امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

فرقه های خوارج (بیهسیه)


توضیحات کوتاه:

ظهور بیهسیه این نام را بر پیروان ابوبیهس هیصم بن جابر نهاده اند. این اندازه درباره او پیداست که از افراد بنی سعد بن ضبیعه بن قیس بوده که در روزگار خلافت ولید، حجاج به ...


توضیحات:

ظهور بیهسیه این نام را بر پیروان ابوبیهس هیصم بن جابر نهاده اند. این اندازه درباره او پیداست که از افراد بنی سعد بن ضبیعه بن قیس بوده که در روزگار خلافت ولید، حجاج به تعقیب او پرداخت و وی نیز به مدینه گریخت. چونانکه آورده اند در مدینه عثمان بن حیان مزنی او را به چنگ آورد و به زندان افکند و پس از رسیدن فرمان ولید در خصوص او، دست و پایش را برید و او را به قتل رساند. (بنگرید به: شهرستانی، الملل والنحل، ج 1، ص 125؛ ابن منظور، لسان العرب، ج 1، ص 163)
برخی از منابع فرقه شناختی از بیهسیه به عنوان فرقه ای مستقل یاد می کنند و برخی نیز آن را دنباله یا انشعابی از اباضیه می دانند. از آنچه صاحب الاستقصاء به ابن خلدون نسبت می دهد پیداست که بیهسیه شاخه ای از اباضیه است و چونانکه بغدادی و اسفراینی روایت می کنند ابراهیمیه شاخه ای از اباضیه بود و بیهسیه نیز از این شاخه پیروی کردند. (بنگرید به: ناصری، الاستقصاء، ج 1، ص 163. بغدادی، الفرق بین الفرق، ص 107 و 108؛ اسفراینی، التبصیر فی الدین، ص 57)
عقاید بیهسیه ابوبیهس عقیده نافع بن ارزق را درباره دشمنان خوارج رد کرد و قتل کودکان و زنان را نمی پسندید. وی عقیده عبدالله بن اباض را مبنی بر این که مخالفان مشرک نیستند و کافر نعمت تلقی می شوند، تقصیر می دانست. ابوبیهس معتقد بود که مسئله خوارج همان مسئله پیامبر در دوران مکه است که در میان مشرکان زندگی می کرد و با آنان مراوده و داد و ستد داشت. بنابراین اقامت خوارج در میان مسلمانان، جایز و ازدواج و توارث با ایشان مجاز است. دشمنان خوارج در ظاهر، مسلمان و در باطن، منافقند. در تفکر ابوبیهس مسئله تولی و تبری، همچون معرفت خداوند و اقرار به رسالت پیامبر از ضروریات دین است. بیهسیه بر خلاف نجدات، جهل را موجب سقوط حد ندانسته، مرتکب کبیره را هر چند جاهل کافر می شمردند. عقایدی که به بیهسیه نسبت داده آند عمدتا از این قرار است:
1- هیچ کس مسلمان نیست مگر آنکه به شناخت خدا و پیامبر و کلیات آنچه پیامبر آورده است و نیز به ولایت اولیای خدا و بیزاری جستن از دشمنان خدا اقرار بدارد. از دیدگاه این فرقه، بنابر این، اگر کسی گناهی انجام دهد بر ا به کفر حکم نمی کنیم تا هنگامی که نزد والی برده شود و آنجا حد بخورد. چنین کسی را پیش از آنکه وضعیتش نزد والی به داوری گذاشته شود نه مومن می نامیم و نه کافر می خوانیم.
2- از دیدگاه این گروه، بسان قدریه، انسان در افعال خود مختار است و قدرت بر فعل به او داده شده است.
3- این گروه، ابراهیمیه، میمونیه و واقفه را تکفیر می کردند. میمون را از آن روی کافر می دانستند که خرید کنیزان را در دارالتقیه از کافران قوم حرام دانسته است، ابراهیم را از آن روی که از واقفه تبری نجسته است و سرانجام واققه را بدان سبب که از نادرستی عقیده میمون و درستی عقیده ابراهیم آگاهی نیافته اند. برخی از عالمان خوارج را از این گروه دانسته اند، چونانکه درباره یمان بن رباب که از متکلمان خوارج بود گفته اند: نخست به ثعالبه گرایش داشت و سپس به بیهسیه گرایید. (بنگرید به: ابن ندیم، الفهرست، ص 258) همچنین برخی از قیامها را به طرفداران این فرقه نسبت داده آند، چنانکه گفته اند: بسطام بن لیث که در سال 124ق. / 741 و 742م. در آذربایجان شورشی سامان داد به بیهسیه تمایل داشت.
انشعابات داخلی بیهسیه سه فرقه یا انشعاب داخلی برای بیهسیه گزارش شده است و این سه عبارتند از:
الف) عوفیه یا عونیه: در منابع فرقه شناختی از گروهی به نام عوفیه یا عونیه یاد می وشد که از انشعابهای داخلی بیهسیه است و خود دو گروه را در بر می گیرد: گروهی که می گفتند: از چنین کسانی تبری نمی جوییم؛ زیرا کاری انجام داده اند که بر ایشان مباح بوده است. البته، این هر دو گروه بر این اتفاق نظر داشتند که چون امام کافر شود رعیت نیز همه کافر شوند. (بنگرید به: اشعری، مذاهب الاسلامیین، ج 1، ص 179؛ بغدادی، الفرق بین الفرق، ص 109؛ شهرستانی، الملل والنحل، ج 1، ص 126)
ب) اصحاب تفسیر: اشعری از گروهی به نام «اصحاب تفسیر» نام می برد که پیروان حکم بن مروان کوفی و از فروع بیهسیه بودند. آنان عقیده داشتند که هر کس بر ضد مسلمانان گواهی دهد شهادت او تنها در صورتی پذیرفته است که چگونگی انجام فعلی را که بر آن گواهی می دهد بیان دارد. اما در گزارش شهرستانی مقصود از عقیده اهل تفسیر آن است که هر کس شهادتی دهد موظف است کیفیت آن را بیان دارد و تفسیر کند. (بنگرید به: اشعری، مقالات الاسلامیین، ج 1، ص 181 و 182؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج 1، ص 126)
ج) اصحاب سوال یا شبیبیه: درباره شبیبیه و اصحاب سوال نوعی اختلاف در روایتها دیده می شود. در حالی که اشعری اصحاب سوال را همان شبیبیه می داند، بغدادی از آن به عنوان فرقه ای مستقل یاد می کند و شهرستانی بر خلاف او شبیبیه را دنباله پیروان صالح بن مسرح معرفی می کند و از اصحاب سوال به عنوان یکی از فرقه های بیهسیه جدای از پیروان صالح سخن به میان می آورد. (بنگرید به: الملل والنحل، ج 1، ص 127 و 128)
این صالح بن مسرح که شبیب جانشین وی معرفی می شود احتمالا همان است که اشعری از پیروان وی به عنوان فرقه ای در ردیف فرقه های خوارج یاد می کند، بی آنکه این فرقه را شاخه ای از فرقه های دیگر بداند. او که شهرستانی نیز گزارش خود درباره فروع بیهسیه را پس از بحث در مورد عونیه، اصحاب تفسیر و اصحاب سوال با پرداختن به وی و پیروانش دنبال می کند صالح بن مسرح تمیمی است که مخالف ازارقه بود. برخی گفته اند صفری بود و برخی نیز گفته اند نه صفری بود و نه ازرقی. وی هنگامی که بشر بن مروان از جانب برادر خود عبدالملک بن مروان (65 – 86ق. / 685- 705م.) کارگزار حکومت شام در عراق بود بر ضد وی قیام کرد. گاه نیز شورش او را در زمان فرمانروایی حجاج بن یوسف دانسته اند. ذهبی شورش او را در سال 76 ق. می داند و گزارش می کند که در نبردی که در این سال درگرفت قوای حکومتی غلبه کردند. (بنگرید به: مذاهب الاسلامیین، ج1، ص 182، پاورقی، به نقل از: ذهبی، تاریخ الاسلام، ج 3، ص 121. البته طبری از شورش او در سال 75ق. خبر داده است. بنگرید به: تاریخ الامم و الملوک، ج 3، ص 554)
جانشینی در نبردی که به سال 76 ق. / 695 و 696م. میان صالح و قوای حجاج در آستانه در جلولاء رخ داد، صالح زخمی شد و چون مرگ خویش را نزدیک دید شبیب بن یزید را جانشین معرفی کرد. شبیب که نام کاملش ابوضحاک یا ابوصحاری شبیب بن یزید بن ابن نعیم شیبانی است پس از مرگ صالح رهبری خوارج را در جزیره در عهده گرفت. او توانست پنج تن از فرماندهان قشونی را که حجاج برای سرکوب وی فرستاده بود شکست دهد و به قتل برساند و سپس آهنگ کوفه کند و حجاج را هم به محاصره در آورد. شبیب در جریان نبردی که به سال 77ق. / 696 و 697م. در گرفت در نهر دجیل غرق شد و درگذشت. (بنگرید به: ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 4، ص 146- 150؛ ابن کثیر، البدایه والنهایه، ج 9، ص 19 و پس از آن؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج 2، ص 454 و 455؛ ابن تغری بردی، النجوم الزاهره، ج 1، ص 196؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 275)
ولهاوزن می نویسد: «پس از مرگ شبیب گروه وی دیگر اهمیتی نداشتند. اما حرکت دیگر گروههای خوارج در میان قبیله بنوشیبان و آل بکر در اطراف موصل قوت و قدرت یافت... البته دیگر شبیب پیشوا یا الهام بخش آنان نبود، بلکه از خلیفه متوفی صالح بن مسرح الهام می گرفتند، که با مجموعه اندرزهایش ارشاد می شدند و به زیارت قبرش می رفتند و طبق سنت معمول سرهایشان را در کنار مزار او می تراشیدند.» (ولهاوزن، تاریخ سیاسی صدر اسلام شیعه و خوارج، ص 120)
پیروان شبیب را شبیبیه گفته اند و به روایت صاحبان کتب ملل و نحل اینان عقیده داشته اند هر کس به یگانگی خدا و پیامبری محمد (ص) گواهی دهد، اولیای خدا را دوست بدارد و از دشمنان برائت جوید و به کلیت آنچه از جانب خداوند رسیده است اقرار داشته باشد مسلمان است، هرچند احکام اسلام را نداند. این عقیده بسیار با عقیده مرجئه همخوانی دارد و از این روی نیز برخی شبیبیه را مرجئه خوارج نامیده اند، هرچند که تصور سازگاری یافتن اندیشه خوارج با نظریه ارجاء بسیار دور می نماید.


منابع
حسن صابری- تاریخ فرق اسلامی- جلد 1- انتشارات سمت- 1384
محمد بن عبدالکریم شهرستانی- الملل و النحل- تحقیق عبدالعزیز محمد الوکیل- دار الفکر- بیروت- بی تا
ابوالحسن اشعری- مقالات الاسلامیین- تصحیح هلموت ریتر- 1400ق
www. adyan. org

سایر اطلاعات:
کد مطلب: y1b21
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ق.ظ 1:10:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=y1b21


هم گروهی ها
ابوهاشم جبایی (277_321 ه_) عبدالسلام بن محمد بن عبد الوهاب، فرزند ابی علی جبایی که در سال 277 دیده به جهان گشود و در سال 321 درگذشت. خطیب بغدادی می گوید: «او شیخ معتزله و ...
در قسمت قبل به شرح حال مختصر برخی از دانشمندان معتزله اشاره شد. در ادامه و در این قسمت به شرح حال مختصر برخی دیگر از دانشمندان معتزله از جمله: احمد بن أبی دوأد، ...
مناسبات عقل و دین در نزد معتزله متقدم و متاخر تلاش معتزلیان در هماهنگی عقل و دین را می توان به دو دوره تقسیم کرد. زیرا معتزله متقدم و متاخر در موضوع مناسبات عقل و دین، ...
انشعابات داخلی عجارده برای عجارده فرقه ها یا انشعابهای فراوانی برشمرده اند، چونانکه اشعری از پانزده فرقه یاد می کند، بغدادی از هشت فرقه نام می برد و البته ثعالبه را ...
خوارج خوارج، از گروههای جنجال آفرین قرون نخستین تاریخ اسلام، گاه با اندکی هوادار، به دلیل خصلتهای ویژه و بی باکی نشأت گرفته از جمود و عصبیت، تنشهای مهمی در پهنه ...
در قسمت اول بررسی تاریخ و قلمرو فرقه اباضیه به مطالبی چون ظهور اباضیه و بنیانگذاران، دروران تدوین و تألیف اباضیه، اصل عقاید فرقه اباضیه و قلمرو این فرقه در منطقه ...
تفسیرهای نادرست، از دیدگاه اباضیه تفسیر متصوفه که باطن قرآن را به منزله روح برای ظاهر قرآن می دانند، از نظر مفسران اباضی، مطرود و نادرست است. از دیگر روشهای تفسیری ...
اباضیه فرق خوارج را به صورت کلی می توان در دو دسته تقسیم کرد: تندروان و معتدلان. هر فرقه ای که تندروتر بوده، زودتر از صحنه اجتماع محو گردیده است و هر چه اعتدال آن بیشتر ...
مقدمه تاریخ نگاران، سرچشمه پیدایش گروه خوارج را جنگ صفین و داستان حکمیت دانسته اند،ولی آیا باور کردنی است که حزبی متشکل و سازمان یافته، بی هیچ پیشینه و به یکباره و ...
اصول عقاید خوارج اکنون می خواهیم اصول اعتقادات خوارج را بشناسیم. حقیقت این است که عقاید آنان نمود روشنی از ساده اندیشی، دیدگاه های سطحی و کم عمق، و حس انتقام جویی ...