امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

آسمانا غرق در گل بوسه کن امشب زمین را


توضیحات کوتاه:

آسمانا غرق در گل بوسه کن امشب زمین را (ولادت) اختران گردید گوهر رشته حبل المتین را ماه امشب سجده کن خاک در ام البنین را تا ببینی قرص خورشید امیر المومنین را لحظه ها ...


توضیحات:

آسمانا غرق در گل بوسه کن امشب زمین را (ولادت)
اختران گردید گوهر رشته حبل المتین را
ماه امشب سجده کن خاک در ام البنین را
تا ببینی قرص خورشید امیر المومنین را
لحظه ها حساس امده ،بوی عطر یاس آمد
عید خیر الناس آمده ،حضرت عباس آمد
عالم از میلاد او خرمت تر از خلد برین شد
اختران آسمان هاشمی را ماه آمد
مکتب ایثار را استاد دانشگاه آمد
راهیان خط خون را رهبری آگاه آمد
جان نثار ظهر عاشورای ثارالله آمد
کعبه آمال هاشم ،صاحب اجلال هاشم
اختر اقبال هاشم ،آفتاب آل هاشم
در دل شب پرتو افکن از جما نازنین شد
آمد آن ماهی که شد خورشید خاور دستبوسش
نی غلط گفتم بود لبهای حیدر دستبوسش
دختر نیک اختر زهرای اطهر دستبوسش
سید العشاق فرزند پیمبر دستبوسش
بحر دل را گوهر است این ،فلک جان را لنگر است این
تشنگان را سصاغر است این ،عاشقان را رهبر است این
عشق هم پابوس آن شیرین لب شور آفرین شد
از شب میلاد دل می رفت تنها با حسینش
بر زبان حرفی نبود الا کلام یا حسینش
گریه کرد و خنده زد آمد بدیدن تا حسینش
فاطمه گرداند بر گرد سر مولا حسینش
گفت عباسم فدایت ، ای دو عالم کربلایت
عاشق آوردم برایت ، دست او افتد بپایت
سرنوشت این پسر پیش از ولادت اینچنین شد
دل چو مستی ، از لب شیرین او پیمانه میزد
جان چو مرغی ، بال گرد روی آن جانانه می زد
مادر از جان خنده ب آن دلربا ریحانه می زد
زینب کبری به گیسوی بلندش شانه می زد
گه بگرد مهد نازش ، گه به پای سوز و سازش
گه به حسن دلنوازش ، گه به چشم نیم بازش
محشر کبری ز شادی خانه حبل المتین شد
حسنش از حسن خدای دادگر دارد حکایت
خط و خال او ز قرآن بشر دارد حکایت
طلعتش از طلعت خیرالبشر دارد حکایت
ابرویش از تیغ خونریز پدر دارد حکایت
مدح خوان حی جلیلش خلقها عبد ذلیللش
برخی روی جمیلش با ذبیح خود خلیلش
مادرش زهراست گرجه زاده ام البنین شد
اوست بی دستی که باشد رشته هستی بدستش
هوشیاران تا ابد مستند یاد چشم مستش
انبیا تا صبح محشر تشنه جام الستش
دستگیران دو عالم دستبوس و پای بستش
قدر مبهوت جلالش ، عقل مرهون کمالش
عشق مشتاق وصالش ، پیش خورشید جمالش
آسمان اختر فشان تا صبح بر خاک زمین شد
ای به ثاراللهیان درس وفا تعلیم داده
وی در عاشورائیان شور قیامت ، اوفتاده
وی بپای عشق بالبهای عطشان سر نهاده
نقش خاک و بر بلندی دو عالم ایستاده
فخر عنوانها توئی توکعبه جانها توئی تو
باب احسانها توئی تو پیر انسانها توئی تو
از تو انسان آشنا با مکتب قرآن و دین شد
نسلها شاگرد خونین مکتب عشق و وفایت
فصل ها پویند ره تا صبح محشر در قفایت
دردمندان دو عالم ] راهی دارالشفایت
خوانده اند از کودکی سقای آل مصطفایت
عقل مات مکتب تو چرخ محو کوکب تو
شعله را تاب از تب تو بحر عطشان لب تو
کام خشکت عالمی را چشمه ماء معین شد
ای بیادت کرده سالار شهیدان ، دیده دریا
وی بپای موج پیما مرکبت غلطیده دریا
وی ز تصویر تو در دامان دل گل چیده دریا
وی ز اشک سوخت آب زندگی نوشیده دریا
ای دو صد دریا ، بکامت ، موجها در بحر ، رامت
بحرها لرزان ،ز گامت ، آبها مشتاق ، جامت
از چه با خون دیده ات سقای طفلان حزین شد
تیره می گردید ز آه تشنگان دنیا به چشمت
شعله می شد دود می شد دمبدم دریا بچشمت
بود از صبح ولادت ظهر عاشورا به چشمت
تیغ آمد ، تیر آمد ، یا بدستت یا به چشمت
با عدو پیکار کردی ، با خدا دیدار کردی
جان فدای یار کردی ، چشم و سر ایثار کردی
تا خدا از تن دو دستت از یسار و از یمین شد
ای پس از مولات ، خیرالناس یا باب الحوائج
کرده درد خلق را احساس یا باب الحوائج
تشنه ات صد حصر و صد الباس یا باب الحوائج
کعبه دل حضرت عباس یا باب الحوائج
ای به هر بی چاره چاره ، در سپهر دل ستاره
مرتضی را ماه پاره "میثمت" را کن نظاره
ملتجی در آستانت رو سیاهی شرمگین شد

نخل میثم: مجموعه اشعار/ غلامرضا سازگار (میثم)؛ مقدمه محمدعلی مجاهدی (پروانه)/قم: حق بین، 1392

سایر اطلاعات:
کد مطلب: t4dc
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اشعار آئینی

دفعات بازدید: 13    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 1:39:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=t4dc


هم گروهی ها
ای لشکر حق را امیر عبّاس (مدح) وی در شهیدان بی نظیر عباس ای شیر حق در لیلۀ ولادت نام تو را فرموده شیر عباس نوشیده در دامان پاک مادر جام بلا را جای شیر عباس جان از قفس ...
دو بیتی ها در مدح حضرت عباس علیه السلام میان آب دریا سوختم من چو قرص آفتاب افروختم من نگاهم چون به موج آب افتاد نگه بر عکس اصغر دوختم من ******* زهست خویشتن یکسر ...
سپاه عشق را یار آفریدند وفا را طرفه معیار آفریدند گلی خوشتر ز باغ آفرینش برنگ و بوی دادار آفریدند سپهر عزم و ایمان خلق کردند محیط عشق و ایثار آفریدند بشارت باد ...
عاشقان یار آمده یار آمده یار آمده (ولادت) جان به کف گیرید کامشب روح ایثار آمده خیل انصار خدا را میر و سالار آمده نخل سر سبز ولا را خوشترین یار آمده آفتاب برج دین را ...
گلزار زمین خوب تر از خلد برین است(ولادت) هر سو نگرم نور خداوند مبین است دامان زمین سجده گه روح الامین است در بیت ولایت پسری ماه جبین است این شمع فروزان حرمخانۀ دین ...
مادر عباس! حیدر بهر حیدر زاده ای(ولادت) مرتضی شیرخدا، تو شیر حیدر زاده ای بهر ثارالله، ثارالله دیگر زاده ای یا علیِّ دیگر از بهر پیمبر زاده ای آسمانِ عصمتی، قرص قمر ...
مادر ماه بنی هاشم! قمر آورده ای(ولادت) نخل امید ولایت را ثمر آورده ای بحر موّاج کرامت را گهر آورده ای کلک صنع کبریایی را اثر آورده ای هر چه در وصفش بگویم خوب تر ...
آن شب که بودی انتخاب ظلمت و نور قومی در آغوش خدا، قومی ز حق دور یک سو صف حق، سوی دیگر بود باطل قومی پی دلدار و قومی بندۀ دل آن سو خیامِ نار و این سو خیمه نور آن سو ...
می روم و نمی رود از سر کوی تو دلم زنده به ظاهرم ولی داغ تو گشته قاتلم من به میان مقتل و تو به کنار محملم نعش تو روی سینه ام رأس تو در مقابلم دوش فقط تو بوده ای حرف دل ...
ذوالجناح امام حسین (علیه السلام) شعله جای ناله خیزد از دلم آتش افتاده است در آب و گِلم داده ساقی جای می آذر مرا سوخته یکباره بال و پر مرا او مرا افروخته تا در دمی ...