امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

اقسام صبر


توضیحات کوتاه:

اقسام صبر با تفسیر اجمالی از صبر که در این جمله خلاصه می شود: مقاومت در برابر انگیزه های شرآفرین، فسادآفرین، انحطاط آفرین...، می توان قلمرو صبر و میدانها و صحنه هائی ...


توضیحات:

اقسام صبر با تفسیر اجمالی از صبر که در این جمله خلاصه می شود: مقاومت در برابر انگیزه های شرآفرین، فسادآفرین، انحطاط آفرین...، می توان قلمرو صبر و میدانها و صحنه هائی را که در آنها صبر ورزیدن مطلوب است شناخت، پیداست که سخن ما از صبری است که در متون و مدارک اسلامی یعنی قرآن و حدیث بدان اشاره رفته و بر آن پاداشهای فراوان دنیوی و اخروی وعده داده شده است.
تردیدی نیست که آن سرباز بیخبر و مزدوری که در میدان جنگ با اسلام، در برابر پیام آوران حق و عدل و راستی یعنی سلحشوران و پیشاهنگان اسلام مقاومت می ورزیدند و جان خود را به بهای فرمانبری از اربابان خودکامه در میدان جنگ می باخت، یا آن زراندوز و زورمند و صاحب مقامی که برای حفظ زور و زر و مقام خود، در برابر دعوت حق ایستادگی و مقاومت می کرد و یا گروهها و قشرهای دیگری که هر یک به انگیزه ای و از روی هوسی از پذیرش حق سرباز می زدند، فقط در نام و لغت صبر، با صابران راه حق شریکند و از آنجا که مقاومت و استقامت آنان در راه تکامل انسان نبوده بلکه در جهت ضد تکامل بوده، و در برابر انگیزه های شر و فساد و انحطاط نبوده بلکه در برابر جلوه ها و درخشش های تکامل و تعالی انسانیت بوده، لذا داخل در مفهوم صبر به اصطلاح قرآن و حدیث نیست. پس میدان واقعی صبر، میدان تکامل انسان است. آنجا که آدمی برای هدف واقعی آفرینش، بسوی مقصد نهائی انسانیت یعنی کامل شدن، بنده ی واقعی خدا شدن، انرژی ها و استعدادهای نهان انسانی را به ظهور رسانیدن... در حرکت و تلاش است، جای صبر است. آنجا است که باید در برابر هر انگیزه ای و عاملی که مانع پیشرفت او می شود و او را از سیر و حرکت و کوشش و تلاش باز می دارد مقاومت کند. چه این عامل از درون وجود او بجوشد: تنبلی، خودپرستی، لذت و راحت طلبی، حرص، ترس، زبونی، شهوترانی و غیره، یا از خارج وجود او به او تحمیل شود: جاذبه ها، کشش ها و کوشش های شیطانی، فرمانها و مقررات فسادانگیز، تحمیل ها وادار سازی ها، نظام ها و قراردادهای اجتماعی ناموزون و غلط و... و غالبا یا دائما این هر دو نوع انگیزه و عامل از یکدیگر انفکاک ناپذیرند و به هر صورت و در هر شکل، جلوه ای و مصداقی از شیطان.
در راه تکامل -این جاده ی خطرناک و پر دردسر- انگیزه های مخالف و مزاحم به تناسب تکلیف ها و حرکت ها و وضعیت ها، متفاوت است: گاهی برای انجام دادن یک حرکت لازم، مانعی وجود دارد و گاهی موجبی برای انجام دادن یک حرکت انحرافی و مضر، در میان هست (که باز در حقیقت مانعی از نوع دیگر است) و گاهی این مانع، مانعی غیرمستقیم است. در تمثیل به کوهنوردی: گاه سنگی، خاربنی، دزدی و گرگی در راه هست که مانعی است از یک تکلیف مثبت یعنی حرکت. گاهی منظره ی زیبائی، بستر نرمی، رفیق وسوسه گری وجود دارد که ره پیمای کوهنورد را به بار انداختن و عزم رحیل را به اقامت بدل کردن تشویق می کند و در حقیقت، در راه او مانعی از نوع دیگر محسوب می گردد. و گاهی بیماری و بیمارداری و سرگرمی اندوه آور دیگری برای او پیش می آید که در نتیجه به دلسردی و ناپایداری او در راه منجر می شود. (مانع غیرمستقیم) این هر سه نوع مزاحم و مانع در پیمایش راه تکامل انسان نیز موجود است. اگر تکالیف واجب دین را ابزارها و گامهائی در راه تکامل انسان؛ و محرمات و کارهای ممنوع را حرکت انحرافی؛ و پیشامدها و حوادث تلخ زندگی را در صورت ناآرامی و بیقراری، موجباتی برای ناپایداری و دلسردی بدانیم، مزاحم ها و انگیزه های مخالف را هم می توان چنین تقسیم کرد: انگیزه ها و عواملی برای ترک واجبات، انگیزه ها و عواملی برای انجام دادن محرمات و گناهان، انگیزه ها و عواملی برای ناآرامی و ناپایداری های روحی... و صبر یعنی: مقاومت و عدم تسلیم در برابر این هر سه گونه انگیزه و عامل مزاحم که بیگمان، فسادآفرین، شرآفرین، انحطاط آفرین و... می باشند. پس صبر یعنی: مقاومت در برابر انگیزه هائی که انسان را از انجام دادن کارها و تکالیف واجب باز می دارد یا انگیزه هائی که او را بر انجام دادن کارهای ممنوع و حرام وادار می سازد یا در برابر معصیت ها و پیشامد ناگوار و تلخ زندگی که عنان شکیبائی و طاقت را از او باز می گیرد.

صبر بر مصیبت
در توضیح این سه نوع انگیزه می توان گفت: برخی از آنها انسان را به شکایت از قضای الهی و اظهار ناخرسندی از آن دعوت می کنند. کسی که به این انگیزه پاسخ مثبت دهد و به قضای خداوند اعتراض کند، در خیرخواهی خداوند تردید کرده است و ایمان او سست شده است. اظهار ناخرسندی از قضای الهی، به هنگام مصیبت صورت می گیرد. انسان مصیبت زده کسی است که واقعه ای تلخ و بسیار آزاردهنده در زندگی او رخ می دهد. برای مثال کسی که فرزند عزیز خود و یا پدر و مادر مهربانش را از دست می دهد، مصیبت زده است. چنین فردی ممکن است به سبب سنگینی مصیبت، زبان به شکایت بگشاید، رفتاری غیرعادی کند و یا دچار اضطراب شود. هریک از این حالات، گواه ناشکیبایی فرد است. این حالات و افعال، عکس العملهایی است که فرد برای تسکین خاطر خود انجام می دهد. انسان صابر، بر خود مسلط است و آرامش خود را از طریق اظهار شکایت و رفتار اعتراض آمیز به دست نمی آورد، بلکه از راههای دیگری که رضایت خداوند در آن است آرامش خود را تأمین می نماید. در واقع او در برابر انگیزه شکایتگری مقاومت می کند. این مقاومت، ناشی از ایمان است. کسی که به خداوند ایمان دارد و خیرخواهی خداوند را باور کرده است و می داند که خداوند علم و قدرت مطلق است و از همه کس به او مهربانتر است، پیش آمدهای ناگوار را به مصلحت خویش می داند و آنها را آزمایش الهی و باعثی برای بیدار شدن خویش می شناسد. چنین انسانی معتقد است مصیبتهای زندگی، باعث پالایش انسان از گناهان و نردبان ترقی است؛ مشروط بر آنکه صبر پیشه سازد و به قضای الهی اعتراض نکند. بنابراین اولین نوع صبر، «صبر در برابر مصیبت» است، یعنی مقاومت در برابر انگیزه اعتراض به قضای خداوند.

صبر بر طاعت
نوع دوم از انگیزه های غیرالهی که انسان را دعوت به انجام افعالی خلاف کمال او می سازد، امیال نفسانی انسان همچون راحت طلبی و بخل است. انسان راحت طلب، در برابر فرمان خداوند سرپیچی می کند و سختی عبادات را تحمل نمی کند. راحت طلبی، انسان را دعوت به کارهای دیگر و ترک عبادات می کند. مقاومت در برابر این انگیزه، صبر بر طاعت نام دارد. صبر بر طاعت، یعنی پذیرش سختی انجام فرمان خدا و گذشتن از لذت کارهای دیگر. کسی که این مقاومت و گذشت را انجام نمی دهد، به لحاظ عملی خود را از دایره ایمان و محبت خداوند خارج ساخته است، زیرا مقتضای ایمان و محبت، تبعیت از فرمان خداست و انسان مؤمن تابع و مطیع اوامر خداوند است.

صبر بر معصیت
سومین نوع از انگیزه هایی که مقاومت در برابر آنها ستوده است و پاسخ مثبت به آنها موجب تباهی انسان است، امیال و هواهای نفسانی است که انسان را به درک لذات ممنوع وادار می سازد. انسان برای درک برخی لذتها، خارج از قلمرو مجاز دین، کارهایی انجام می دهد. گاه انگیزه انجام چنین کارهایی، بسیار قوی نیز می شود. کسی که در برابر این انگیزه مقاومت می کند و خود را از ارتکاب معاصی باز می دارد، صبر پیشه ساخته است. به این نوع از صبر، صبر در برابر معصیت گفته می شود.
با این توضیح می توان مفهوم و عمق این سخن پرمغز را که از امیرالمؤمنین از رسول الله نقل شده درک کرد: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: الصبر ثلاثه؛ صبر عندالمصیبه، و صبر علی الطاعه، و صبر عن المعصیه؛ صبر سه گونه است: صبر در هنگام حادثه ی ناگوار، صبر بر انجام تکالیف واجب و صبر بر انجام ندادن نافرمانی خدا». در هر یک از این سه مورد، یعنی: در هنگامی که حادثه ای تلخ و ناگواری در زندگی پیش می آید، و در جائیکه تکلیف و وظیفه ای به انسان متوجه می شود و آنگاه که کار ممنوع و ناروائی او را به سوی خود فرا می خواند یکی از میدانهای صبر در برابر وی گشوده می گردد و نوبت این نمایش قهرمانانه ی روح انسان فرا می سد.
ثواب اقسام صبر صبر و شکیبایی در برابر کدامیک از انگیزه های غیردینی فضیلت بیشتری دارد؟ آیا می توان انواع صبر را بر حسب فضیلتی که دارند درجه بندی نمود؟ علمای اخلاق معیاری کلی را از روایات استنباط کرده اند که به نظر می رسد معیار مناسبی برای درجه بندی انواع و افراد صبر است. ایشان گفته اند: «هر صبر که بر نفس انسان دشوارتر آید، ثوابی افزونتر و آنچه آسانتر است ثوابی کمتر دارد». این تفاوت و تفاضل مطابق این اصل است که: «افضل الاعمال احمزها؛ بافضیلت ترین اعمال، سخت ترین آنهاست». اگر این معیار را بپذیریم، نمی توان تفاوت ثواب و فضیلت انواع و اقسام صبر نسبت به یکدیگر را به طور قاطع بیان کرد؛ زیرا در هر مورد از موارد صبر، باید مقدار سختی صبر در نظر گرفته شود. چه بسا قسمی از اقسام صبر که نوعا آسانتر از اقسام دیگر است، در موردی خاص و شرایطی ویژه برای یک مؤمن بسیار دشوار و حتی دشوارتر از سایر اقسام صبر باشد. با وجود این، در روایات مراتبی برای صبر ذکر شده است که باید اختلاف مراتب را اختلاف نوعی دانست.
پیامبر گرامی اسلام (ص) در ادامه روایتی که قبلا ذکر شد، مراتب صبرهای سه گانه را بیان فرموده اند: «... فمن صبر علی المصیبه حتی یردها بحسن عزائها کتب الله له ثلاثمائه درجه ما بین الدرجه الی الدرجه کما بین السماء الی الارض، و من صبر علی الطاعه کتب الله له ستمائه درجه ما بین الدرجه الی الدرجه کما بین تخوم الارض الی العرش، ومن صبر علی المصیبه کتب الله له تسعمائه درجه ما بین الدرجه الی الدرجه کما بین تخوم الارض الی منتهی العرش؛ ... پس کسی که در مصیبت صبر کند و با صبر نیکویش شدت آن را از سر بگذراند، خداوند برای او سیصد درجه می نویسد که فاصله درجات آن همچون فاصله آسمان و زمین است. و کسی که بر طاعت صبر کند خداوند برای او ششصد درجه می نویسد که فاصله درجات آن همچون فاصله قعر زمین تا عرش است. و کسی که بر گناه صبر کند، خداوند نهصد درجه برای او می نویسد که فاصله درجات آن همچون فاصله قعر زمین تا منتهای عرش است». از این روایت به خوبی پیداست که ثواب و فضیلت صبر بر معصیت، به مراتب افرونتر از ثواب و فضیلت صبر بر طاعت است و ثواب و فضیلت صبر بر طاعت به مراتب بالاتر از ثواب و فضیلت صبر بر مصیبت می باشد.

منابع
سید علی خامنه ای- گفتاری در باب صبر- صفحه 24-27
محمود فتحعلی خانی- آموزه های بنیادین علم اخلاق اسلامی- ج 1 درس 22

سایر اطلاعات:
کد مطلب: l1097
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 6    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/13 ق.ظ 2:41:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=l1097


هم گروهی ها
دروغگو ایمان ندارد قرآن مجید دروغگویان را مؤمن نمی داند و آنان را در ردیف کفار و منکران آیات الهی قرار می دهد و می فرماید: «انما یفتری الکذب الذین لا یؤمنون بایات ...
اخلاق -بطور عمده- عملی است نه علمی، و نفسی است نه درسی. اخلاق علمی فضل است نه فضیلت، و ادب درس است نه ادب نفس. اگر کسی یک دایره المعارف درباره ورزش بخواند تا آن را از بر ...
از آنجا که تعلیم و تربیت امری است جهانی و همگانی، در هر مکتب و ملتی به آن پرداخته شده، تعدادی از متفکران غربی هم آن را تعریف کرده اند، مانند: از هربرت اسپنسر نقل شده ...
اگر شخصیت انسانی دگرگون نشود و با طبیعت اولی و خدادادی، تحت تعلیم و تربیت قرار بگیرد، رهبران واقعی خود را خواهد شناخت. تمیز و تشخیص مربی نماها از مربیان واقعی بشری، ...
حیات معقول به عنوان یک هدف مقدس دارای حقایقی است. نمونه حقایقی که می تواند مبانی حیات معقول باشد، به قرار زیر است: 1- همچنان که جهان هستی و ابعاد مادی انسان، دارای ...
وقتی موضوعی از نظر قرآن طرح می شود، از آن جهت که قرآن از عترت جدا نیست و عترت هم از قرآن منفک نیست، قهرا آن موضوع از نظر قرآن و عترت مطرح خواهد بود، و چون اسلام به صورت ...
حس مسئولیت شخصی و اعتماد به نفس، یکی از بزرگترین ارکان سعادت فرد و اجتماع است. پیروزی های درخشانی که مردان بزرگ چهان بدست آورده اند و پیشرفت هائی که در شئون مختلف ...
عاملان تربیت کسانی هستند که نقش اجرائی را در تربیت کودک بر عهده دارند، و به گونه ای در او سازندگی ایجاد می کنند. این عاملان به ترتیب اهمیت به سه دسته زیر تقسیم می شوند: ...
برای پدر و مادر شدن شرایط و خصایصی لازم است که داوطلبان مقام والدینی باید لااقل مقداری از آن را دارا باشند وگر نه تربیت فرزندان دچار مخاطره خواهد شد. آنچه که ما از قبل ...
محبت نیاز اساسی و طبیعی کودک و هر انسان دیگر است و اساس رشد و سعادت او بدان بستگی دارد. یکی از عللی که آدمی از تنهائی گریزان و در جمع سرخوش است این است که در تنهائی محبت ...