امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

ایمان در کلام مسیحی (تعاریف ایمان از منظر فلاسفه)


توضیحات کوتاه:

در تعریف ایمان نیز مانند تعریف دین، کثرت و تعدد و اختلاف در تعریف وجود دارد. نقطه اختلاف در تعریف ایمان، آغاز کشمکش ها و مجادلات دیگر دین شناختی می باشد. از این روی در ...


توضیحات:

در تعریف ایمان نیز مانند تعریف دین، کثرت و تعدد و اختلاف در تعریف وجود دارد. نقطه اختلاف در تعریف ایمان، آغاز کشمکش ها و مجادلات دیگر دین شناختی می باشد. از این روی در برخورد با ایمان، تعریف واحد و آشکار وجود ندارد که بتوان بر اساس آن به توافق و اجماع در تعریف رسید. زیرا در تعریف ایمان نیز، رویکردها و نگاههای متفاوتی وجود دارد که هریک ایمان را از منظر خاصی مورد توجه قرار داده است. البته این تعدد تعاریف، بیشتر در حوزه های کلام مسیحی روی داده است تا در حوزه کلام اسلامی.

تعریف ایمان در کلام مسیحی
در کلام مسیحی به چند رهیافت کلی می توان اشاره کرد:
1. رهیافت معرفت گرایانه 2. رهیافت شهودگرایانه 3. رهیافت تاریخی 4. رهیافت جامع گرایانه.

1- رهیافت معرفت گرایانه
رهیافت فوق یک تلقی فیلسوفانه از ایمان است که گوهر اساسی ایمان را از جنس معرفت می داند که از آن به رویکرد و رهیافت گزاره ای ایمان، نیز یاد می شود. مطابق این تلقی، ایمان یک اعتقاد یقینی است که به واسطه برهان و ادله اثبات پذیر می باشد. این نوع رویکرد را در گرایش الهیات عقلانی و طبیعی می توان دید.

الف: ایمان پذیرش عقلی مضمون وحی
تعریفی که شورای واتیکان در سال 1870 از ایمان ارائه می کند در ذیل تلقی فوق قرار می توان داد. «جان هیک» تعریف ایمان را در کتاب خود اینگونه ذکر می کند: «یک کیفیت ماوراء طبیعی که به واسطه آن، در حالی که لطف خداوند شامل حال ما گردیده و به مدد ما شتافته باور کنیم که چیزهایی را که خداوند وحی کرده، واقعی هستند. همانطور که یک متکلم یسوعی آمریکایی معاصر می نویسد: برای یک کاتولیک واژه ایمان، تصور نوعی پذیرش عقلی مضمون وحی را به عنوان حقیقت به ذهن متبادر می کند و این بخاطر قدرت گواهی دهنده خدای فرستنده وحی است. ایمان واکنش کاتولیک ها است به نوعی پیام معقول که خداوند آن را ابلاغ نموده است».

ب: ایمان، واکنش ارادی و متعهدانه
یکی دیگر از تعاریفی که از منظر عقلانی و معرفتی به ایمان توجه شده، تعریفی است که یکی از فیلسوفان متاخر ارائه کرده است: «ایمان متفاوت است از عقیده داشتن به یک قضیه محتمل، زیرا قضیه محتمل می تواند موضوعی کاملا نظری باشد. ایمان «بله» گفتن است که شخص را متعهد می کند. کار ایمان تبدیل احتمالات به مسلمات عقلی نیست؛ تنها افزایش مقدار کافی در کفه ترازوی دلایل و مدارک قادر به انجام این کار است. اما ایمان واکنش ارادی است که ما را از رهیافت نظری و عقلی خارج کرده و نجات می دهد». در رهیافت معرفت گرایانه از ایمان دینی می توان از برجسته ترین متکلمان مسیحی همچون «توماس اکویناس» نام برد که به دنبال وی «ویلیام جیمز»، «پاسکال» نیز با حفظ جوهر بنیادین نظریه اکویناس، آن را در قالب های دیگر طرح کردند. در واقع در تلقی معرفتی و گزاره ای ایمان را می توان به دو گرایش اراده گرایانه و غیر اراده گرایانه تفکیک کرد. در نوع اراده گرایانه، حضور نوعی اراده و اختیار در ایمانی که به معرفت گزاره ای تفسیر می شود می توان شاهد بود. در نوع غیر اراده ای، فقط عنصر معرفتی و گزاره ای را در ایمان اشاره می کند. با این بیان توماس اکویناس و ویلیام جیمز و پاسکال در نوع تلقیاتشان از ایمان معرفت گزاره ای همراه با اراده و اختیار می باشد. لذا مشخصات و ویژگی هایی که معرف نظریه معرفت گرایانه و گزاره ای از نوع ارادی می باشد از این قرار است:
1_ شکلی از باور گزاره ای
belief that) -2- وجود شواهد اندک به نفع گزاره های فوق
3_ لزوم دخالت اراده آدمی در مسأله ایمان و استفاده از آن برای جبران نقص مدارک

ج: ایمان تصدیق ارادی بر اساس شواهد کافی
از نظر توماس آکویناس ایمان عبارت است از «تصدیق گزاره های وحی شده و قبول قلبی آنها». از دیدگاه آکویناس، ایمان ماهیتی معرفتی دارد و در مراتب معرفتی میان رأی یا گمان و علم یا دانش قرار گرفته است. رأی از نظر وی عبارت است از اعتقاد بی شاهد و بی دلیل ازاین رو احتمال خلاف آن می رود. اما دانش عبارت است از اعتقاد مبتنی بر شواهد کافی بر صدق، از این رو یقینی است. در حالی که ایمان مبتنی بر شواهد ناکافی و ناقص است چرا که حضور خداوند چنان ملموس نیست که بتوان دلیلی قوی برای علم به وجود او پیدا کرد. اما از نظرگاه آکویناس در اینجا اراده و خواست آدمی دخالت می کند و در اثر آن عقل انسان چنان مؤکد و سخت به وجود خداوند و دیگر اصول دینی اعتقاد پیدا می کند که منجر به اطاعت محض او از خداوند می شود، نتیجه آن که از نظر آکویناس ایمان کار عقل است و همان تصدیق به حقیقت الوهی؛ اما تصدیقی که ریشه در خواست آدمی دارد. پس خواست واراده ماست که به کمک فقدان مدارک کافی آمده، نقص آنها را جبران می کند. در واقع، آدمی با دیدن شواهد خاصی از قبیل معجزه ها، با این که آنها را برای اعتقاد به وجود خداوند کافی نمی داند تصمیم به تصدیق آن گرفته، دعوت خداوند را پاسخ مثبت می دهد. بنابراین در نگاه آکویناس، ایمان تصدیقی است که یک فرد مومن با توجه به شواهد و ادله ناقص، بر اساس اراده خود به آن اقبال می کند. البته اکویناس، وجود شواهد ناکافی در تعریف ایمان را از آن روی ضروری می داند تا عنصر و جوهره ایمان یک امر ضد عقلانی و عقیده فاقد مدرک تلقی نشود. در نهایت این تلقی، در تعریف ایمان می خواهد بر این پای فشارد که ایمان تصدیق و معرفت به گزاره های وحیانی است که بر اساس یک نوع خردورزی و عقل اندیشی صورت می گیرد.

رهیافت پل تیلیخ از فلسفه دین اکویناس
در این راستا تحلیلی که «پل تیلیخ» از رهیافت فلسفه دین اکویناس دارد، قابل توجه است. به اعتقاد وی رهیافت تومیستی به فلسفه دین یک طریق عقلانی و با واسطه در جهت وصول به خداست به همین خاطر به یک نوع استنتاج عقلانی، مبتنی گشته است و یک عقلانیت استدلالی جایگزین عقلانیت بی واسطه پیروان فرقه فرانسیسی می شود. بر این اساس آکویناس می نویسد: «هر چیز به دو شیوه معلوم یا شناخته می شود؛به واسطه خودش و به واسطه ما، بنابراین من می گویم از آنجا که خدا در خود هست پس گزاره «خدا هست» به واسطه خودش معلوم است. زیرا محصول و موضوع در این گزاره یک است. زیرا خداوند خود وجود خویش،... لیکن از آنجا که ما در مقابل با قاطعیت وجود وی از ماهیت خدا آگاه نیستیم، پس گزاره «ماهیت خدا این است»، به واسطه خود معلوم و شناخته نیست بلکه باید با توسل به آن چیزهائی که به دیده ما معلوم تر است یعنی توسل به آیات و آثار او اثبات شود». به گفته تیلیخ همین نگاه عقلانی وی نسبت به ایمان به خدا، نتیجه اش گسست ایمان و عقل است. به همین جهت به عقیده توماس موضوع یا ابژه ای واحد نمی تواند که هم متعلق ایمان و هم متعلق معرفت قرار گیرد.به این دلیل که ایمان متضمن پیوندی بی واسطه با موضوع خود نیست. منظور وی پیوند محسوس و تجربی با موضوع می باشد لذا مرتبه ایمان کمتر از معرفت است. توماس می گوید: «از آنجا که تجربه ایمان فاقد جنبه بصری یا توانائی رویت ذات باری است پس ایمان هیچ گاه به مرتبه نظام معرفتی مشهود در علم نمی رسد».از همین روی آنچه توماس از ایمان، اراده کرده چیزی جز، باور به سطح نازل از شواهد و مدارک برای اثبات متعلق ایمان نیست. این درک از ایمان نیز به زوال «ایمان» خواهد انجامید.

تلقی و تعریف معرفت گرایانه پاسکال از ایمان
از این روی در تلقی و تعریف معرفت گرایانه، «پاسکال» نیز ایمان را بر اساس محاسبه عقلی و ریسک کردن مورد توجه قرار می دهد. شرط بندی پاسکال در توجه به ایمان یک نوع اطمینان بخشی عقلانی به فرد مومن است. «ویلیام جیمز» نیز به عنوان یک مومن، موسس مکتب پراگماتیسم در مقاله معروف «خواهش ایمان» (1897) به این نکته اشاره می کند که هر چند ما نمی توانیم دلیل قطعی به وجود و عدم وجود خدا اقامه کنیم ولی ایمان به وجود خود و عدم ایمان به آن، چنان از اهمیت خطیری برخوردار است که هر انسان عاقلی حاضر است به خاطر ایمان به خدا بر سر زندگانی خود شرط بندی کند لذا نمی توان با موضع شکاکانه حرکت برداشت.

دیدگاه ویلیام جیمز
ویلیام جیمز می نویسد: «موضوع و تو کننده ایمان شما چنین است: بهتر است از دست دادن حقیقت را ریسک کنیم، نه شانس خطا را. او نیز مانند مومنان هست و نیست خود را خطر می کند. او در عرصه ای مخالف با فرضیه دینی فعالیت می کند. همچنان که مومنان در پشتیبانی حوزه مخالف دیگر و نقطه مقابل هستند. توصیه و تبلیغ شکاکیت به ما به عنوان یک وظیفه تا «شواهد کافی» برای دین پیدا شود، برابر است با گفتن اینکه در حضور فرضیه دینی، تسلیم ترسمان شدن که آن را خطا می داند، بهتر و عاقلانه تر است از تسلیم امیدمان شدن که می گوید چه بسا حق باشد. فریب در برابر فریب، چه دلیلی هست که فریفتگی بر اثر امید، بسی بدتر است از فریفتگی بر اثر ترس؟».

2- رهیافت شهودی و عرفانی
طبق این تلقی از ایمان، ایمان فراتر از عقل و معرفت محسوب می شود، که در آن نوعی اعتماد و اطمینان همراه با اراده نهفته است به این نوع رویکرد، ایمان غیر گزاره ای نیز اطلاق می شود. لذا بر اساس رهیافت فوق ایمان «اولا، نوعی (اعتماد) است و بنابراین در ساحت اراده تحقق می پذیرد نه در ساحت معرفت و ثانیا متعلق آن یک شخص است نه گزاره، بنابراین مطابق این تلقی، ایمان فعل اراده است و وضعیت وجود خاصی است که تمامیت وجود آدمی را در بر می گیرد و استحاله می بخشد و لذا در ساحتی گسترده تر از عقل و معرفت دست می دهد.از این رو می توان تلقی عارفانه از ایمان را رویکرد وجودی یا غیر گزاره ای به ایمان نیز نامید». با توجه به بیان فوق تعریف های زیر را می توان در این تلقی گنجاند:

الف: ایمان یعنی حالت دلبستگی واپسین
پل تیلیخ (Poul Tillich) ایمان را این گونه تعریف می کند: «ایمان حالت دلبستگی واپسین است، پویایی ایمان پویای دلبستگی واپسین انسان است ایمان به مثابه دلبستگی واپسین، عمل کل شخصیت است در محور حیات شخصی روی می دهد و تمام عناصر آن را در بر می گیرد، ایمان محوری ترین عمل ذهن بشر است ایمان حرکت بخش صرف یا کار کرد خاص کل وجود انسان نیست. ایمان به همان میزانی که از حاصل جمع تأثیرهای عناصر حیات شخصی فراتر است. از هر تأثیر خاص دیگر نیز فراتر می رود و خودش بر روی هر یکی از عناصر حیات شخصی تأتیر قطعی دارد». در این عمل هیچ کدام از کارکردهای عقلانی انسان نیست، همان طور که عمل روان ناخودآگاه انسان نیز نیست. بلکه عملی است که عناصر عقلانی و غیر عقلانی وجود انسان در آن فراتر می روند. «خصیصه وجدی ایمان، ویژگی عقلانی ایمان را طرد نمی نماید گر چه با آن یکسان نیست، تمایلات غیر عقلانی را بدون یکسانی با آنها در بر می گیرد». بنابر این از نظر پل تیلیخ ایمان حالت دلبستگی نهایی آدمی و غایت قصوای اوست. به اعتقاد تیلیخ چیزی غایت قصوی است که معنا بخش زندگی ما باشد و واقعیت و هدف زندگی ما در گرو آن. در نظر او غایت فقط یک چیز است و آن وجود واجب الوجود است هر چند آدمیان دلبستگی هایی دارند که آنها را نهایی می دانند ولی به نظر تیلیخ این اشتباه بزرگی است که آنچه که حقیقتا نیست متعلق دلبستگی نهایی قرار گیرد. به هر روی از نظر تیلیخ ایمان به دست آوردن چیزی نیست. ایمان تحصیل معرفتی که وجود ندارد نمی باشد. ایمان تنها توجه کردن و التفات به چیزی است که آدمی خود دارد. ایمان هوشیاری به ذات تعلقی و وابسته خود است، نوعی وابستگی که همه وجود آدمی را از آن وجود مطلق سرشار میکند. ایمان زدودن غفلت از چیزی است که خود دارد.

ب: ایمان یعنی وثوق و اعتماد و تعهد قلبی
«ریچارد سن» ایمان را این گونه تعریف می کند: «برای پی بردن به مواد کتاب مقدس یا الهیات اهل کتاب از کلمه ایمان، باید به این نکته پی برد که مراد از آن القای یک فهم یا یک اندیشه به شیوه ای که از معرفت برهانی کمتر باشد نیست، مسأله باور کردن است نه اثبات کردن. و نیز به نحوه تلقی عبرانی از این کلمه باید توجه داشت، که جان کلام را در اعتماد کردن، و ثبات قدم و وثوق داشتن دانستند و غالبا با حرمت نهادن به یک شخص نه یک گزاره یعنی وثوق شخصی و قلبی در یک رابطه قلبی است».

ج: ایمان یعنی جهت یافتگی و اهتدای اراده
«ایان باربور» خود نیز ایمان را به معنی جهت یافتگی و هدایت اراده انسان تلقی می کند که در رویکرد شهود و عرفانی، می گنجد: «ایمان عبارت است از جهت یافتگی یا اهتدای اراده، و بیشتر اعتقاد بستن در یک شخص است تا متقاعد شدن به صدق و صحت یک قضیه، اعتماد یا وثوق واکنشی است که از «وثوق پذیری» خداوند آموزگاری و لطف او انگیخته می شود؛ و در عین حال عمل انسانی «وثوق کردن» نیز هست که در اعتماد به خداوند است که انسان از حول و قوه خویش دست می شوید. روی آوردن به خداوند مستلزم روی بر تافتن از هر آن چیزی است که پیش از آن محل وثوق و اعتماد بوده است. ایمان مستلزم «ایمان ورزی» توکل، بیعت و اطاعت است».
(ادامه دارد...)

منابع
محمدرضا خاکی قراملکی- ایمان، معرفت، خدا (تحلیل سیستمی از ایمان دینی)- انتشارات باشگاه اندیشه
کالین براون- فلسفه و ایمان مسیحی- ترجمه طاطه وس میکائیلیان- انتشارات علمی و فرهنگی تهران- 1375
محسن جوادی- نظریه ایمان در عرصه کلام و قرآن- معاونت امور اساتید دروس معارف اسلامی قم- چاپ اول- زمستان 1376
جان هیک- فلسفه دین- ترجمه بهرام راد- انتشارات بین المللی الهدی- تهران 1372
پل تیلیخ- پویایی ایمان- ترجمه حسین نوروزی- انتشارات حکمت
مصطفی آزادیان- فصل نامه معرفت- شماره 88- مقاله ایمان- مقایسه ای تطبیقی بین اسلام و مسیحیت
محمدتقی فعالی- ایمان دینی در اسلام و مسیحیت- کانون اندیشه جوان- 1378
مایکل پترسون و دیگران- عقل و اعتقاد دینی- ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی- تهران- طرح نو 1376

سایر اطلاعات:
کد مطلب: f1b6d
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ق.ظ 1:48:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=f1b6d


هم گروهی ها
رابطه سنت جدید ارتدکس با تفکر غربی تامل فلسفی و کلامی در سنت جدید ارتدکس، هم با تفکر غربی ارتباط تنگاتنگ دارد و هم شدیدا از آن فاصله دارد. بیشتر این فاصله ها را می ...
در این مقاله، بحث از اموری است که الهیات را می سازند و مقوم آن هستند. البته می توان این امور را (منابع الهیات) نامید، اما جان مک کواری این امور را (عوامل سازنده) نام می ...
مراحل نجات و رستگاری در آیین مسیح مسیحیان در مورد رستگاری انسان سه مرحله قایل شده اند: 1- انسان قبل از هبوط آدم 2- انسان بعد از هبوط و قبل از صلیب 3- انسان بعد از ...
موانع نجات از دیدگاه مسیحیت در آیین مسیحیت از «گناه» و «شریعت» به عنوان دو مانع مهم نجات و رستگاری بشر یاد شده است. یکی از نظرهای مهم قدیس اگوستین، بزرگ ترین پدر راست ...
نقش اندیشه موعودگرایانه یهود در تحولات فکری و اجتماعی تاریخ اروپا باید گفت ملاحظه این شواهد و شواهد متعدد دیگر ما را بدین نتیجه می رساند که مفهوم نجات، منجی و موعود ...
گفتگوی عیسی با دو چهره اسطوره ای یهود و بالاخره در فقره ذیل که تأثیر واضح مضامین عهد عتیق در عهد جدید قابل مشاهده است، عیسی مسیح با دو چهره اسطوره ای یهود، یعنی ...
الهیات مسیحی، مانند بیشتر رشته ها، بر تعدادی از منابع استوار است. در سنت مسیحی از گذشته بحث های بسیاری در باب هویت این منابع و اهمیت نسبی آن در تحلیل های الهیاتی صورت ...
مقدمه وحی در سه دین بزرگ هم تبار یهودیت، مسیحت و اسلام مقوله ای بنیادین از آگاهی دینی است. انسان از خدا و اراده اش آگاه است، زیرا خدا آزادانه خود و صفات، هدف و دستورات ...
شوراهای بعدی شکل گیری آموزه های کلیسای ارتدوکس، همان طور که دیده ایم، با هفتمین شورای جامع پایان نیافت. از 787 میلادی، این کلیسا عقیده خود را از دو راه اصلی ابراز کرده ...
رنسانس سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ غرب رنسانس سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ غرب است، از آن رو که هنرها، ادبیات و... بعد از قرن ها فراموشی و میرایی، دوباره جان گرفت و زنده شد؛ ...