امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

انشعابات واصلیه، عمرویه و هذلیه


توضیحات کوتاه:

تفرقات معتزله بر خلافت شیعه و خوارج بیشتر جنبه عقیدتی و کلامی دارد تا سیاسی و اجتماعی. البته اگر با دقتی محققانه تشعبات معتزله بررسی شود، معلوم خواهد شد که شهرت ...


توضیحات:

تفرقات معتزله بر خلافت شیعه و خوارج بیشتر جنبه عقیدتی و کلامی دارد تا سیاسی و اجتماعی. البته اگر با دقتی محققانه تشعبات معتزله بررسی شود، معلوم خواهد شد که شهرت یافتن فرقی چون، واصلیه، نظامیه، هذلیه و... خواست بزرگان معتزله نبوده، بلکه ساخته و پرداختۀ صاحبان کتب فرق و مذاهب است. این مذاهب و فرق عمدتا کلامی بوده و اختلاف و افتراقشان با یکدیگر از مسائل اعتقادی که بعضا کم اهمیت هم هستند، میباشد. معتزله در پنج اصل توحید، عدل، منزلت بین المنزلتین، وعد و وعید، امر به معروف و نهی از منکر با یکدیگر مشترکند و تقریبا هیچ اختلافی ندارند. اختلاف در تعداد و نام فرق معتزله کمتر از سایر مذاهب است، بغدادی مهمترین مذاهب و فرق معتزله را واصلیه، عمرویه، هذلیه، نظامیه، اسواریه، معمریه، اسکافیه، جعفریه، بشریه، مرداریه، هشامیه، ثمامیه، جاحظیه، خابطیه، حماریه، خیاطیه، صالحیه (پیروان صالح قبه)، مریسیه، شحامیه، کعبیه، جبائیه و بهشمیه ذکر کرده است. شهرستانی مذاهب معتزله را، واصلیه، هذلیه، نظامیه، خابطیه، حدثیه، بشریه، معمریه، مرداریه، ثمامیه، هشامیه، جاحظیه، خیاطیه، کعبیه، جبائیه و بهشمیه ذکر کرده است. در این نوشتار که در هفت بخش تنظیم شده است، به بررسی مهمترین فرق معتزله و اجمالی از اصول عقایدشان می پردازیم.

واصلیه
پیروان و یاران ابوحذیفه و اصل بن عطأ را واصلیه گویند. واصل نه تنها موسس فرقۀ معتزله، بلکه پیشوای همه اهل اعتزال است. واصلیه اولین فرقه از فرق مکتب معتزلۀ بصره است. واصلیه پس از مرگ واصل در سال یکصد و سی و یک در بصره ماندند و در فعالیتهای سیاسی این شهر نقش داشتند. آنان در سال یکصد و چهل و پنج هجری به حمایت از قیام محمد بن نفس زکیه و برادرش ابراهیم بن عبدالله برخاستند. همین سبب شد که پس از سرکوبی این دو قیام، ناچار به ترک این شهر شدند. و چنانکه از تاریخ بر می آید راه شمال آفریقا در پیش گرفته و در مغرب که بعدها از سوی مرکز قدرت و حکومت اداره می شد ساکن شدند. به گفته شهرستانی، در زمان او (اوائل قرن ششم هجری) تعدادی از واصلیه در شهر ادریس بن عبدالله بن حسنی، در مغرب می زیسته اند.

اهم اصول عقاید واصلیه:
نفی صفات و تعدد قدما
به اعتقاد واصل، تعدد قدما و تفکیک صفات از ذات موجب اعتقاد به دو یا چند اله خواهد شد. که این خود شرک و باطل است. واصلیه همه صفات را به دو صفت علم و قدرت بر می گردانند. سایر معتزله هم در این باب از آنان پیروی کرده اند.

اعتقاد به اصل منزلت بین المنزلتین
به موجب این اصل مرتکب کبیره، نه مومن است و نه کافر بلکه منزلتی دارد میان این دو منزلت. این اصل به عنوان یکی از اصول مسلم معتزله مورد قبول سایر فرق معتزله هم هست.

اعتقاد به قدر
این نیز یکی از اصول مورد قبول واصل بوده است. گفته اند که او این اعتقاد را از قدریه و پیشگامان این طرز تفکر یعنی معبد جهنی و غیلان دمشقی اخذ کرده است.

خلافت و امامت
ظاهرا واصل و واصلیه خلافت خلفای راشدین را قبول داشته اند، اما در مورد عثمان و مخالفانش، همچنین علی و اصحاب جمل و صفین، قائل به فسق یکی از طرفین شده اند؛ بدون آنکه طرف فاسق را مشخص کنند. به همین دلیل واصل برای شهادت دو مرد از طرفین این دعوی، ارزشی قائل نبود. با اندکی دقت در سخنان واصل در این زمینه و همچنین با توجه به شرایط سیاسی حاکم در آن مقطع زمانی، شاید بتوان گرایش واصلیه به شیعه را فهمید. مخصوصا وقتی می دانیم که واصل رابطه نزدیکی با برخی از بزرگان شیعه چون زید بن علی بن حسین داشته است.

عمرویه
مروان ابوعثمان عمروبن عبید بن باب که ایرانی الاصل و از موالی آزاد شدۀ بنی تمیم و جدش که توسط عبدالرحمن بن سمره اسیر شد از مردم کابل بوده است. بغدادی او را یکی از بدعت گذاران در دین دانسته، ضمنا خاطرنشان می کند که همه بدعتها و گمراهی ها در ادیان از موالی برخاسته است! ظاهرا عمرو بر خلاف پدرش که به خاطر شغل و اخلاقش مورد انتقاد و اعتراض مردم بود، فردی زاهد و عابد و مورد توجه مردم بوده است. وی از روات حدیث بوده است. بی تردید عمروبن عبید با توجه به موقعیت سیاسی اش، نزدیکی به منصور خلیفه عباسی و همچنین نفوذ مهمی در رشد معتزله داشته است.
مسلما پس از مرگ واصل در سال یکصد و سی و یک هجری او رهبری بلامنازع معتزله را در اختیار داشته و تا به هنگام مرگش در سال یکصد و چهل و چهار از این موقعیت برخوردار بوده است. به احتمال قریب به یقین، عمرو بن عبیده در تحکیم و پایه ریزی اصول پنجگانه مورد قبول همه معتزله بیشترین نقش را داشته است. به طوری که همه شیوخ معتزله پس از او از وی به بزرگی یاد کرده اند. اما مشخص ترین نقطه نظر عمرو که او را از واصل متمایز می کند. اعتقاد او درباره اصحاب جمل است. او ضمن حکم به فسق طرفین دعوا، حتی شهادت دو تن از یک طرف را قبول نداشت. بر خلاف واصل، به نظر می رسد که عمرو میانه خوبی با شیعیان نداشته است. گرایشش به منصور و نقطه نظرهایش درباره علی بن ابی طالب مؤید این مدعاست. ابن ندیم این کتب را متعلق به او دانسته است. کتاب التفسیر عن الحسن که ظاهرا او این تفسیر را بر مبنای نظرات استادش ~حسن بصری نگاشته است، کتاب العدل، التوحید وکتاب الرد علی القدریه.

هذلیه
پیروان و یاران ابوهذیل محمد بن هذیل علاف، یا ابوهذیل حمدان بن هذیل علاف که او هم از موالی و از بندگان آزاد شده عبد قیس بوده است. ابوهذیل به سال یکصد و سی و یک و به قولی یکصد و سی و چهار به دنیا آمد، بنابراین واصل و عمرو را درک نکرد. لیکن از محضر درس ابوعمر و عثمان به خالد طویل که خود از شاگردان عمروبن عبید بوده، بهره گرفته است. ابوهذیل، تحولات فکری بسیاری را در مذهب معتزله و بطور کلی در اسلام باعث شد. ظاهرا او فردی با هوش و نکته سنج بوده که نه تنها با قرآن و اصول اسلامی، بلکه به خوبی با آرأ و افکار اقوام و ملل و نحل دیگر و مخصوصا اندیشه فلاسفه یونان آشنا بوده است. به دلیل گستاخی و جسارتی که در اظهار عقیده اش داشت و گاه نظراتی کاملا نو و جدید مطرح می کرد، حتی از جانب هم مسلکانش مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفته است. چنانکه برخی از آنان، چون مردار در رد آراء و اندیشه های وی کتبی نوشته اند. ظاهرا ابوهذیل مباحثاتی با زرتشتیان، مانویان و پیروان سایر ادیان داشته است. چنانکه ابن ندیم، ضمن معرفی یکی از کتبش موسوم به «میلاس» سبب تألیف آن را مناظره ابوالهذیل با جماعتی از ثنویان دانسته که پس از این مباحثه میلاس زرتشتی، اسلام آورده است. ابوهذیل عمری طولانی داشته و بیش از یکصد سال زیست. احتمالا او به سال دویست و سی پنج و در دورۀ خلافت متوکل از دنیا رفته است. مسعودی تاریخ مرگش را دویست و بیست و هقت ذکر کرده است.

آرأ و عقاید:
صفات خداوند
او صفات را عین ذات خداوند می داند. از نظر او خداوند عالم است به علمی که عین ذات اوست و قادر است به قدرتی که عین ذات اوست و زنده است به حیاتی که عین ذات اوست در مورد سایر صفات چون، بینائی، شنوائی. هم همین نظر را دارد.

کلام خدا
ابوهذیل کلام الله را به دو قسم تقیم کرده است: اول کلامی که محتاج به محل است، دوم کلامی که محتاج به محل نیست. او مصداق بارز کلامی را که نیازمند محل نیست، کلمه تکوین، «کن» دانسته است. اما قسم دیگر کلام باید در جسمی از اجسام حادث شود. او کلام خدا را از اعراض می داند. همچنین به گفته شهرستانی، ابوهذیل اولین کسی است که اثبات ارادۀ بدون محل برای پروردگار کرده است. اگر این دو اعتقاد را در کنار هم قرار دهیم، نگرش ابوهذیل، نسبت به آفرینش معلوم خواهد شد. از نظر ابوهذیل، تمایز و فاصله ای میان اراده پروردگار جهت خلق، و امر او وجود دارد. صدور کلمه امر، «کن» در واقع مقاون ارادۀ خلق، و ایجاد است. البته ذکر این نکته ضروری است که این نقطه نظر ابوهذیل، در سایر ادیان و مذاهب مطرح بوده است. مثلا در هند کلمه خلق و ایجاد، واچ (Vac) و در عهد عتیق ممرا (Memra) بیانگر همین مقصود و منظور است.

قدر
در موضوع قدر، ابوهذیل قدرت را برای بنده اثبات می کند. اما پس از مرگ اعمال آدمی را جبری می داند به نظر او دنیا محل تکلیف است اما در آخرت از تکلیف خبری نیست.

جوهر فرد
ابوهذیل جوهر فرد، یا جزء لایتجزی را قبول داشته است. در عین حال معتقد است که جزء لایتجزی هرگاه منفرد و تنها باشد رنگ نمی پذیرد و هر چه رنگ نپذیرد دیده نشود.

بهشتیان و دوزخیان
نظر او درباره به سکون و جمود رسیدن حرکات کسانی که جاودانه در بهشت یا دوزخ خواهند ماند، این است که آنان که در بهشت خواهند ماند، تمام لذت ها برایشان جمع خواهد شد. و آنان که همیشه در دوزخ اند تمام آلام و دردها نصیبشان خواهد گشت. شهرستانی سبب این اعتقاد ابوهذیل را اعتقاد دیگر او دانسته که براساس آن وی می گوید، حرکت نمی تواند غیر متناهی باشد. پس به سکون قائل شد. این اعتقاد ابوهذیل، نظر برخی از هندوان دربارۀ بهشت و دوزخ را بخاطر می آورد که بهشت جاودانه و بی رنج آدمی را که آرامش و سکون مطلق است، موکشا (Moksha) یا نیروانا (Nirvana) می نامند. و معتقدند که در جریان مداوم زایش ها، حرکت روح در دو مرحله متوقف خواهد شد. یکی وقتی که به رستگاری و فلاح مطلق برسد که همان وصول به عالم موکشاست، و دیگر اینکه آنچنان در غرقاب و منجلاب تباهی ها فرو رود که متحجر شده و هیچگونه امکان حرکت برایش فراهم نباشد.

عقلی بودن شناخت خداوند
معرفت خداوند، لزوما از طریق نقل و پس از ارسال رسل حاصل نمی شود، بلکه فرد می تواند قبل از وقوف بر تعالیم انبیأ خداوند را از طریق عقل و با دلائل عقلانی بشناسد. و چنین است شناخت حسن و قبح اعمال. در شناخت حسن و قبح اعمال بهترین دلیل و راهنما عقل است. او همچون دیگر معتزله از طرفداران حسن و قبح عقلی افعال است.

خالی نبودن زمین از معصوم
ابوهذیل معتقد است که دوام و بقای زمین به وجود و حضور معصوم وابسته است و زمین هیچگاه خالی از حججی که معصومند، نمی باشد. به نظر او سخن این طایفه حجت است چرا که دروغ نگویند و کبیره مرتکب نشوند. این سخن ابوهذیل، در واقع همان سخن شیعه است دربارۀ امام معصوم، که زمین هیچگاه از حجت خالی نیست.

جواهر و اعراض
نظر او درباره جواهر و اعراض این است که حرکت و سکون، طول و عرض، رنگ و طعم و بو و صدا و کلام، طاعت و معصیت، کفر و ایمان و همه افعال انسان، گرمی و سردی، خشکی و رطوبت، و... همه از اعراضند. او هر جسم رنگ پذیر را همچنین حرکت و سکون را مشهود و قابل دیده شدن می داند. ابوهذیل، در زمینه مرگ و اجل، رزق و روزی و استطاعت عقاید خاصی دارد که اجمال آن این است. او عمر آدمی را محدود و مشخص دانسته و می گوید اگر کسی کشته نشود با مرگ طبیعی و با اجل محتوم خواهد رفت زیرا که در عمر آدمی زیادت و نقصانی نیست. در مورد رزق، او آنچه را که از طریق غیر حلال کسب شود روزی ندانسته است. اما در جائی دیگر سخنی تقریبا، مخالف و مغایر این قول خود مطرح کرده می گوید، هر آنچه را که خداوند آفریده برای بندگان خلق کرده است بنابراین اگر کسی بگوید، شخصی از چیزی منتفع شد که خداوند آن را نیافریده، خطا کار است. ابوهذیل استطاعت را عرضی از اعراض دانسته است.
(ادامه دارد ...)
(در بخش دوم به اهم آرای فرق: نظامیه و اسواریه پرداخته خواهد شد.)

منابع
مجلات هفت آسمان
حسین صابری- تاریخ فرق اسلامی- جلد 1- سمت- 1384
عبدالکریم شهرستانی- الملل و النحل- تصحیح و تحشیه سید محمد رضا نائینی- اقبال 1350
www. adyan. org

سایر اطلاعات:
کد مطلب: w1b0a
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ق.ظ 12:58:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=w1b0a


هم گروهی ها
ابوهاشم جبایی (277_321 ه_) عبدالسلام بن محمد بن عبد الوهاب، فرزند ابی علی جبایی که در سال 277 دیده به جهان گشود و در سال 321 درگذشت. خطیب بغدادی می گوید: «او شیخ معتزله و ...
در قسمت قبل به شرح حال مختصر برخی از دانشمندان معتزله اشاره شد. در ادامه و در این قسمت به شرح حال مختصر برخی دیگر از دانشمندان معتزله از جمله: احمد بن أبی دوأد، ...
مناسبات عقل و دین در نزد معتزله متقدم و متاخر تلاش معتزلیان در هماهنگی عقل و دین را می توان به دو دوره تقسیم کرد. زیرا معتزله متقدم و متاخر در موضوع مناسبات عقل و دین، ...
ظهور بیهسیه این نام را بر پیروان ابوبیهس هیصم بن جابر نهاده اند. این اندازه درباره او پیداست که از افراد بنی سعد بن ضبیعه بن قیس بوده که در روزگار خلافت ولید، حجاج به ...
انشعابات داخلی عجارده برای عجارده فرقه ها یا انشعابهای فراوانی برشمرده اند، چونانکه اشعری از پانزده فرقه یاد می کند، بغدادی از هشت فرقه نام می برد و البته ثعالبه را ...
خوارج خوارج، از گروههای جنجال آفرین قرون نخستین تاریخ اسلام، گاه با اندکی هوادار، به دلیل خصلتهای ویژه و بی باکی نشأت گرفته از جمود و عصبیت، تنشهای مهمی در پهنه ...
در قسمت اول بررسی تاریخ و قلمرو فرقه اباضیه به مطالبی چون ظهور اباضیه و بنیانگذاران، دروران تدوین و تألیف اباضیه، اصل عقاید فرقه اباضیه و قلمرو این فرقه در منطقه ...
تفسیرهای نادرست، از دیدگاه اباضیه تفسیر متصوفه که باطن قرآن را به منزله روح برای ظاهر قرآن می دانند، از نظر مفسران اباضی، مطرود و نادرست است. از دیگر روشهای تفسیری ...
اباضیه فرق خوارج را به صورت کلی می توان در دو دسته تقسیم کرد: تندروان و معتدلان. هر فرقه ای که تندروتر بوده، زودتر از صحنه اجتماع محو گردیده است و هر چه اعتدال آن بیشتر ...
مقدمه تاریخ نگاران، سرچشمه پیدایش گروه خوارج را جنگ صفین و داستان حکمیت دانسته اند،ولی آیا باور کردنی است که حزبی متشکل و سازمان یافته، بی هیچ پیشینه و به یکباره و ...