امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

رد حدیث تأخیر بیعت علی علیه السلام از سوی اهل سنت (صحیحین)


توضیحات کوتاه:

اهل سنت حدیث تأخر بیعت علی (ع) را نیز با اینکه در صحیحین مذکور است رد و قدح کرده اند. حدیث ترک جناب امیرالمؤمنین (ع) بیعت أبی بکر را تا شش ماه که هادم بناء سقیفه است، و به ...


توضیحات:

اهل سنت حدیث تأخر بیعت علی (ع) را نیز با اینکه در صحیحین مذکور است رد و قدح کرده اند. حدیث ترک جناب امیرالمؤمنین (ع) بیعت أبی بکر را تا شش ماه که هادم بناء سقیفه است، و به ملاحظه آن حضرات سنیه را اختلاج و ارتعاد فرائض رو می دهد، که این روایت به اساس مذهبشان سیلاب فنا سر می دهد بخاری و مسلم هر دو روایت آن کرده اند، نیز به مزید حیا و انصاف به مقابله اهل حق رد می نمایند. مگر نمی دانی که فاضل معاصر در (منتهی الکلام) با وصف دعاوی نهایت حزم و احتیاط، و رعایت جوانب و اطراف، چنان مدهوش و بی خود گردیده، که از دعاوی اسلاف و اساطین خود در تعظیم و تبجیل صحیحین، و افاده خودش متضمن صحت آن دست برداشته، در رد و قدح این حدیث متنا و سندا اهتمام نموده چنانکه گفته: بلی از ظاهر روایت صحیحین در قصه فدک به روایت أم المؤمنین صدیقه می توان دریافت که در بیعت صدیق تا زندگی فاطمه زهراء (ع) مکث نموده، این تأخیر چنانکه در عدم اهلیت صدیق نص نیست، هم چنین تأخیر مذکور در نفس تخلف هم نص نمی تواند شد، زیرا که به روایت فریقین حضرت امیر قسم خورده بود که «بعد سید الکونین ردا بر دوش نیفکنم تا که سور و آیات قرآنی را (حفظا) یا (کتابه) جمع نکنم.» (کما فی الاستیعاب، و الصواعق من کتبنا و غیرها من کتب الامامیه مثل الاحتجاج للفاضل الطبرسی و قد عرفت محصل ما رواه).
آخر این امر عظیم که اهتمام شأنش بر وجه کمال واقع شد، بدون امتداد زمانه متصور نبود، و هر چند حال جمیع اهل بیت و صحابه غیر از معدودی (کما فی تألیفات المحقق الدهلوی) تا مدت دراز در فراق برگزیده تمامی انفس و آفاق دگرگون، و بیانش از حوصله بشری بیرون باشد، لیکن در این باب جناب سیده (رضی الله عنها) را خصوصیتی و مزیتی زائد الوصف نسبت به همه بزرگان حاصل بود، که بر ناظرین و متتبعین علم سیر و تواریخ پوشیده نمی ماند. (و سلمنا) که نزد حضرات مشیعین تأیید و تقویت، و حفظ و صیانت حضرت بتول زهراء وقت اسقاط محسن بیگناه، و احراق بیت اهل بیت سید انبیاء، (الی غیر ذلک من الافتراءات) بر خلاف مقتضای شکایت نبوی درباره مقبولین شیعه، که احدی از اینها در اوقات مذکوره به اعانت فاطمه زهراء علیها السلام نخواهد پرداخت مستحسن و اولی هم نباشد، لکن نزد اهل حق تسلیه و تیمار ایشان هم در صحت، و هم در بیماری از متحتمات بود (قس علی هذا حال ریحانه رسول الثقلین) که پژمردگی و افسردگی ایشان سوهان روح و روان، و موجب کاهش جسم و جان نمودار شد و بعضی از شکایات دوستانه، مثل استبداد در تقریر خلافت در سقیفه، و مانند آن نیز ضمیمه گشت (الی غیر ذلک من الامور التی فصلت فی المطولات). پس نظر به این وجوه اگر امتدادی و مکثی در بیعت صدیقی به میان آید به جای خویش است، نه مثبت مدعای مدعی بد اندیش. فکیف که در سائر صحاح و سنن بسیاری از روایات موجود باشد، که مدلول مطابقی آن بیعت امیر (ع) در مبدء انکشاف صبح خلافت سید المرسلین است (کما سبق شطر منه). و تازه تر آنکه ابن سعد، و حاکم، و بیهقی، از أبی سعید خدری در قصه بیعت و تقریر خلافت ابوبکر صدیق رضی الله عنه روایت می کنند: که در همان روز عمر رضی الله عنه بیعت نمود، و مهاجر و انصار بر خلافت صدیق گرد آمدند، صدیق بر سر منبر برآمد، و در قوم نظر کرد، و دریافت که زبیر در حاضرین نیست، پس وی را طلب داشت، و خطاب نمود: که «تو فضائل خویش را شمار می کنی، و مخالفت جماعت مسلمین می خواهی؟» زبیر گفت: «ملامت مکن أی خلیفه پیغمبر خدا (ص)، و از آنچه بر زبانم رفت بگذر و در پی مؤاخذه مشو.» من بعد معلوم کرد که علی (رضی الله عنه) نیز شریک قوم نیست، کس فرستاد تا او نیز حاضر شد، و همین قیل و قال، و معذرت در میان آمد، و این هر دو بزرگ به طیب خاطر هم در آن روز بیعت کردند.» انتهی مختصرا.
هم چنین روایت صحیح موسی بن عقبه، و حاکم از عبدالرحمن بن عوف که گفت: «ابوبکر صدیق رض خطبه خواند و فرمود: که به کبریاء الهی گاهی حرص امارت لیلا و نهارا سرا و علانیه نکردم، ولیکن از فتنه ترسیدم، و در امارت راحتی نمی بینم، و طاقتی و قوتی ندارم، مگر آنکه حق تعالی دستگیری فرماید. بعد از آن علی و زبیر (رض) معذرت کردند و گفتند: ناخوشنود نشدیم مگر به جهت تأخر از مشورت، و در سزاوارتر بودن صدیق به این منصب جلیل شکی نداریم، او یار غار پیغمبر خداست (ص)، و شرف و نیکی او بالیقین می دانیم، آن حضرت (صلعم) در حیات خود او را امام و پیشوای نماز فرموده.» انتهی ملخصا.
پس احادیث اصحاب (رضی الله عنهم) که شریک واقعه باشند به مقتضای حدیث (لیس الخبر کالمعاینه) بر حدیث أم المؤمنین مسطور، که حضور او در این مجامع، مانند حضور حضرت زهراء (ع) بر اصول امامیه هرگز ثابت نیست رجحانی داشته باشد، چه جای آنکه محصلش نفی بیعت تا شش ماه بود، و محصول روایات اصحاب بیعت مرتضوی قریب وفات جناب پیغمبر (ص) باشد که اسهل از نفی مذکور است (و قد ثبت أن الاثبات مقدم علی النفی). و روایت معرفت امام یعنی (من لم یعرف امام زمانه فقد مات میته جاهلیه) و مانند آن که در کتب معتمده مندرج است، مؤید همین است که طول مکث در بیعت واقع نشده. و اصرار سعد بن عباده بر تخلف (علی ما فی الصواعق و الصواقع) ضعیف و مردود، بلکه خلاف آن از اختیار بیعت، با وصف صحت و اعتماد، نزد محدثین مروی و مسرود. و دعوی تخلف اسامه مانند سعد (کما قال الحلی فی نهج الحق و غیره) از احادیث مطرود، و از نقل سید مرتضی در (شافی) و مجلسی در (بحار) می توان یافت که نزد اهل سنت رجوع سعد بن عباده راجح است نه مرجوح. پس معلوم شد که تقاعد کذائی که از صحیحین دریافت می شود در اجماع قادح نیست. باقی ماند سخنی دیگر که تعلق به سند احادیث دارد، و آن را به تأسی بیهقی و امثال او، چنانکه بر ناظرین شروح بخاری مثل (ارشاد ساری) مخفی نیست می توانیم گفت که: «این روایت که دال بر تأخر بیعت است، و ابوسعید راوی آن، به سبب عدم اسناد زهری ضعیف است و غیر مقبول، و روایت ابوسعید، که منطوق آن بیعت امیرالمؤمنین، و حضرت زبیر (رضی الله عنهما) روز اول است مسند و موصول، پس این البته اصح خواهد بود. و بحمد الله که طریق تطبیق، و دفع اختلاف روایات عقلا و نقلا آشکار شد، و ضرورتی بدان نماند که گویم بیعت اولی نوعی باختفاء، و ثانیه علانیه واقع شده.» انتهی.
از این عبارت واضح است که این بزرگ، نطاق همت بر میان جان تسویل و تخدیع بربسته، علم ترجیح و تقدیم روایت (ابن سعد) و (حاکم) و (بیهقی) و غیر ایشان را بر روایت صحیحین برداشته، و نقل این حضرات را بر ارشاد با سداد حضرت عائشه گذاشته، و گاهی حضرت عائشه را با آن همه جلالت شأن و عظمت، و تهور و تصدر، که از آراستن معارک قتال، و مکافحه و مناطحه شجعان ابطال، هراسی نداشتند، و اکابر علماء و فقهاء و صحابه آخذ و مستفید احکام جلیله از ایشان، به مفاد (خذوا شطر دینکم عن هذه الحمیراء) که مخاطب آن را در این کتاب در جواب حدیث ثقلین وارد کرده، و معارضه به آن خواسته بودند، در پرده شرم و حیاء، و حجله استتار و اختفاء نشانیده، و در زمره معتزلات از مجامع رجال، و مجتنبات از محافل گنجانیده، و گاهی (معاذ الله) حضرت او را غافل و ذاهل و جاهل، و بی خبر از حقیقت حال، بلکه در حقیقت مجتری بر نفی باطل و کذب و افتعال گردانیده، ارشاد او را درباره چنین امر جلیل الشأن از درجه اعتبار و اعتماد ساقط ساخته، داد اتعاب نفس و اعیاء فکر در رد و قدح و جرح و ابطال آن داده. پس هر گاه رسوایی صحیحین به این حد کشد، از آوردن نام آن بر زبان به مقابله اهل حق استحیاء می باید کرد، نه آنکه گردن کبر به ذکر آن باید افراخت و دست بر عدم اخراجشان باید انداخت، و شناعت خرافات این بزرگ، که در رد این حدیث وارد کرده، و هم چنین کمال فضاعت تعریضات قبیحه او، که حاکم به کمال نصب و عداوت او است، اگر بیان کرده شود کلام از بحث خارج گردد.


منابع
میر حامد حسین- عبقات الانوار- جلد 2 صفحه 287
به نقل از؛
احمد بن محمد قسطلانی ذهبی- ارشاد الساری- جلد 6 صفحه 377 ط بیروت، دار احیاء التراث العربی.
علامه حلی- نهج الحق
ابن حجر هیتمی- الصواعق و الصواقع

سایر اطلاعات:
کد مطلب: w1ab1
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ق.ظ 12:14:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=w1ab1


هم گروهی ها
جناب صدرالمتالهین قده درباراه موضوع فلسفه الهی در جلد 1 کتاب اسفار می فرماید: «فموضوع العلم الالهی هو الوجود المطلق»،موضوع فلسفه الهی وجود مطلق است. در این مقام ...
الف 1- ابو راشد حبرانی (نام او- خضر- یا- نعمان است)؛ عجلی (که از علماء حدیث است) او را از جمله تابعین مورد وثوق و اعتماد دانسته و درباره او گفته در دمشق أحدی افضل از او ...
کتب و آثار امامیه در حدیث و تفسیر و تاریخ و کلام پر است از واقعه غدیر خم و اثبات قضیه غدیر و استدلال و احتجاج به مدلول و محصل آن. از روایات مسند که نام سلسله روات متعاقب ...
ادامه حرف؛ ع 76- عبدالله بن عباس؛ (در سال 68 وفات یافته) حافظ نسائی در «الخصایص» ص 7، از میمون بن مثنی با ذکر سند روایت نموده که او از قول ابوالوضاح که همان ابوعوانه است ...
1- متکلم، قاضی محمد بن طیب بن محمد ابوبکر باقلانی؛ متوفای 403، از اهل بصره است که در بغداد اقامت گزیده، سخنان و تصنیف او در (کلام) بیش از دیگران است، خطیب در جلد 5 تاریخش ...
در تحلیل و شناخت محتوای قرآن نخستین سؤالی که مطرح می شود این است که آیا اساسا قرآن قابل شناخت و بررسی هست؟ آیا می توان در مطالب و مسائل قرآن تفکر و تدبر کرد یا آنکه این ...
اختلاف نظر اشعری و غیر اشعری در این نیست که آیا باید در مسائل الهی از منابع کتاب و سنت استفاده کرد یا نه؟ بلکه در شکل استفاده است. از نظر اشعریان استفاده باید به شکل ...
شیخیه پیروان شیخ احمد احسائی می باشند. مؤلف روضات الجنات در شرح حال شیخ احمد تعریف زیادی از شیخ می نماید؛ و در آخر شرح حال شیخ رجب برسی، در باب ظهور سید علی محمد باب ...
در قسمت اول به کتب و متون مرتبط با این علم از قرن سوم تا زمان حال اشاره شد و در این قسمت به معرفی و بررسی متون اصلی علم ملل و نحل اشاره می شود. متون اصلی علم ملل و نحل ...
در ادامه و در این قسمت به بررسی یکی از مهم ترین اصطلاحات علم فرقه شناسی یعنی حدیث تفرقه پرداخته می شود و به ابعاد مختلف آن از جمله اسناد حدیث، محتوای حدیث و تاریخچه ...