نظم
برهان از طریق نظم نقش مهم تری در اندیشه مسیحیت اولیه ایفا می کند. این برهان گاهی به صورت مختصر ذکر شده و گاهی به تفصیل توسعه یافته است، هرچند کم تر نکته جدیدی در آن ارائه شده است. آتناگوراس در ارائه این برهان مدعی تأیید فیلسوفان یونان است و تئوفیلوس برخی از فروع را شرح و بسط می دهد، هرچند آنان اختلافات فیلسوفان را نیز نقد می کنند و تئوفیلوس این دیدگاه رایج را که جهان از ماده ازلی ساخته شده، محکوم می کند. بیان های گویایی را، هرچند بدیع نیستند، درباره این برهان می توان در آثار مینوسیوس فلیکس، آتاناسیوس، گریگوری نازیانزی، و گریگوری نیسایی یافت.اما بسیاری از نویسندگان مسیحی از این وضع نامناسب فلسفی رنج می بردند. تبیین ایشان از جهان طبیعی وابستگی نزدیکی با روایت سفر پیدایش 1_2 داشت؛ آنان این روایت را یک گزارش لفظی دقیق از منشأ و شکل جهان می گرفتند. بنابراین، آنان دیدگاه هایی را می پذیرفتند که ممکن است به نظر بسیاری از مشرکان معاصرشان خام و ابتدایی آمده باشد. یک مثال، این گفته باسیل است که آسمان، اگر سقفی سخت است، پس باید مخازنی را دربرداشته باشد که آب باران را از فرو افتادن از دور دست سطح زمین قبل از این که اجازه سیراب کردن زمین را بیابد، ممانعت کند! اگر نسبت به باسیل بی طرف باشیم، باید بگوییم که این بحث به صورتی متعصبانه مطرح شده است، لازم نیست یک آسمان سخت در جهت فوقانی اش محدب باشد. اما دریافت خود او از گنبد آسمان بسیار مبهم است چنین به نظر می رسد که آسمان هم رقیق است و هم فشرده.

نقش آگوستین در الهیات عقلی
نقش آگوستین در الهیات عقلی بسیار عمیق تر و بدیع تر بود، هرچند او اهمیت کمی به آن می دهد. در واقع تعالیم او با تجارب او کم تر مناسب است. تغییر کیش عقلانی به افلاطونی گری قدم قاطعی در رشد او بود. گرویدن نهایی او به مسیحیت عمدتا به غلبه اعتراضات و نارضایتی عاطفی و اخلاقی او وابسته بود. اما او این قدم اخیر را حرکت اساسی به سوی درک و سرسپردگی کامل می انگاشت، بنابراین، او به نوکیشان توصیه می کرد که در وهله نخست به اعتقاد به متون مقدس گردن نهند. کاوش های عقلی می تواند به دنبال آن و در رتبه بعد بیاید. برهان از طریق توافق را می توان در آثار آگوستین یافت و قطعا آثاری از برهان از طریق نظم وجود دارد اما این به شکلی ارائه شده که شخصی و عبادی است و تلاش نمی کند که برهانی قاطع فراهم کند.همین را می توان درباره برهان از طریق درجات وجود گفت. به نظر نمی رسد که آگوستین علاقه ای به اثبات وجود یک موجود کامل داشته باشد، بلکه در پی متقاعدکردن شنوندگان و خوانندگان خود به این بود که رضایت و اطمینان واقعی و ماندگار را در هیچ جای دیگر نمی توان یافت. در برخی از آثار او نگرش هایی وجود دارد که به شیوه رسمی و غیر عامیانه نزدیک تر است. بخش سلبی این برهان، که بر بی ثباتی موجودات مخلوق تأکید دارد، گاهی از برهانی که به زمان های بعد تعلق دارد، یعنی «برهان کیهان شناسی»، به معنای کانتی آن، حکایت می کند. بدیع ترین و کامل ترین برهان را نیز باید در کتاب درباره اراده آزاد یافت. آگوستین مخاطب خود را وادار به پذیرش این می کند که خود او وجود دارد، و این نشان می دهد که او وجود، حیات و عقل دارد. در پی آن یک برهان می آید که منظور از آن نشان دادن این است که عاقل بودن بهترین صفت انسان است. سپس در این برهان مطرح می شود که چیزی بالاتر از عقل انسانی، که در واقع بالاتر از هر چیز دیگر است، وجود دارد، وصفی که تنها مناسب خدای ابدی و تغییرناپذیر است. آگوستین برای اثبات این امر چنین استدلال می کند که عقل انسانی به واقعیتی وابسته است که از خودش بالاتر است، یعنی حقیقت مطلق، که باید با خدا، که منبع همه سعادت ها و نیز اقناع و رضایت عقلانی است، یکی گرفته شود.

منابع
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی- درآمدی بر الاهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت- قم- موسسه فرهنگی طه- بهار 1382- صفحه 62-39
هنری تیسن- الاهیات مسیحی- ترجمه ط.میکائیلیان- تهران- انتشارات حیات ابدی
اتین ژیلسون- مبانی فلسفه مسیحیت- ترجمه محمد محمدرضایی و سید محمود موسوی- قم- انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم- ج اول- زمستان 1375
کریستوفر استید- فلسفه در مسیحیت باستان- مترجم عبدالرحیم سلیمانی اردستانی- ناشر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- تاریخ نشر 1380
توماس میشل- کلام مسیحی- ترجمه حسین توفیقی- مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب

سایر اطلاعات:
کد مطلب: a1b65
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ق.ظ 1:44:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=a1b65


هم گروهی ها
توصیف وجود خدا به صورت آتش گریگوری نه تنها خدا را با نور، بلکه با آتش نیز توصیف می کند. البته آتش به صورت طبیعی با نور مرتبط است، و نظریه رواقی آن را با روح (نئوما) نیز ...
جان هیک در کتاب اسطوره تجسد خدا می نویسد: اغلب مسیحیت را «دین تجسدی» قلمداد می کنند. این عبارت را می توان به دو معنا، یکی وسیع تر و دیگری مضیق تر، درک کرد. در معنای وسیع ...
تفسیری از مطالب پولس تفسیر مطالب پولس روشنگر دو نکته است: اولا این واقعیت که یکی از مهم ترین طرح های مسیح شناسانه عهد جدید آموزه تجسد خدا نیست، هرچند عناصر مربوط به ...
در تعریف ایمان نیز مانند تعریف دین، کثرت و تعدد و اختلاف در تعریف وجود دارد. نقطه اختلاف در تعریف ایمان، آغاز کشمکش ها و مجادلات دیگر دین شناختی می باشد. از این روی در ...
رهیافت تاریخی از ایمان و وحی تلقی دیگری نیز نسبت به ایمان وجود دارد. این تلقی با تعریف خاصی که از وحی می کند، ایمان را از سنخ یک تجربه و ادراک قلبی آن امر وحیانی می ...
تجدد گرایان ارتدکس الهیات آبایی نوین، که از نیمه قرن بیستم غالب بوده است، تنها جریان مؤثر در تفکر ارتدکس جدید نیست. سنت فلسفه دینی ای که در قرن نوزدهم در روسیه به ...
رابطه سنت جدید ارتدکس با تفکر غربی تامل فلسفی و کلامی در سنت جدید ارتدکس، هم با تفکر غربی ارتباط تنگاتنگ دارد و هم شدیدا از آن فاصله دارد. بیشتر این فاصله ها را می ...
در این مقاله، بحث از اموری است که الهیات را می سازند و مقوم آن هستند. البته می توان این امور را (منابع الهیات) نامید، اما جان مک کواری این امور را (عوامل سازنده) نام می ...
مراحل نجات و رستگاری در آیین مسیح مسیحیان در مورد رستگاری انسان سه مرحله قایل شده اند: 1- انسان قبل از هبوط آدم 2- انسان بعد از هبوط و قبل از صلیب 3- انسان بعد از ...
موانع نجات از دیدگاه مسیحیت در آیین مسیحیت از «گناه» و «شریعت» به عنوان دو مانع مهم نجات و رستگاری بشر یاد شده است. یکی از نظرهای مهم قدیس اگوستین، بزرگ ترین پدر راست ...