امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

مشاهیر زیدیه از ابتدا تا قرن هشتم هجری


توضیحات کوتاه:

مقدمه زیدیه عالمان و دانشمندان بزرگی را در خود پرورش داده است. زیدیه در ابتداء بیشتر به فکر قیام و خروج برای انجام فریضه امر به معروف بود، و کمتر به فکر تبیین عقاید ...


توضیحات:

مقدمه
زیدیه عالمان و دانشمندان بزرگی را در خود پرورش داده است. زیدیه در ابتداء بیشتر به فکر قیام و خروج برای انجام فریضه امر به معروف بود، و کمتر به فکر تبیین عقاید خود بوده است. بنابراین امامان زیدیه در قرن دوم کمتر به تألیف اهمیت داده، ولی خیلی سریع بزرگان آنها متوجه این نقیصه عظیم شده و شروع به خلق آثار نمودند. قرن سوم، قرن شروع فعالیت های علمی زیدیه است که تاکنون ادامه دارد. از نکات برجسته تاریخ زیدیه این است که برخی از بزرگان با این که مقام امامت را عهده دار بوده و در حال جنگ یا حکومتداری بودند، باز دست از تألیف برنداشته و آثاری را خلق کرده اند. در این نوشتار به تأثیرگذارترین عالمان زیدیه در کلام و فقه پرداخته و با معرفی آثار آنها و دیدگاه های فقهی و اعتقادی آنها، با تفکراتشان بیشتر آشنا می شویم. در قسمت اول با زندگی و اندیشه های قاسم رسی از نوادگان امام حسن (ع) که در سال 169 هجری در منطقه رس (نزدیک مدینه) به دنیا آمد و امام هادی مؤسس حکومت زیدیه که نوۀ قاسم رسی می باشد و حسن بن علی از اولاد امام سجاد (ع) معروف به ناصر اطروش که در سال 230 هجری متولد گردید آشنا خواهیم شد و در قسمت دوم با زندگی و آراء.

قاسم رسی
قاسم بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن امام حسن مجتبی (ع) در سال 169 هجری در شهر رس، نزدیک مدینه به دنیا آمد. گویا وی نزد محمدبن منصور مرادی علم آموخت. قاسم رسی فقه را از علمای مذهب حنفی و کلام را نزد معتزله فرا گرفت و خود به یکی از بزرگترین بزرگان زیدیه تبدیل گردید. در سال 199 هجری برادرش محمدبن ابراهیم معروف به ابن طباطبا در کوفه قیام کرد و قاسم را به سوی مصر برای بیعت مردم آن دیار رهسپار کرد. قاسم در مصر سکنی گزید و دقیقا نمی دانیم که در مصر به چه نوع فعالیتی مشغول بوده است. برخی قائلند که به خاطر حمایت از قیام ابن طباطبا تا سال 211 هجری در مصر به صورت مخفی زندگی می کرد و از سال 218 هجری و بعد از مرگ مأمون عباسی در مدینه مردم را به سوی خویشتن دعوت نمود. وی در فکر قیام بود، ولی به خاطر این که عاملان حکومت عباسی در پی او بودند، نتوانست قیام خود را علنی سازد. او به زادگاه خود بازگشته و باقی عمر خود را در راه تألیف و تحقیق سپری کرد. وی در سال 246 هجری در رس از دنیا رفت و در همانجا مدفون گردید. قاسم رسی تا حد زیادی از معتزله تأثیر پذیرفته و زمینه ساز پذیرش دیدگاه های معتزله توسط زیدیان یمن گردید. در برخی از منابع و مصادر از مکتب فقهی قاسم رسی با عنوان مکتب قاسمیه یاد کرده اند، ولی تاکنون مقاله یا تحقیقی در این زمینه که ویژگی های فقه قاسم رسی را بیان کند، انجام نگرفته است. مجموعه رسائل و کتب قاسم رسی با عنوان مجموع کتب و رسائل الامام القاسم بن ابراهیم الرسی در دو جلد به چاپ رسیده است. از رسائل وی می توان الرد علی الزندیق ابن المقفع، الرد علی النصاری، الرد علی الرافضه، الرد علی المجبره، تثبیت الامامه و الطهاره را نام برد.

اندیشه ها
از دیدگاه قاسم رسی عقل اساس و منبع اصلی شناخت است و به وسیله عقل خداوند شناخته می شود و تشبیه و تجسیم از خداوند نفی می گردد. بنابر نظر وی عقل بر کتاب خدا و سنت رسول مقدم است. زیرا به عقل پیامبر راستین از پیامبر دروغین شناخته می شود. قاسم رسی اصول پنج گانه معتزله را پذیرفته و درباره اوصاف الهی می نویسد: «هر کس که خداوند را به صفات مخلوقیت وصف نماید. یا او را در مکانی بداند و یا قائل باشد که خداوند دیده می شود. او به خدا شرک ورزیده و دیگری را پرستیده است.». (رسائل العدل والتوحید، جمع آوری محمد عماره، رساله اصول العدل والتوحید، ج1، صص96_97 و 102_104.) وی تمام آیات موهم تشبیه را تأویل کرده و آنان را از آیات متشابه دانسته که باید به محکماتی همچون «لیس کمثله شیء» بازگردند.
وی با تأثیرپذیری از معتزله قائل به اختیار انسان در افعال خویش است و رسائل متعددی در رد مجبره نوشته است. او با استناد به آیه «قل إن ضللت فانما أضل علی نفسی و إن اهتدیت فیما یوحی إلی ربی» (سبأ: 50) ضلالت افراد را از ناحیه خود انسان ها دانسته و هدایت را توفیقی الهی معرفی می کند. قاسم رسی قدریه را همان مجبره می داند که مورد لعن پیامبر واقع شده و به مجوس تشبیه شده است. وی قائل است که معاصی به قضا و قدر الهی نیست، زیرا خداوند در قرآن فرموده است که قضای من به حق و أمر من به عدل است. وی اضلال فاسقین به وسیله خداوند را به شهادت خداوند بر سوء اعمال کافرین تفسیر کرده تا ساحت ربوبی از هرگونه قبیح پاک باشد. (رسائل العدل والتوحید، ج1، ص120.)
قاسم رسی در توضیح دیدگاه وعد و وعید می گوید: «یکی از اصول خمسه این است که خداوند صادق الوعد والوعید است. برای مثقال ذره ای خیر، پاداش و برای ذره ای شر، عقاب می کند و گناهکار تا ابد در جهنم باقی می ماند و خلودش دائمی است». (همان، ص142.) از نظر قاسم رسی مرتکب گناه کبیره نه مؤمن است و نه کافر، بلکه فاسق است و در آتش جهنم خالد، مگر این که توبه کند و توبه اش پذیرفته شود. بنابراین اگر مرتکب کبیره بدون توبه بمیرد در جهنم تا ابد باقی خواهد ماند، اگرچه عذابش مثل کفار نبوده و کافران عذابی شدیدتر می بینند، ولی در بقاء مثل کفار است و از این دیدگاه با عنوان منزله بین منزلتین یاد می کند. (همان، ص 128_129.) امر به معروف از مهمترین اصول زیدیه در طول تاریخ است، لذا قاسم رسی نیز در رسائل خود به این مسئله توجه تام دارد و می گوید: «بر هر مؤمنی تا آن جا که توان تغییر دارد، باید امر به معروف و نهی از منکر کند و اگر لازم است این کار با قیام و شمشیر باشد، باید آن را انجام دهد. پایین ترین مرتبه امر به معروف و نهی از منکر به وسیله زبان است و اگر به خاطر ترس از هلاکت یا تقیه نمی تواند به وسیله زبان امر ونهی کند، باید با قلب خود و تصمیم بر تغییر این کار را انجام دهد و نباید صاحب منکررا ترک کند تا این که اوتوبه نماید.». (همان، ص130.)
بنابر نظر احمد محمود صبحی، مذهب کلامی زیدیه یمن تا امروز همان مذهب قاسم رسی یا قاسمیه است که به وسیله نوه اش یحیی بن حسین در دولت زیدیه یمن تبلور یافت. قاسمیه با تأکید بر عقل متأثر از معتزله، از فلسفه گریزان است و افکار یونانیان در اندیشه آنها کمتر وارد شده است. (فی علم الکلام، قسم الزیدیه، ج3، ص111.) مستشرقانی درباره آراء کلامی قاسم رسی تحقیقاتی انجام داده اند که بهترین آنها کتاب «امام قاسم بن ابراهیم رسی و معتقدات زیدیه» نوشته ویلفرد مادلونگ به زبان آلمانی است. این کتاب در سال 1965م در برلین به چاپ رسیده و هنوز به عربی و فارسی ترجمه نشده است. فرد دیگری که درباره قاسم رسی کار کلاسیک انجام داده، بنیامین آبراهام اف است که پایان نامه دکترای خود را به مکتوبات کلامی قاسم رسی اختصاص داده است. این تحقیق در دانشگاه اورشلیم دفاع گردیده است. (در زمینه افکار کلامی قاسم رسی در باب امامت بنگرید: بنیامین آبراهام اف، مقاله «امامت از دیدگاه قاسم رسی»، ترجمه مصطفی سلطانی، مجله هفت آسمان، شماره 26، سال 1384ش.)

یحیی بن حسین
یحیی بن حسین بن قاسم رسی، ملقب به هادی الی الحق و مؤسس دولت زیدیه در یمن، یکی از بزرگان تأثیرگذار زیدیه است. وی با تأثیرپذیری از قاسم رسی دست به تألیف زد و دیدگاه های پدربزرگ خود را تبیین دوباره نمود. بنابر نظر وی حواس و عقول از درک معبود عاجزند و فقط أفعال خداوند قابل درک برای بشر است و به وسیله مخلوقات خداوند شناخته می شود (از معلول به علت پی بردن). در نگاه هادی الی الحق خداوند عادل تر از آن است که کفر و جور و ظلم را خلق کند. خداوند امر به طاعت و ترک معصیت کرده و هیچ گاه کفر را برای بندگانش اراده نمی کند. خداوند از افعال سوء بشر بیزار است. بنابر نظر یحیی بن حسین، علی بن ابیطالب (ع) أفضل صحابه و أحق الناس به مقام رسول خدا است. و بنابر روایات وارده در فضل حضرت امیر (ع) مثل حدیث غدیرخم، حدیث منزلت، حدیث مدینه علم و امثال آن، او شایستگی خلافت پیامبر را بیشتر از دیگران داشته و خلیفه اوست. (مجموع رسائل الامام الهادی الی الحق، صص436_439 (رساله تثبیت امامه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع)
بعد از حضرت امیر (ع) امامت از آن امام حسن و امام حسین بوده و اطاعت از آن دو واجب است و بعد از حسنین امامت فقط در اولاد آن دو جایز است. بنابراین هر کس از اولاد امام حسن و امام حسین که عالم به کتاب خدا و سنت پیامبر، زاهد و متقی، مجاهد فی سبیل الله و قائم به سیف باشد، او امام است. در نظر هادی الی الحق امامت به بیعت و اختیار مردم نیست، بلکه به کمالاتی است که خداوند در اولاد حضرت فاطمه (ع) به وجود آورده است. بنابراین اگر فردی از اولاد امام حسن و امام حسین (ع) قیام کرد و دارای شرایط امامت بود، بر مسلمین واجب است که بیعت او را بپذیرند و با او پیمان ببندند و او را یاری نمایند. (همان، ص195_196 (کتاب اصول الدین)؛ فی علم الکلام، ص122.)
هادی الی الحق نگاه مثبتی به صحابه دارد و می نویسد: «لا انتقص أحدا من الصحابه الصادقین والتابعین بإحسان فمن سب مومنا عندی استحلالا فقد کفر، ومن سبه استحراما فقد ظل و فسق. انی استغفرالله لأمهات المؤمنین اللواتی خرجن من الدنیا و هن من الدین علی یقین.». (همان، ص97 (رساله جواب لأهل اصنعاء علی کتاب کتبوه الیه عند قدومه البلد). ) ترجمه: «به هیچ یک از صحابه راستگو و تابعین درست کردار ایراد نمی گیرم. هر کس مؤمنی را سب نماید و دشنام دهد و خیال کند که این کار حلال است، او کافر شده است و هر کس مؤمنی را دشنام دهد در حالی که می داند حرام است، او فاسق و گمراه است. من برای مادران مؤمنین (زنان پیامبر) که یقینا دیندار از دنیا رفتند، طلب مغفرت می کنم.». یحیی بن حسین درباره مرتکب گناه کبیره می گوید: «تمام فرق اسلامی اتفاق و اجماع دارند بر این که مرتکب گناه کبیره فاسق است. بنابراین ما قدر متقین و اجماع را می گیریم و اختلافات را قبول نمی کنیم. پس او را فاسق می نامیم، ولی کافر و مشرک و منافق نمی دانیم و حتی او را مؤمن هم نمی نامیم، زیرا مسلمانان بر اطلاق مؤمن بر مرتکب گناه کبیره هم رأی نیستند.». (همان، ص155 (کتاب منزله بین منزلتین)


ناصر اطروش یا ناصر کبیر
حسن بن علی از اولاد امام سجاد (ع) معروف به ناصر اطروش در سال 230 هجری متولد گردید و نزد علمای زیدی تلمذ کرد و جامع علوم فقهی و کلامی گردید. در سال 284 ه_. در گیلان قیام کرد و در سال 304 هجری در آمل از دنیا رفت. وی در طول زندگیش بسیاری از زرتشتیان گیلان را مسلمان کرد. وی در خطبه ای در این زمینه می گوید: «ای مردم، من به دیلم آمدم و شما مشرک بودید، درخت و سنگ می پرستیدید. من شما را به اسلام دعوت کردم.. . و شما پذیرفتید و توحید و عدل را شناختید. خداوند به وسیله من حدود دویست هزار از شما را خداشناس و مسلمان نمود، به گونه ای که امر به معروف می کنید و با مجتهدین مناظره می نمایید. در بین شما افرادی یافت می شود که اگر در بین راه هزار دینار بیابد، برای خود برنداشته و در پی صاحبش روان می گردد. بدانید که بین من و شما حجابی نیست. من از ظالمان یاور نگیرم، بزرگانتان برادران من و جوانانتان فرزندان من اند. از من امور دینان را بپرسید. که پیامبر فرمود: من دو چیز در میان شما می گذارم، اگر به آنها تمسک کنید، گمراه نمی شوید: کتاب خدا و عترتم.». (حمید بن علی المحلی، الحدائق الوردیه فی مناقب ائمه الزیدیه، ج2، ص60.)
ناصر کبیر در کتاب البساط درباره توحید می نویسد: «اولین عبادت معرفت خدا است و... اصل معرفت او توحید و تسبیح او است. و تمام توحید نفی صفات از او و نفی تشبیه به خلقش است. زیرا هر عقل سلیمی شهادت می دهد که... هر صفت و موصوفی مصنوع است و هر مصنوعی صانعی دارد.». (ناصر اطروش، البساط، صص45_47، تحقیق عبدالکریم احمد.) عبارات ناصر اطروش یادآور عبارات زیبای اولین خطبه نهج البلاغه علی (ع) است و شاید ناصر اطروش از جدش وام گرفته است.
وی بعد از بحثی مفصل در باب تعریف ایمان، ایمان را به اقرار لسان و تصدیق به قلب تعریف کرده، می نویسد: «ایمانی نافع و مرضی خدا است که عبد به خداوند و رسولش اقرار کند و مقر به تمام آنچه پیامبر اسلام آورده است، باشد. و ایمانی که اقرار و تصدیق است، وقتی نافع است که بنده تمام اوامر الهی را انجام دهد و از تمام نواهی خداوند پرهیز کند. در این صورت می توان به او گفت: مؤمن واقعی ایمان به صرف اقرار بر قلب و لسان فایده ای ندارد.. . زیرا عصیان باعث حبط اعمال صالح می شود مگر این که توبه کند درباره دو خیر (خیرین) ابوبکر و عمر وارد شده که هنگامی که اصوات خود را بالاتر از صوت پیامبر بردند، ایمانشان حبط شده. با این که جایگاه آنها در اسلام مشخص است. پس حال دیگران چگونه خواهد بود؟!». (همان، ص54 _ 55.) وی همچنین از امام باقر نقل می کند که «ایمان اقرار و عمل است و اسلام اقرار بلا عمل است». (همان، ص75.) از نکات قابل توجه در این کتاب این است که درباره تقیه حدیثی نقل کرده و هیچ نقدی برآن وارد نکرده است. وی از امام صادق نقل می کند که «سمعت جعفرا، یقول: سمعت أبی یقول: التقیه دینی و دین آبایی ولا ایمان لمن لاتقیه له». (همان، ص69.) این مسئله مخالف معتقدات زیدیه است. زیرا زیدیه تقیه را برای ائمه خود جایز نمی داند.

آراء فقهی ناصر اطروش
ناصر اطروش در فقه صاحب مکتب است و مکتب ناصریه به وی منسوب است. در کتاب الاحتساب، که به ناصر منسوب است شعائر اهل بیت را این گونه معرفی می کند: «شعار اهل بیت: 1. انجام و امر به گفتن اقامه قبل از شروع نماز؛ 2. تکرار لا اله الا الله در آخر اذان و عدم تکرارش در اقامه نماز؛ 3. عدم ذکر آمین در نماز؛ 4. حی علی خیر العمل گفتن در اذان و اقامه به جای الصلاه خیر من النوم؛ 5. بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز (جهر به بسمله)؛ 6. منع مسح بر خفین؛ 7. گفتن پنج تکبیر بر جنازه میت». (ناصر اطروش، الاحتساب، ص46.) ناصر اطروش قائل است که امام یا نماینده آن محتسب باید از اختلاط زنان با مردان در کوچه و بازار جلوگیری نماید. (همان، ص48.)
بنابر نظر او زیارت قبور ایرادی ندارد. زیرا پیامبر فرموده است «زورها ولاتقولوا هجرا» و «کنت نهیتکم عن زیاره القبور ألا فزوروها». (همان، ص48.) وی نوحه زنان بر میت و همراهی آنها با جنازه را جایز نمی داند. در دیدگاه ناصر کبیر امام یا نماینده آن باید قصه گویان را از گفتن قصه منع نماید. زیرا حضرت امیر (علیه السلام) این کار را منع کرد و فقط فقیه اجازه بیان قصص گذشتگان را دارد. بنابر نظر وی نقاشی مساجد با تصویر، طلا و گچ کاری آن مکروه است. گویا ناصر کبیر از جمله افرادی است که امامت دو امام در یک زمان را می پذیرد. زیرا وی در همان زمانی که یحیی بن حسین در یمن قیام کرد، وی در گیلان قیام کرده و حکومت تشکیل داده است.
ادامه دارد ...
(در قسمت بعد با آراء و افکار کسانی چون: حاکم جشمی از نسل محمد بن حنفیه در سال 413 هجری، ابن مرتضی متولد سال 763 هجری و یحیی بن حمزه (669_749ق) آشنا خواهیم شد.)

منابع
مهدی فرمانیان و سیدعلی موسوی نژاد- درسنامه زیدیه- تاریخ و عقاید- نشر ادیان
www. adyan. org

سایر اطلاعات:
کد مطلب: w1ae0
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ق.ظ 12:37:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=w1ae0


هم گروهی ها
در قسمت قبل به اختلافات و گروه بندی شیعیان در قبال جانشینی امام علی، امام حسن و امام حسین (ع) پرداخته شد و در این قسمت به گروه بندی پیروان محمد حنفیه (کیسانیان) درباره ...
پیش درآمد دیدگاه زیدیه در اصول دین تفاوت چندانی با دیگر عدلیه ندارد. آنان پس از اعتقاد به حسن و قبح عقلی، همچون دیگر شیعیان به دو اصل توحید و عدل به عنوان اساسی ترین ...
مکتب ماتریدیه بسیار گسترده است و دانشمندان بی شماری از آن پیروی کرده اند. به ناچار در این نوشتار دست به گزینش زده و از قرن چهارم هجری، که عصر ظهور و تأسیس مکتب ...
در خصوص جریان شکل گیری کلام امامیه باید گفت که به جز تعالیم مشترک میان مذاهب کلامی، چون مباحث توحید و تعالیم ویژه مکتب امامیه در بسط مسائل امامت که زیر بنای مباحث ...
افتراق بزرگ محکمه در دوره انتقال قدرت از شاخه سفیانی به شاخه مروانی امویان که با فترتی کوتاه در حاکمیت بنی امیه همراه بود، محکمه نخستین در جبهه ای واحد با عبدالله بن ...
پیشینه «اینان را، بنابر قولی، قدریه گفته اند؛ چون بر این باور بودند که کارهای بد، مانند قتل، زنا و غیر آن، مورد خواست و تقدیر خداوند عزوجل نیست و این بندگان اند که ...
تفرقات معتزله بر خلافت شیعه و خوارج بیشتر جنبه عقیدتی و کلامی دارد تا سیاسی و اجتماعی. البته اگر با دقتی محققانه تشعبات معتزله بررسی شود، معلوم خواهد شد که شهرت ...
ابوهاشم جبایی (277_321 ه_) عبدالسلام بن محمد بن عبد الوهاب، فرزند ابی علی جبایی که در سال 277 دیده به جهان گشود و در سال 321 درگذشت. خطیب بغدادی می گوید: «او شیخ معتزله و ...
در قسمت قبل به شرح حال مختصر برخی از دانشمندان معتزله اشاره شد. در ادامه و در این قسمت به شرح حال مختصر برخی دیگر از دانشمندان معتزله از جمله: احمد بن أبی دوأد، ...
مناسبات عقل و دین در نزد معتزله متقدم و متاخر تلاش معتزلیان در هماهنگی عقل و دین را می توان به دو دوره تقسیم کرد. زیرا معتزله متقدم و متاخر در موضوع مناسبات عقل و دین، ...