امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

بررسی زمینه های فرقه گرایی شیعه در مسئله امامت (فرقه کیسانیه)


توضیحات کوتاه:

در قسمت قبل به اختلافات و گروه بندی شیعیان در قبال جانشینی امام علی، امام حسن و امام حسین (ع) پرداخته شد و در این قسمت به گروه بندی پیروان محمد حنفیه (کیسانیان) درباره ...


توضیحات:

در قسمت قبل به اختلافات و گروه بندی شیعیان در قبال جانشینی امام علی، امام حسن و امام حسین (ع) پرداخته شد و در این قسمت به گروه بندی پیروان محمد حنفیه (کیسانیان) درباره امام پس از وی در دو قسمت پرداخته خواهد شد.

قسمت اول: بررسی زمینه های فرقه گرایی شیعه در مسئله امامت فرق کیسانیه
اختلاف در میان کیسانیان
پیروان محمد حنفیه که همان کیسانیان بودند، درباره امام پس از وی با هم به اختلاف برخاستند و به سه فرقه منشعب شدند.
الف- گروه اول: معتقدان به زنده بودن محمد حنفیه و سکونت او در کوه «رضوی»
معتقد شدند که محمد حنفیه زنده است و در کوه «رضوی» میان راه مکه و مدینه سکونت دارد، در حالی که شیری از سمت راست و پلنگی از سمت چپ وی مأمور حفاظت از او هستند تا هنگامی که وقت قیام او فرا برسد. و می پنداشتند که او قائم آل محمد (ص) و همان مهدی است که پیامبر (ص) بشارتش را داده و به مردم خبر داده که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. گروه زیادی از کیسانیان از جمله کمیت بن زید اسدی و کثیر بن عبدالرحمان خزاعی یعنی «کثیر عزه» بر این اعتقاد بودند. کثیر همان کسی است که در باب امامت چنین سروده است:
«هان ای مردم! امامان همگی از قریش اند
آنان رهبران راه حقیقت و هر چهار نفر همتای یکدیگرند،
آنان مولای ما هستند و ما به دستور خدا
موظف به خیرخواهی و وفاداری نسبت به آنان هستیم
آن چهار نفر علی (ع) و سه تن از فرزندان او هستند
که بدون هیچ ابهامی، اسباط و نوادگان رسول خدایند
اولی سبط ایمان و نیکی است
و دومی همان سبطی است که خاک کربلا او را در خود جای داده است.
اما سبط سوم طعم مرگ را نخواهد چشید تا آنگاه
که رهبری سپاهی را بر عهده گیرد که یک پرچمدار آن را جلوداری می کند
او مدتی است که از چشم ما پنهان شده
و در کوه رضوی غایب گشته و در آنجا نزد خود آب و عسل دارد»
سید بن محمد حمیری نیز بر همین عقیده است. همان که در این باره سروده است:
«فرزند خوله به گونه ای از نظرها غایب گشت
که جز او هیچ انسان غریبی در زندگانی خود چنین غیبت نکرده است
من به دوست خود که مدتی با وی هم نشینی کرده
و میان من و او درگیری و ناراحتی هایی رخ داده، می گویم
اگر او به مقدار عمر حضرت نوح (ع) هم از دیده ما پنهان بماند، باز
هم دل و جان ما به بازگشت او یقین دارد
من به او امید بسته و منتظرش هستم
چنان که حضرت یعقوب (ع) سال ها در انتظار حضرت یوسف (ع) ماند»
مراد شاعر از فرزند خوله، همان محمد حنفیه است. زیرا اسم حنفیه مادر محمد خوله بوده است. فرقه کیسانیه همچنین می پنداشتند که محمد حنفیه هفتاد سال در کوه رضوی غایب می شود. آنگاه ظهور می کند و برای پیروان خود حکومتی برپا کرده، ستمگران بنی امیه را می کشد. او در آغاز ظهور و شروع حکومتش سوار بر ابر شده و شمشیر آخته ای در دست می گیرد و فرشتگان با او همراهی می کنند. آنگاه در صحن مسجدالحرام فرود آمده و مردان به عدد سپاهیان جنگ بدر 313 نفر در کنار حجرالاسود با او بیعت می کنند. سپس خدای عزوجل شیعیان او را از قبرهایشان بر می انگیزد تا با دیدن سلطنت و پیروزی وی شادمان گردند و ]کار دیگرش آنکه پیروان دشمنانشان را از روی زمین برمی دارد.
در همین رابطه سید حمیری که یکی از شاعران این فرقه است چنین سروده است:
«هان، ای انسان به کسی که در منزلش در سرزمین رضوی ساکن شده
تحیت بگو و سلامی به او هدیه کن
سلام انسان عاشق در راه خدا
که در تمام مدت غیبت او، همت خویش را حفظ کرده است
و هنگامی که افراد آسوده خاطر و فرومایه در خواب اند
شب را به بیداری سپری می کند
بگو ای فرزند وصی پیامبر (ص)،
جانم به فدایت،
اقامتت در این کوه چه طولانی شد!
به گروهی از دوستدارانت که تو را
خلیفه و امام خود می دانند آسیب ها رسید
آنان در راه رضای تو با تمامی اهل زمین
که هفتاد سال از نظر آنان غایب شده ای دشمنی کردند
اکنون ای زاده خوله، اگر همچنان درآن سرزمین بمانی
مایه بسی غم و اندوه است
ما در حالی کوه رضوی را مشاهده می کنیم که تو
درنزدیکی آن هستی ولی با این حال ما نمی توانیم در کنار هم اجتماع کنیم.
مردمان عقیده ما را درباره تو منحرف باطل می شمرند
و با ما به دشمنی و خصومت رفتار می کنند
و در گفتاری دراز به ما چنین می گویند که:
آیا مردی را انتظار می کشید که مرده است
و با خاک گورستان هم جوار گردیده
و میان ما و او سدی استوار برقرار شده است
اما ما آنان را خسته و درمانده کردیم
و تنها به ریسمان محکم تو ای فرزند خوله چنگ زده و تمسک جستیم
و اینکه به فرمانت گردن نهادیم
موجب افزایش اندوه و ناراحتی آنان شد.
پاسخ ما به آنان این است که شما دروغ می گویید
و سوگند به آن کسی که انسان ها را آفرید شما شکست خورده اید
او در دره حاصل خیز رضوی است
و فرشتگان با وی به گفتوگو می نشینند.
پسر خوله طعم مرگ را نچشیده
و هیچ زمینی استخوان های او را در بر نگرفته است
او در آن سرزمین چاشتگاهی مناسب و جایگاهی دارد
که بزرگ مردان با وی سخن می گویند
او از خوردنی ها ارتزاق می کند
و از نوشیدنی ها بهره مند می شود
آنگاه که شما بر ما ستم روا داشتید
خداوند ما را به وسیله او به راه رشد، هدایت کرد
و ما سختی ها را به خاطر او تحمل می کنیم
ما به مهدی عشق می ورزیم، تا روزی که
پرچم های برافراشته سپاه او را پی در پی و منظم مشاهده کنیم
و ببینیم که سپاه او چنان آب را از چشمه سارها جاری می سازند
که گویی افعی بلندی بر زمین راه می رود
در آن روز آنچه را احزاب مختلف در زمین بنا کرده اند منهدم می سازد
و اهل زمین را به سزا و کیفر اعمالی که مرتکب شده اند می رساند
ستمگرانشان را نابود کرده
از آنان به سختی انتقام می گیرد
این هنگامی است که مادران
با سروپای برهنه در حالی که نقابی بر چهره ندارند ظاهر شده
با سپاهی... به دمشق وارد می شوند. سپاه مهدی
به سوی آنان تیرها افکنده،
آنان را بدون مهریه به همسری خود در می آورند
و بدون آنکه حرامی مرتکب شده باشند
با آنان بیتوته خواهند داشت
هان ای زنان بنی امیه! ما با تیرهایمان
زهر را به همسران شما نوشاندیم.
ای پسر خوله پیشانی تو از نزدیک
به قرص ماه کامل می ماند
مردم بدون هیچ حائلی او را مشاهده خواهند کرد،
درحالی که شمشیر برنده ای را در دستش تکان می دهد
و چنان در سایه درخشش خورشید، شمشیرش را حرکت می دهد
که همانند برق آسمان تاریکی ها را می زداید.
گروهی به شمار سپاه جنگ بدر با او بیعت خواهند کرد
مردانی که خواهان دنیای بی ارزش نباشند
آنان در مکه با او بیعت کرده
و به گفته ملامت گرانی که مردم را از او باز می دارند توجهی نمی کنند»

سروده های دیگری در رثای محمد حنفیه
هنگامی که هفتاد سال از مرگ محمد حنفیه گذشت و پیروان او به هیچ یک از آرزوهای خود نرسیدند، شاعرشان چنین سرود:
«اگر محمد حنفیه به مقدار عمر حضرت نوح (ع) هم از ما غایب گردد،
باز دل های ما یقین دارد که او خواهد آمد.
من به آمدنش امیدوارم و چنان که
حضرت یعقوب (ع) سال ها به انتظار حضرت یوسف (ع) نشست، همچنان او را انتظار می کشم.»
شاعر دیگری از آنان درباره بازگشت پس از مرگ چنین سروده است:
«هنگامی که آثار پیری در چهره انسان ظاهر شده
و آرایشگران موی سرش را خضاب کنند
طراوت از صورت او رخت بر بسته به یغما می رود
در این هنگام به او بگو
ای انسان، بر جوانی خویش گریه کن
ولی بدان که آنچه از دست رفته برای هیچ کس باز نمی گردد
تا هنگامه رجعت فرا رسد.
هنگامی که پیش از روز قیامت مردم
دوباره به دنیای خویش باز می گردند.
من در عین آنکه نسبت به روز محشر هیچ گونه شکی ندارم
به روز رجعت نیز سخت ملتزم و پای بندم
چرا که خداوند در کتاب خود، از مردانی خبر داده است
که پس از مرگ دوباره زنده شده و به دنیا بازگشته اند.»
بیت اخیر به گونه دیگری هم روایت شده: چرا که خداوند از مردانی خبر داده که پس از مرگ و سر فرو بردن در خاک زنده گشته اند.

استدلال های کیسانیان بر مهدی بودن محمد حنفیه
از دیگر استدلال های آنان برای اثبات اینکه محمد حنفیه همان مهدی ای است که پیامبر (ص) بدان بشارت داده، این است که آنان معتقد بودند حضرت، امت خود را از اینکه نام و کنیه او را با هم داشته باشند برحذر داشته و به حضرت علی (ع) فرموده بود: «به زودی پس از من از تو فرزندی زاده می شود که من نام و کنیه خودم را به او بخشیده ام.» پس از پیامبر (ص) فرزند حضرت علی (ع) از حنفیه به دنیا آمده حضرت او را محمد نامید و کنیه اش را ابوالقاسم نهاد. در روایات چنین آمده که پیامبر (ص) فرموده است: «مهدی مردی از خاندان من است که هم نام و هم کنیه من است.» از این احادیث پی می بریم که اگر شخص دیگری جز محمد حنفیه میان نام و کنیه پیامبر (ص) جمع کند گنهکار است. زیرا پیامبر(ص) دیگران را از این کار برحذر داشته است. مهدی حجت خدای عزوجل بر مردم است و حجت باید معرفتش نسبت به خدا و اطاعتش از او بیش از دیگران باشد. پس چگونه ممکن است با پیامبرش به مخالفت برخیزد؟ کیسانیه با این استدلال مدعی شده اند که محمد حنفیه همان مهدی است.

گروه دوم و سوم: معتقدان به مرگ محمد حنفیه و جانشینی وی
گروه دوم کیسانیه که مرگ محمد حنفیه را پذیرفته بودند، معتقد بودند که پس از او ابوهاشم عبدالله فرزند محمد امام است، اما در مورد امام پس از مرگ عبدالله به دو دسته تقسیم شدند:
دسته ای می پنداشتند که امامت از ابوالقاسم به عبدالله بن معاویه، نواده عبدالله بن جعفر بن ابی طالب (ص) منتقل شده است؛ اینان همان گروه «حربیه» پیروان عبدالله بن حرب مدائنی هستند. دسته دیگر معتقد بودند که پس از ابوهاشم امامت به محمد بن علی، نواده عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب (ص) می رسد و می گفتند که ابوهاشم امامت را برای او وصیت کرده است، زیرا ابوهاشم در سرزمین شراه نزد او بود و همان جا وفات کرد و هنگام وفات محمد بن علی را به امامت برگزید و محمد، فرزندش ابراهیم، معروف به امام را به امامت منصوب کرد. ابراهیم کسی است که ابومسلم را برای تبلیغ مذهب کیسانیه به خراسان گسیل داشت. وی پس از خود امامت را برای ابوالعباس سفاح یعنی عبدالله بن محمد سفارش نمود. سپس امامت به ابوجعفر منصور دوانیقی رسید. به عقیده این گروه ها شیعیان عباسی از محمد حنیفه نشئت گرفته اند. اینان معتقدند که ابومسلم خراسانی مردم را به این مذهب فرا می خواند. این فرقه ها همان «بکیریه» پیروان بکیر بن ماهان هستند که از مبلغان محمد بن علی نواده عبدالله بن عباس در عراق بوده است پیش از آنکه این دعوت در خراسان ظهور کند.
ادامه دارد ...
(در قسمت دوم به بخش دوم بررسی ظهور فرق کیسانیه در قبال مسئله امامت در شیعه پرداخته می شود.)

منابع
عبدالله بن محمد ناشی اکبر- فرقه های اسلامی و مسئلۀ امامت- مترجم علیرضا ایمانی ناشر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- 1386
ویلفرد مادلونگ- مکتب ها و فرقه های اسلامی در سده های میانه- ترجمه جواد قاسمی- آستان قدس- مشهد- 1375 ش.
www. adyan. org

سایر اطلاعات:
کد مطلب: x1ad2
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ق.ظ 12:30:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=x1ad2


هم گروهی ها
پیشینه «اینان را، بنابر قولی، قدریه گفته اند؛ چون بر این باور بودند که کارهای بد، مانند قتل، زنا و غیر آن، مورد خواست و تقدیر خداوند عزوجل نیست و این بندگان اند که ...
تفرقات معتزله بر خلافت شیعه و خوارج بیشتر جنبه عقیدتی و کلامی دارد تا سیاسی و اجتماعی. البته اگر با دقتی محققانه تشعبات معتزله بررسی شود، معلوم خواهد شد که شهرت ...
ابوهاشم جبایی (277_321 ه_) عبدالسلام بن محمد بن عبد الوهاب، فرزند ابی علی جبایی که در سال 277 دیده به جهان گشود و در سال 321 درگذشت. خطیب بغدادی می گوید: «او شیخ معتزله و ...
در قسمت قبل به شرح حال مختصر برخی از دانشمندان معتزله اشاره شد. در ادامه و در این قسمت به شرح حال مختصر برخی دیگر از دانشمندان معتزله از جمله: احمد بن أبی دوأد، ...
مناسبات عقل و دین در نزد معتزله متقدم و متاخر تلاش معتزلیان در هماهنگی عقل و دین را می توان به دو دوره تقسیم کرد. زیرا معتزله متقدم و متاخر در موضوع مناسبات عقل و دین، ...
ظهور بیهسیه این نام را بر پیروان ابوبیهس هیصم بن جابر نهاده اند. این اندازه درباره او پیداست که از افراد بنی سعد بن ضبیعه بن قیس بوده که در روزگار خلافت ولید، حجاج به ...
انشعابات داخلی عجارده برای عجارده فرقه ها یا انشعابهای فراوانی برشمرده اند، چونانکه اشعری از پانزده فرقه یاد می کند، بغدادی از هشت فرقه نام می برد و البته ثعالبه را ...
خوارج خوارج، از گروههای جنجال آفرین قرون نخستین تاریخ اسلام، گاه با اندکی هوادار، به دلیل خصلتهای ویژه و بی باکی نشأت گرفته از جمود و عصبیت، تنشهای مهمی در پهنه ...
در قسمت اول بررسی تاریخ و قلمرو فرقه اباضیه به مطالبی چون ظهور اباضیه و بنیانگذاران، دروران تدوین و تألیف اباضیه، اصل عقاید فرقه اباضیه و قلمرو این فرقه در منطقه ...
تفسیرهای نادرست، از دیدگاه اباضیه تفسیر متصوفه که باطن قرآن را به منزله روح برای ظاهر قرآن می دانند، از نظر مفسران اباضی، مطرود و نادرست است. از دیگر روشهای تفسیری ...