امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

تاثیر اسماعیلیه بر تصوف (بخش دوم)


توضیحات کوتاه:

در این قسمت به مطالب و مواردی چون، تأثیر مکتب ابن مسره بر ابن عربی، و تأثیرات مذهب حلاج، بر ابن عربی و اخوان الصفا و صوفیه پرداخته خواهد می شود. تأثیر مکتب ابن مسره بر ...


توضیحات:

در این قسمت به مطالب و مواردی چون، تأثیر مکتب ابن مسره بر ابن عربی، و تأثیرات مذهب حلاج، بر ابن عربی و اخوان الصفا و صوفیه پرداخته خواهد می شود.

تأثیر مکتب ابن مسره بر ابن عربی
در منابع متعددی این نکته مهم مطرح شده است که ابن عربی مسلما با آثار ابن مسره آشنا بوده و از آن ها بهره برده است، ابن مسره نیز یا باطنی بوده و یا از آموزه های اسماعیلی تأثیر پذیرفته بوده است. در مورد مذهب و گرایش های اعتقادی وی نوشته اند، ابن مسره بخشی از دوران تحصیل خود را در قیروان گذراند، آن هم در دوره ای که دولت فاطمی دوران رشد سیاسی و تبلیغی خود را می گذراند، مستشرق بزرگ اسپانیایی، آسین پالاسیوس، خاطر نشان کرده است که آرای ابن مسره، مانند این نظر او که نبوت می تواند اکتسابی باشد و اساسا اختصاصی نیست، از آموزه های باطنی الهام گرفته است. به گمان من هم این سخن ابن مسره که تدبیر عالم را به عرش باز گردانده، متأثر از عقائد اسماعیلی است، هم چنین است بسیاری دیگر از آموزه هایی که ابن مسره از نگرش نوافلاطونی یا از مدارس معتزلی از طریق باطنی ها فرا گرفته است. شاگردان ابن مسره این آموزه ها را تداوم بخشیدند، (سالم یفوت، ابن حزم والفکر الفلسفی بالمغرب والاندلس، ص254). اما در باب تأثیر پذیری ابن عربی از ابن مسره، سید حسین نصر بر آن است که، ورود ابن عربی به تصوف به هنگامی بر می گردد که ابن عربی به المریه سفر کرده است. المریه هم مرکز مکتب ابن مسره بوده است، (ابعاد عرفانی اسلام، ص434). ابن عربی خود در فصوص در فص ابراهیمی از ابن مسره جیلی نام می برد و نظر او را مطرح می کند. (فصوص الحکمه، ص84). هم چنین در سه مورد در کتاب عظیم خود، فتوحات، نیز از ابن مسره یاد کرده است. دو مورد آن در باب سیزدهم، با عنوان شناخت حاملان عرش است، در یک جا چنین می گوید، پیامبر شمار این حاملان عرش را در این جهان چهار و در آخرت هشت تن می داند، پس رسول خدا این آیه را تلاوت فرمود: «و حمل می کنند عرش پروردگار تو را در این هنگام هشت تن»، سپس فرمود، اینان امروز، یعنی در دنیا، چهار تن هستند و تعبیر آیه که هشت را نام می برد اشاره به آخرت است. از ابن مسره جیلی که یکی از بزرگ ترین اهل طریق است، از نظر علم و حال و کشف، روایت شده که عرش محمول همان ملک است، (الفتوحات المکیه، ج2، ص581). به هر حال این که ابن عربی با آثار ابن مسره آشنا بوده و از آن ها بهره برده است، می تواند شاهدی بر تأثیر پذیری او از اسماعیلیه باشد.

حلاج و ابن عربی
ارتباط عمیق فکری و روحی بین حلاج و ابن عربی بر صاحب نظران پوشیده نیست. ابن عربی در جای جای کتاب های خود به نقل قول از حلاج و تأیید دیدگاه های وی پرداخته است، اگر چه گاه گاهی نقدهایی را نیز متوجه او می کند. بسیاری از پژوهش گران، مبحث وحدت وجود ابن عربی را تکمیل آن چه حلاج داعیه دار آن به شمار می آید، یعنی وحدت شهود، دانسته اند. نکته مهم در این قسمت آن است که در مرحله اول بحثی پیرامون مذهب حلاج ارائه کنیم و در مرحله بعد به ذکر شواهد تأثیر گذاری حلاج، بر ابن عربی بپردازیم.

مذهب حلاج
یکی از اساسی ترین مباحثی که در پیرامون حلاج طرح گردیده، مسئله مذهب او است. جالب آنجا است که عده زیادی از دانشمندان اسلامی وی را از قرامطه و اسماعیلیه دانسته اند. ما در این مجال به نقل آراء مختلف و شواهد اسماعیلی بودن او می پردازیم. اسماعیلیه از همان زمان حلاج، او را از خود می دانستند، آن گونه که مصطفی غالب می گوید، حلاج در هنگام حضور خود در اهواز با داعی بزرگ اسماعیلی حسین اهوازی ملاقات داشته و در برخی از امور عقلی مباحثه و مجادله داشته اند مخصوصا در مسائل مربوط به امامت و رسالت و تأویل منطقی بعضی از آیات این مباحثات زمینه ای شد تا او با اندیشه های اسماعیلی در حکمت و سیاست و فلسفه و فقه و مسائل اجتماعی آشنا شود. دیدگاه اسماعیلی در رابطه با مدینه فاضله و تطبیق آن بر نظام های اجتماعی خود در جامعه های محدودشان، تعجب حلاج را بر انگیخت. بعضی از نصوص سری اسماعیلی به این نکته اشاره می کنند که حلاج به دست حسین اهوازی دعوت اسماعیلی را پذیرفته و همراه او به بعضی از مناطق اسماعیلی سفر کرده است. در سواد کوفه با داعی حمدان بن اشعث و عبدان آشنا شد. پس از آن به بحرین رفت و با ابوسعید جنابی آشنا گردید و در راه بازگشت با داعی محمد بن حسین معروف به دندان ملاقات کرد. از سوی دیگر عبدان نیز، چند بار در بغداد به ملاقات حلاج آمد و در مورد برخی از امور مهم مربوط به نشر دعوت اسماعیلی به تبادل نظر پرداخت، (مذهب حلاج، ص208). گذشته از بزرگان اسماعیلی دیگران نیز به باطنی بودن او، تصریح کرده اند. ابن تیمیه درباره حلاج بر این باور بود که او از پیش قدمان باطنیه و ملاحده بوده است. وی در ادامه می گوید این تبدیل حج دستاویز مناسبی بود، چون نوعی زندقه بود و با رأی قرامطه که چندی بعد از کشته شدن حلاج، حجرالاسود را ربوده و نزد خود بردند، هماهنگ بود. در دائره المعارف الاسلامیه آمده است، بعد از آن که حلاج از مشایخ خود تستری، عمرو مکی و جنید جدا شد، به سوی مردم آمد و آنان را به زهد و تصوف فرا می خواند و داعی قرامطه در خراسان، طالقان، اهواز، فارس، هند، گجرات، و ترکستان بود، (مذهب حلاج، ص198). البته باید به این نکته توجه داشت که بعضی از متونی که از حلاج با عنوان قرمطی یاد کرده اند، اسماعیلی بودن حلاج را اراده نکرده اند، بلکه اطلاق این عنوان دو جهت دیگر می تواند داشته باشد:
1. به معنای خارج از دین بودن، آن چنان که قرامطه نیز به سبب برخی از اعمال نظیر اباحی گری خارج از دین شدند و از آن پس تهمت قرمطی بر هر که می خواستند او را زندیق بنامند اطلاق می شد.
2. به معنای هم نظر بودن با قرامطه در مسئله حج، از آنجا که بعدها قرامطه به مکه حمله کردند و حجرالاسود را ربودند و این شباهتی داشت با آن چه در مورد او می گویند که کعبه ای در خانه خود ساخته بود و برگرد آن طواف می کرد، از این رو مسئله تبدیل حج را به وی نسبت می دهند، (جستجو در تصوف ایران، ص149). به هر حال بسیاری از متون او را با عناوین اسماعیلی و باطنی خوانده اند که تصریح در اسماعیلی بودن او دارد و مجالی برای توجیه باز نمی گذارد. از مؤیدات اصلی اسماعیلی بودن حلاج آن است که در زمانه وی هیچ فرقه یا گرایش فکری کلامی یا فقهی به جز اسماعیلیه را نمی توان یافت که همه بزرگان آن حلاج را پذیرفته باشند، بلکه اندیشمندان دیگر فرق حتی خود صوفیه، بیشتر او را رد کرده و برخی در مورد او توقف کرده اند. جامی در این مورد می گوید، نکته دیگری که در این مجال پرداختن به آن مهم به نظر می آید آن است که با دقت در موضع گیری برخی از متکلمان شیعی در قبال حلاج درمی یابیم که ایشان حلاج را از خود می دانسته اند و اشکال عمده ای که بر او می گرفتند ادعای بابیت امام زمان (ع) بوده و روشن است که این اندیشه به جز شیعه خاستگاه دیگری نمی تواند داشته باشد، (نفحات الانس، ص153). شیخ طوسی در الغیبه، و برخی دیگر از جمله افرادی هستند که حلاج را به سبب ادعای بابیت رد کرده اند، البته تصریحی بر شیعه بودن او ندارند. برخی دیگر از اندیشمندان ارتباط او با قرامطه را تأیید کرده اند، ولی اسماعیلی بودن وی را مسلم ندانسته اند و معتقدند، تنها شباهت هایی بین فعالیت های حلاج و قرامطه وجود داشته است. ماسینیون که بهترین تحقیقات را در رابطه با حلاج انجام داده است، معتقد است حلاج برای جذب و ارشاد دیگران، خود را هم عقیده آنان نشان می داد، اگر چه دیگران این کار را بر نفاق و دورویی وی حمل کرده اند. البته ایشان در تکمیل این مسئله می گوید، بنابراین تصور می کنم که حلاج، در عین این که بر حسب شیوه رفتار خود مطیع حکومت محل اقامت خود بوده، در عالم نظر، مشروعیت ادعای عرفی امامت را قبول داشته، بدون این که آن را با عصمت دوگانه، از نظر مذهبی و از جهت فردی، که شیعیان امامیه مدعی هستند، به هم آمیزد، ( همان، ص88). عبدالحسین زرین کوب هم به شباهتی که در اندیشه حلاج و باطنیان وجود دارد اشاره می کند، (جستجو در تصوف ایران، ص137). فرهاد دفتری نیز معتقد است که نفوذ فراوان و تأثیر گذاری حلاج بر مردم و حتی بر اعضای خاندان عباسی، حسادت عده ای را برانگیخت و آنان با تمسک به تعابیر نمادین و رمزی وی و برخی امور دیگر و نیز ارتباط او با قرمطیان، خواستار مجازات او شدند، (تاریخ و عقائد اسماعیلیه، ص 189-188). آن چه در مورد مذهب حلاج از اقوال مختلف نقل کردیم، اگر چه مشتی از خروار است، به خوبی نشان می دهد که چه اختلاف فراوانی در مورد کیش حلاج وجود دارد. به نظر می رسد با توجه به اقوال ذکر شده و بررسی دیگر متونی که در رابطه با حلاج سخن گفته اند، احتمال اسماعیلی بودن او رجحان می یابد. اگر چه به طور قطع نمی توان چنین حکمی کرد، چرا که به یقین رسیدن در چنین اموری عادتا ناممکن است.

تأثیرات حلاج بر ابن عربی
پس از آن که اجمالا با بیان شواهد و قرائنی، اسماعیلی بودن حلاج رجحان یافت، می توانیم به بررسی تأثیرات وی بر ابن عربی به عنوان جزئی از تأثیرات اسماعیلیه بر صوفیه بپردازیم. ابوالعلاء عفیفی در این زمینه می گوید، حسین بن منصور حلاج بیش ترین تأثیر را بر ابن عربی و عبدالکریم جیلی در طرح نظریه فلسفی صوفیانه ای که نام آن را «انسان کامل» نهاده اند، داشته است. حلاج اولین کسی است که به مضمون فلسفی این روایت یهودی مشهور پی برده است، روایتی که می گوید، خداوند انسان را بر صورت خودش، یعنی صورت الاهی، آفرید، صوفیه این روایت را از روی اشتباه به پیامبر نسبت می دهند، حلاج نظریه حلول خود را بر مبنای این سخن استوار کرد، حلول بین دو جنبه وجودی مختلف طبیعت انسان، یعنی ناسوت و لاهوت مغرق است. این دو جنبه در نظر او هیچ گاه با هم متحد نمی شوند، بلکه یکی با دیگری ممزوج می شود، آن گونه که شراب با آب مخلوط می شود. و این گونه است که حلاج برای اولین بار در تاریخ اسلام، این اندیشه را مطرح می کند، اندیشه ای که بعدها انقلابی گسترده در فلسفه صوفیه به وجود آورد، یعنی اندیشه خدا شدن انسان و در نظر گرفتن آن نوع خاصی از خلق که در لاهوتیت آن هیچ نوع دیگری به آن نزدیک نمی شود. ابن عربی این اندیشه حلاج را گرفت، (مذهب حلاج، ص208). از سوی دیگر می بینیم بسیاری از نویسندگان برخی تعابیر حلاج همانند «انا الحق» را به مفهوم وحدت وجود بر می گردانند، هر چند او خود چنین تعبیری را به کار نبرده است، این نکته نشانگر تشابه کاملی است که بین اندیشه های توحیدی حلاج و ابن عربی در وحدت وجود، یافت می شود، یعنی انا الحق کشف و اظهار اسرار است و غیر حق کیست و موجود دیگر کجاست تا انا الحق گوید؟
آن انا الحق نیست از غیر خدا *** غیر حق خود کیست تا گوید انا
چون تو را از تو به کل خالی کند *** تو شوی پست او سخن عالی کند، (مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص313). ابن عربی در آثار خود نیز در موارد متعددی نظریات حلاج را طرح کرده یا مواردی را که اصطلاحی از سوی حلاج وضع شده بوده است، متذکر گردیده و آرای او را تأیید کرده است، برای نمونه (الفتوحات المکیه، تحقیق عثمان یحیی، ج1، ص94 و 95).

اخوان الصفا و صوفیه
در مورد مذهب اخوان الصفا سخن فراوان گفته شده است اما به نظر می رسد اسماعیلی بودن این گروه نسبت به دیگر اقوال از رجحان بیشتری برخوردار است. با این پیش فرض می توانیم وارد بحث شویم و تأثیرات آن ها بر صوفیه را بررسی کنیم. کامل مصطفی معتقد است اسماعیلیه تأثیر مهمی در گرایش مسلمانان به فلسفه داشته اند، (تشیع و تصوف، ص90). فلسفه باعث شد که شیعه از حوزه کلام صرف خارج شود. تأثیر خواجه نصیر الدین طوسی در این دوره بسیار محوری و اساسی است. هر چند از تأثیر فخر رازی نیز در وارد کردن فلسفه در علم کلام نباید غفلت کرد. نگاهی اجمالی به اندیشه های عالمان صوفی نشان می دهد که در ابتدا هیچ گونه گرایش های فلسفی در میان آنان وجود نداشته است، اما بعد از ابن عربی، فلسفه به خوبی خود را نشان می دهد. مسلما در این میان نمی توان نقش عمده اسماعیلیه را نادیده گرفت.

نتیجه گیری
با عنایت به آن چه نقل شد روشن است که مشابهت ها در اندیشه های دو گروه فراوان و غیر قابل انکار است. اما این نکته که بتوان به صورت یقینی اندیشه مشخصی از صوفیه را برگرفته از آموزه ها و تعالیم اسماعیلیه دانست، مطلبی است که قابل اثبات جلوه نمی کند، و نگارنده این سطور در چند و چون نگارش این نوشتار تمامی منابعی را که احتمال می داد بتواند جلوه ای از این تأثیر پذیری را به صورت مشخص و موردی نشان دهد، بررسی کرد، اما چیزی نیافت. تا آنجا که بضاعت علمی و فرصت پژوهشی نویسنده اجازه می داد در هیچ یک از کتب صوفیه، عبارتی از آثار اسماعیلیه نقل نگردیده و یا به کلامی از بزرگان آن ها استناد نشده است و حتی ابن عربی با عبارات زیر از آن ها یاد می کند: «و نبغت طائفه ثالثه ضلت و اضلت، فاخذت الاحکام الشرعیه و صرفتها فی بواطنهم و ما ترکت من حکم الشریعه فی الظواهر شیئا، تسمی الباطنیه»، (الفتوحات المکیه، ج1، ص334). به عنوان نکته پایانی این مبحث می توان چنین گفت که این مشابهت های موجود می تواند مسئله ای باشد برای طرح و این همه تأکید نویسندگان بر تأثیر پذیری جای آن دارد که شروعی باشد برای پژوهش هایی جدی و بنیادین در این ساحت، اما این که صرف این مشابهت ها نکته ای مثبت باشد، نه در این مقوله و نه در مقولات دیگر به هیچ روی قابل قبول نخواهد بود.

منابع
فصل نامه هفت آسمان- شماره بیست و هشتم
روژه آرنالدز- مذهب حلاج- ترجمه عبدالحسین میکده- نشر جام- تهران- 1370
سید حیدر آملی- جامع الاسرار و منبع الانوار- تصحیح هانری کربن و عثمان یحیی- انتشارات علمی فرهنگی و انجمن ایران شناسی فرانسه- 1368
آن ماری شیمل- ابعاد عرفانی اسلام- ترجمه عبدالرحیم گواهی- دفتر نشر فرهنگ اسلامی- تهران- 1377
کامل مصطفی الشیبی- تشیع و تصوف- ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو- انتشارات امیرکبیر- تهران- 1359
فرهاد دفتری- تاریخ و عقائد اسماعیلیه- نشر فرزان روز- تهران- 1375
عبدالحسین زرین کوب- ارزش میراث صوفیه- انتشارات امیرکبیر- تهران- 1353
مجموعه مقالات اسماعیلیه- مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- قم- 1380

سایر اطلاعات:
کد مطلب: t1acb
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ق.ظ 12:27:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=t1acb


هم گروهی ها
در قسمت اول به کتب و متون مرتبط با این علم از قرن سوم تا زمان حال اشاره شد و در این قسمت به معرفی و بررسی متون اصلی علم ملل و نحل اشاره می شود. متون اصلی علم ملل و نحل ...
در ادامه و در قسمت دوم بررسی، خاستگاه و تاریخچه ی تشیع در بحرین، به مواردی چون، وضعیت شیعه در دوران حکمرانی بنی امیه و دوره ی استیلای صاحب زنج و نیز در دوره استیلای ...
طریق ظاهری بیان معارف معادشناسی معارف اسلامی در قرآن کریم، از راههای گوناگون بیان شده است و راههای نامبرده به طور کلی به دو طریق ظاهر و باطن منقسم می شود. بیان از ...
مقدمه یکی از بهترین راه های تأمل دربارۀ مسائل کلامی و تأثیر آنها در فرقه گرایی، رجوع به کتب اصلی است که در طول تاریخ مباحثات کلامی توسط دانشمندان فرق مختلف نگاشته ...
در قسمت قبل به اختلافات و گروه بندی شیعیان در قبال جانشینی امام علی، امام حسن و امام حسین (ع) پرداخته شد و در این قسمت به گروه بندی پیروان محمد حنفیه (کیسانیان) درباره ...
مقدمه زیدیه عالمان و دانشمندان بزرگی را در خود پرورش داده است. زیدیه در ابتداء بیشتر به فکر قیام و خروج برای انجام فریضه امر به معروف بود، و کمتر به فکر تبیین عقاید ...
پیش درآمد دیدگاه زیدیه در اصول دین تفاوت چندانی با دیگر عدلیه ندارد. آنان پس از اعتقاد به حسن و قبح عقلی، همچون دیگر شیعیان به دو اصل توحید و عدل به عنوان اساسی ترین ...
در ادامه و در این قسمت به موارد و مطالبی چون ظواهر مشترک اشعریت و عرفان در از مسائلی چون جبر، مسؤولیت خداوند، عقل و تفاوت های شهود عرفانی با تخیل عارفانه پرداخته ...
مکتب ماتریدیه بسیار گسترده است و دانشمندان بی شماری از آن پیروی کرده اند. به ناچار در این نوشتار دست به گزینش زده و از قرن چهارم هجری، که عصر ظهور و تأسیس مکتب ...
در خصوص جریان شکل گیری کلام امامیه باید گفت که به جز تعالیم مشترک میان مذاهب کلامی، چون مباحث توحید و تعالیم ویژه مکتب امامیه در بسط مسائل امامت که زیر بنای مباحث ...