امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

پاره ای مباحث فلسفه دینی (سنت ارتدکس)


توضیحات کوتاه:

تجدد گرایان ارتدکس الهیات آبایی نوین، که از نیمه قرن بیستم غالب بوده است، تنها جریان مؤثر در تفکر ارتدکس جدید نیست. سنت فلسفه دینی ای که در قرن نوزدهم در روسیه به ...


توضیحات:

تجدد گرایان ارتدکس
الهیات آبایی نوین، که از نیمه قرن بیستم غالب بوده است، تنها جریان مؤثر در تفکر ارتدکس جدید نیست. سنت فلسفه دینی ای که در قرن نوزدهم در روسیه به وجود آمد، دارای اهمیتی یکسان، اما دارای روش ها و علقه های کاملا متفاوت با الهیات آبایی نوین است. این سنت در نسل پس از جنگ های ناپلئون پدیدار شد، آن هنگام اشراف زادگان جوان روسی، که در دانشگاه های اروپایی درس خوانده بودند، با استفاده از مفاهیمی که عمدتا متخذ از ایده آلیسم آلمانی بود، در صدد تفسیر واقعیت های جامعه روس، از جمله مذهب ارتدکس برآمدند. الکسی استفانویچ خمیاکف، که در کتاب خود بر مسیحیان و جامعه تکیه کرد، و ایوان واسیلی اویچ، که در فلسفه نظری نبوغ داشت، در خور توجه ترین متفکران نسل نخست بودند. این دو، تجدد گرایان ارتدکس بودند که همت خود را، برای روح بخشیدن دوباره به احساس پیوند اجتماعی و مسئولیت در جامعه مسیحی خودشان، مصروف داشتند. اصطلاح خمیاکف برای این ارزش ها، با هم عنصر اصلی اخلاقیات و آموزه کلامی ارتدکس جدید شد. sobornost بر آشتی دادن آزادی با مشارکت داشتن در جامعه پرتحرک مسیحیان دلالت می کند.

صاحبان هنر مکتوب قرن نوزدهم و فلسفه دینی روسی
صاحبان هنر مکتوب قرن نوزدهم، مخصوصا نیکلای واسیلی اویچ گگل، شاعر متافیزیکی، فیودور ایوانویچ تیوچف و داستان نویسان، فیودور میخائیلویچ داستایوسکی و تولستوی، در بر پایی فلسفه دینی روسی سهیم بوده اند. در میان اینها، فقط تولستوی در مناسبت های پراکنده نوعی فلسفه دینی از کار درآورد. دیدگاه های کلامی او، که بسیار مرهون تفاسیر آزادیخواهانه قرن نوزدهمی از مسیحیت بود، سبب ارائه چهره ای بدعتگذار شد بدان میزان که او را از مسیحیت ارتدکس خارج ساخت. نویسندگان دیگر، که همه عمیقا به ارتدکس وفادار بودند، عمدتا از خلال هنرشان سخن گفتند. آثار داستایوسکی، به طور خاص، مورد تمجید فیلسوفان روسی متاخر واقع شد.

انسان شناسی کلامی داستایوسکی
از دیدگاهی نظام مند، عظیم ترین دستاورد داستایوسکی، انسان شناسی کلامی او بود. تا زمان داستایوسکی آموزه های لودویگ فوئر باخ و دیگر متفکران ضد ایده آلیسم به روسیه رسیده بود. اصول گرایان روسی این نظریه را که الهیات به خطا در جای انسان شناسی قرار داده شده، از روی شیفتگی پذیرفتند. داستایوسکی با سبکی برخوردار از ویژگی ارتدکسی پاسخ داد که وجه تمایز آن را می توان از طریق ایجاد تقابل بین آن با جواب مشهوری که کارل بارث به همین چالش طلبی داد، به تصویر کشید. آن گونه که بارث معتقد بود، مسئله، اصول گرایی فلسفی نبود. در اصول گرایی فلسفی صرفا عیب اصلی کل الهیات لیبرال و ایده آلیست بروز یافت، که عبارت بود از این فرض که انسان شناسی می تواند نقطه شروع الهیات باشد. متکلمان دچار نقض غرض شدند، و راه حل، برگردانیدن الهیات به نقطه شروع صحیح آن بود: انکشاف کلمه خدا. اما داستایوسکی انسان شناسی را نقطه شروع طبیعی برای الهیات دانست. در نظر او به خطا افتادن اصول گرایان از حیث کلامی بدان جهت بود که آنها پیش از آن، از حیث انسان شناختی، به خطا رفته بودند. موجود نوعی آنها در حالی که واقعیتی تجربی وانمود می شد، نوعی انتزاع محض بود که روز به روز از طریق شیوه رفتار بالفعل انسانها، طرد می شد. هر انسان زنده ای، ژرفای شگفت انگیز و معدنی جوشنده از انگیزه هاست که آرمانهای متعالی و تلقینات دینی را هرگز نمی توان از او بیرون برد. در کتاب برادران کارامازوف (3.3.1)، دمیتری به آلیوشا می گوید: «انسان پهناور است، آری، خیلی پهناور، این من هستم که او را محدود می کنم! آنچه ذهن آن را مغضوبیت می بیند، به چشم دل زیبایی است. آیا در شهر سدوم زیبایی وجود دارد؟ سخن مرا باور کنید آن جا دقیقا همان جایی است که مال اکثریت مردم است، آیا این راز را می دانستید؟ آنچه آزار دهنده است این است که زیبایی، امری صرفا اعجاب برانگیز نیست، بلکه امری راز آمیز است. جایی که شیطان با خدا می جنگد، و میدان نبرد قلب انسان است». داستایوسکی ادعای خود را بر خوش بینی متافیزیکی ارتدکسی مبتنی می کند، انسان شناسی می تواند نقطه شروع برای الهیات باشد، زیرا هر انسانی، زن یا مرد، حامل صورت واقعی خدا در وجود خویش است. نیکلای بردیائف (1931)، که ملهم از کی یرکگارد و نیچه و داستایوسکی است، این قضیه را در نوعی نظام اخلاقی از کار درآورد.

نقش سلوی یف در تاریخ فلسفه دینی روسی
چهره محوری در تاریخ فلسفه دینی روسی، دوست جوان داستایوسکی، ولادیمیر سرگیویچ سلوی یف (1900 - 1853) بود. سلوی یف نفوذ خود را تنها مرهون نبوغ فکری اش نبود، بلکه وامدار قریحه اش در پیوند زدن عالم هایی بود که به طور سنتی جدا بودند، حکمت دوستی غیر حرفه ای با فلسفه حرفه ای، تفکر غیر دینی با اعتقادات ارتدکس، گفتار استدلالی با سیر و سلوک عرفانی. فلسفه سلوی یف از نظرگاه روش شناختی صورتی از ایده آلیسم در سنت شیلینگ بود، مخصوصا شیلینگ صاحب کنفرانس های برلین (1841) و صاحب فلسفه پوزیتیویستی (ایده آلیسم عینی). کتاب نقد آرمانهای انتزاعی سلوی یف، یکی از بهترین نمونه های ایده آلیسم عینی در سر تا سر فلسفه است. آرمان اساسی تفکر سلوی یف اتحاد گسترده اضداد بود، که او آن را انسان خدایی نامید، اتحاد خدایی انسانی ای که او سرتاسر صیرورت عالم را در حرکت به سوی آن می دید. سلوی یف معتقد بود که مسیحیت ارتدکس نقشی حیاتی در تحقق بخشی تاریخی انسان خدایی ایفا کرد. او در باب سنت های دینی دیگر، به ویژه آیین کاتولیک رومی و یهودیت، نیز همین عقیده را داشت. سلوی یف مبلغ خستگی ناپذیر وحدت گرایی در مسیحیت، و یکی از صریح ترین منتقدان روسی ضدیت با یهود بود. سلوی یف، مثل ایده آلیست های بزرگ آلمانی، نقش تعیین کننده مواد بحث در چندین حوزه در تفکر روسی را برای سالهای بعد، به گستره نهایی فلسفی خود داد. تصور او در باب وحدت همه اشیا (vseedinstvo) که علی رغم اسمش نوعی تنسیق برای وحدت وجود نیست، بلکه تنسیقی برای دانش متافیزیک در باب ارتباطمندی است که شباهتی تلویحی با فلسفه پویشی انگلیسی آمریکایی دارد ترجیع بند مکتب متافیزیک روسی قرن بیستم شد، که پدر و سمیون لیودویگویچ فرانک آن را از کار درآورند. نوشته های سلوی یف درباره اخلاق و حقوق، مخصوصا توجیه خیرات، به احیای لیبرالیزم در روسیه اوایل قرن بیستم کمک کرد. زیبایی شناسی او در پیدایش حرکت نمادگرایانه در ادبیات روسی نقشی بارز داشت و اثر هنرشناس روسی پیشتاز قرن بیستم، یعنی الکسی فیودورویچ لوسف را در جایگاه واقعی خودش قرار داد. سلوی یف در کتاب معنای عشق، امور عشقی را در مواد بحث کلامی قرار داد، موضوعی که واسیلی ویچ روزانف، کارساوین و دیگران آن را گسترش دادند. سرانجام علاقه مادام العمر سلوی یف به عالم ناپیدای حکمی و قباله ای فلسفه نظری (نشانه دیگری از پیوند او با شیلینگ) تعمق در حکمت الهی را برای فلسفه دینی روسیه به ارث گذاشت، که الهام بخش فلورنسکی و سرگی نیکلااویچ بولگاکف در طراحی نوعی دوره تحصیلی بود که آن را حکمت شناسی نامیدند، یعنی مطالعه حکمت الهی در روند تحول جهان و پیدایش آن.

سرنوشت فلسفی تفکر آبایی نوین
مسئله فراگیر کلامی در باب جریان سلوی یف در تفکر روسی جدید، میزان توان وفق دادن این جریان با اعتقادات ارتدکس است. شیوه تحصیل آبایی نوین با فراهم آوردن دانش بسیار دقیقتر در باب سنت اعتقادی (نسبت به آنچه در روزگار سلوی یف در دسترس متفکران ارتدکس بود)، فاصله فکری مهمی را که تفکر دینی روسی جدید را از شیوه های الهیات آبایی تا حد زیادی جدا می کند، آشکار ساخته است. موضوع نظری از طریق علقه عملی یا نهادهای بازسازنده کلیسای ارتدکس، که پس از اثرات تخریبی دوران کمونیستی ایجاد شده اند، در می آمیزد. الهیات آبایی نوین با تعهدات کلیسایی صریح خود چنین می نماید که به صورتی عاجلتر در کار دم دست دخالت دارد تا سنت نظری سلوی یف. با این حال، نباید شتابزده چنین نتیجه گرفت که تفکر ارتدکس جدید در راه خود به نقطه انشعاب رسیده است.

تلاشهای فلورنسکی و بولگاکف
تلاش های مهمی که فلورنسکی، (سلسینسکی 1984) و بولگاکف (45 - 1933) در راه سازگار کردن سنتهای نظری و اعتقادی انجام داده اند، در خور توجه بیشتری نسبت به گذشته هستند. مضافا این که اصطلاحات الهیاتی فلسفی تفکر آبایی نوین، جدا از اصطلاحات تاریخی الهیاتی، مبهم باقی می ماند. وجود شناسی شخصی گرایانه، که خطوط کلی آن را متکلم یونانی جدید جان د. زیزیولاس (1985) ترسیم کرده است، اقدام امیدوار کننده ای در این راستاست، اما پایه و اساسی کافی برای داوری در باب سرنوشت فلسفی تفکر آبایی نوین نیست. ضمن این که می توان توقع داشت که سنت بومی فلسفه دینی روسی که به دنبال فروپاشی کمونیسم، در حال ظهور مجدد در موطن خود است نقش فعال خود را در تفکر جدید ارتدکس احیا کند. در فراخوانی اخیر، که عالم پیشگام تفکر دینی روسی برای همیاری فلسفی صورت داد، نه تنها پژواک الهیات آرامش گرایانه که علمای آبایی نوین آن را تشریح کرده اند، بلکه آهنگ پرنشاط ایده آلیسم سلوی یفی نیز به گوش می رسد. تفکر ارتدکس ظاهرا آماده دوره ای در خور توجه در قرن بیست و یکم است.

منابع
پل والی یر- فصلنامه هفت آسمان- شماره سوم و چهارم- مقاله سنت ارتدکس- ترجمه محمدتقی انصاری پور
فیلیپ ل. کویین و چارلز تالیافرو- مجموعه مقالاتی در باب فلسفه دین

سایر اطلاعات:
کد مطلب: g1b71
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ق.ظ 1:50:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=g1b71


هم گروهی ها
در تعریف ایمان نیز مانند تعریف دین، کثرت و تعدد و اختلاف در تعریف وجود دارد. نقطه اختلاف در تعریف ایمان، آغاز کشمکش ها و مجادلات دیگر دین شناختی می باشد. از این روی در ...
رابطه سنت جدید ارتدکس با تفکر غربی تامل فلسفی و کلامی در سنت جدید ارتدکس، هم با تفکر غربی ارتباط تنگاتنگ دارد و هم شدیدا از آن فاصله دارد. بیشتر این فاصله ها را می ...
در این مقاله، بحث از اموری است که الهیات را می سازند و مقوم آن هستند. البته می توان این امور را (منابع الهیات) نامید، اما جان مک کواری این امور را (عوامل سازنده) نام می ...
مراحل نجات و رستگاری در آیین مسیح مسیحیان در مورد رستگاری انسان سه مرحله قایل شده اند: 1- انسان قبل از هبوط آدم 2- انسان بعد از هبوط و قبل از صلیب 3- انسان بعد از ...
موانع نجات از دیدگاه مسیحیت در آیین مسیحیت از «گناه» و «شریعت» به عنوان دو مانع مهم نجات و رستگاری بشر یاد شده است. یکی از نظرهای مهم قدیس اگوستین، بزرگ ترین پدر راست ...
نقش اندیشه موعودگرایانه یهود در تحولات فکری و اجتماعی تاریخ اروپا باید گفت ملاحظه این شواهد و شواهد متعدد دیگر ما را بدین نتیجه می رساند که مفهوم نجات، منجی و موعود ...
گفتگوی عیسی با دو چهره اسطوره ای یهود و بالاخره در فقره ذیل که تأثیر واضح مضامین عهد عتیق در عهد جدید قابل مشاهده است، عیسی مسیح با دو چهره اسطوره ای یهود، یعنی ...
الهیات مسیحی، مانند بیشتر رشته ها، بر تعدادی از منابع استوار است. در سنت مسیحی از گذشته بحث های بسیاری در باب هویت این منابع و اهمیت نسبی آن در تحلیل های الهیاتی صورت ...
مقدمه وحی در سه دین بزرگ هم تبار یهودیت، مسیحت و اسلام مقوله ای بنیادین از آگاهی دینی است. انسان از خدا و اراده اش آگاه است، زیرا خدا آزادانه خود و صفات، هدف و دستورات ...
شوراهای بعدی شکل گیری آموزه های کلیسای ارتدوکس، همان طور که دیده ایم، با هفتمین شورای جامع پایان نیافت. از 787 میلادی، این کلیسا عقیده خود را از دو راه اصلی ابراز کرده ...