امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

ای مرغ جان کبوتر صحن و سرای تو


توضیحات کوتاه:

ای مرغ جان کبوتر صحن و سرای تو (مدح) هفت آسمان صحیفۀ مدح و ثنای تو چشم رضا به ماه رخ دلربای تو چشم فرشتگان خدا جای پای تو دل های عارفان حرم با صفای تو تو خود جوادی و ...


توضیحات:

ای مرغ جان کبوتر صحن و سرای تو (مدح)
هفت آسمان صحیفۀ مدح و ثنای تو
چشم رضا به ماه رخ دلربای تو
چشم فرشتگان خدا جای پای تو
دل های عارفان حرم با صفای تو
تو خود جوادی و همه عالم گدای تو
دست گدائی همه عالم به سوی تو
دل برده از امام رضا ماه روی تو
پیشانی ملائکه بر خاک کوی تو
جام بهشتیان همه پر از سبوی تو
ذکر خوش امام رضا گفتگوی تو
زیبد که او هماره بگوید ثنای تو
بسم اللهِ صحیفۀ دل هاست نام تو
خیل ملَک ستاده به عرض سلام تو
عالم رهین کثرتِ جود مدام تو
بالاتر از ثنای خلایق مقام تو
نور است همچو آیۀ قرآن کلام تو
روید مسیح از نفس جانفزای تو
وابسته بر وجود تو این عالم وجود
آرند جن و انس به خاک درت سجود
مشهور در میان امامان شدی به جود
بر جود و بر قیام و سجوت همه درود
آیات غیب را رخ نورانی ات شهود
وجه خداست روی محمّدنمای تو
تو بضعۀ امام رضا نجل حیدری
سر تا قدم پیمبر و زهرا و حیدری
چشم و چراغ زادۀ موسی بن جعفری
ابن الرضای اوّلِ آل پیمبری
از هر چه گفته اند و نگفتند برتری
گوهر چه قابل است که ریزم به پای تو
جز تو که خصم گشته ز جود تو بهره بر
کی داده حرز فاطمه بر قاتل پدر
جایی که می کنی تو به دشمن چنین نظر
باور نمی کنم که برانی مرا ز در
از من اگر چه نیست کسی روسیاه تر
دارم امید بر تو و لطف و عطای تو
مأمون به پیش علم و کمال تو شد حقیر
افتاد در حقارت و افکند سر به زیر
«یحیی ابن اکثم» آمده در محضرت اسیر
با آنکه در مدارج تعلیم گشته پیر
در محضر تو کم بوَد از کودک و صغیر
شد محو علم و دانش بی انتهای تو
ما مورِ کوچک و تو سلیمان عالمی
جان امام هشتم و جانان عالمی
مدفون به کاظمینی و سلطان عالمی
ماه رضا و مهر فروزان عالمی
در هر قدم نثار رهت جان عالمی
جان چیست تا کنند خلایق فدای تو
یک عمر بوده آتش غم شمع محفلت
مأمون هزار مرتبه خون ریخت در دلت
دردا که یار جانی تو گشت قاتلت
حل شد به زهر، عاقبت کار، مشکلت
بودی جوان و قتلگهت گشت منزلت
خاموش گشت زمزمه های دعای تو
در بین حجره سوختی و دست و پا زدی
وز سوز سینه نالۀ واغربتا زدی
با کام تشنه مادر خود را صدا زدی
وز سوز ناله شعله به ارض و سما زدی
فریاد بهر تشنه لبِ کربلا زدی
بر عرش رفت نالۀ واویلتای تو
هر چند هیچ کس ز غمت با خبر نبود
دیگر سرت به نوک نی و طشت زر نبود
در قلب داغدار تو داغ پسر نبود
لب هایت از حسین دگر تشنه تر نبود
دیگر به سنگ ماه جمالت سپر نبود
جاری نگشت خون به رخ دلربای تو
تا دور چرخ فصل خزان دارد و بهار
روزی چو روز جد تو نبْوَد به روزگار
«روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه درآمد ز کوهسار»
«میثم» بیار در غم او چشم اشکبار
کن گریه تا که سیل شود اشک های تو

نخل میثم: مجموعه اشعار/ غلامرضا سازگار (میثم)؛ مقدمه محمدعلی مجاهدی (پروانه)/قم: حق بین، 1392

سایر اطلاعات:
کد مطلب: e575
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اشعار آئینی

دفعات بازدید: 13    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 2:56:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=e575


هم گروهی ها
خیز ای دوست که امشب رخ جانانه ببینی (ولادت) گرد هم آیی شمع و گل پروانه ببینی خنده و وجد و نشاط دل دیوانه ببینی دیده بگشای که ریحانه ی ریحانه ببینی خبر آمد خبر آمد خبر ...
شادی کل عباد است عباد است عباد (ولادت) فتح ابواب مراد است مراد است مراد شادی و شور، جهاد است جهاد است جهاد عید میلاد جواد است جواد است جواد مظهر عفو رحیم است رحیم ...
عید میلاد است میلاد جواد ابن الرضاست(ولادت) خرّم از رویش زمین و روشن از نورش فضاست داد ذات کبریا ریحانه را ریحانه ای کز شمیم روح بخش او دو عالم را صفاست آمد آن ماهی ...
الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد(مصیبت) لام توست همه نور یا امام جواد ائمه اند جواد و توئی جواد همه که گشته جود تو مشهور یا امام جواد سزد ز لعل لب حضرت رضا ریزد به ...
به جای باران بارد ز آسمان انجم(ولادت) به مقدم پسر فاطمه امام دهم چه خفته ای مه من روز عید آمد قُم به بحر شادی گردیده ملک هستی گُم شد از ولایت ابن الرّضا جهان روشن ...
دلا در خانۀ ابن الرّضا ابن الرّضا را بین (ولادت) چراغ و چشم زهراغ و علیّ مرتضی را بین ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را بین فروغی دلنشین و دلربا و جانفزا را بین عروس ...
ای هدایت راه خود را یافته در کوی(مدح) وی چراغ عقل روشن از فروغ روی تو هادیان خلق را خطّ طریقت سوی تو جنّت اهل ولا هم خُلق تو هم خوی تو ای محمّد (صلی الله علیه و آله) را ...
دور گل آمده یا فصل گلاب افشانی است(ولادت) بلبلان را به چمن زمزمۀ روحانی است نقش بر هر ورق گل سور قرآنی است آسمان خنده بزن ماه ربیع الثانی است آفتابا به گل و باغ و چمن ...
لشکر شادی گرفت ملک جهان را (ولادت) کرد مسخّر همه کون و مکان را برد به یک حمله دل پیر و جوان را داد به جسم وجود روح و روان را خیز و بپایش فدا کن سرو جان را داری اگر کن ...
ای مسجد الحرام حرم سامرای تو(مدح) بیت الولای دل حرم با صفای تو قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو روح ملک کبوتر صحن و سرای تو آیینه ی جمال خداوند سرمدی فرزند پاک چار ...