امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

ای هدایت راه خود را یافته در کوی


توضیحات کوتاه:

ای هدایت راه خود را یافته در کوی(مدح) وی چراغ عقل روشن از فروغ روی تو هادیان خلق را خطّ طریقت سوی تو جنّت اهل ولا هم خُلق تو هم خوی تو ای محمّد (صلی الله علیه و آله) را ...


توضیحات:

ای هدایت راه خود را یافته در کوی(مدح)
وی چراغ عقل روشن از فروغ روی تو
هادیان خلق را خطّ طریقت سوی تو
جنّت اهل ولا هم خُلق تو هم خوی تو
ای محمّد (صلی الله علیه و آله) را وصی ای ربّ اعلا را ولی
هادی امّت دهم مولای ما چارم علی
پیکر توحید را روح مطهّر کیست؟ تو
شمع جمع محفل آل پیمبر کیست؟ تو
راهیان نور را هادی و رهبر کیست؟ تو
دُرّ نه دریا و دریای دو گوهر کیست؟ تو
آفتاب سامره چشم و چراغ مرتضی
جدّ پاک مهدی و نجل جواد ابن الرّضا
نام نیکویت علی خُلقت علی خُویت علی
صدق و اخلاصت علی آیینه ی رویت علی
وجه نیکو، چشم و ابرو، دست و بازویت علی
ای ثنا خوانت محمّد ای ثناگویت علی
سوّمین ابن الرّضا باب امام عسکری
کرده در چشم هدایت طلعتت روشنگری
شهریاران جهان خاک سرِ کوی تواند
خوب رویان دو عالم عاشق روی تواند
اختران آسمانی قطره ی جوی تواند
عرشیان و فرشیان با هم ثناگوی تواند
آیه های وحی در خال و خط رخسار توست
حرف حرف «جامعه» از لعل گوهر بار توست
جامعه موجی ست از دریای عرفان شما
جامعه نوری ست از لب های خندان شما
جامعه بحری ست از انوار قرآن شما
جامعه برقی ست از خورشید تابان شما
جامعه ما را سوی عترت هدایت می کند
روح را مست می ناب ولایت می کند
تو علیِّ چارم و ابن الرّضای دوّمی
تو چراغ انجمن هایی و ماه انجمی
تو جمال حیِّ سبحانی به چشم مردمی
تو جواد ابن رضا نجل امام هشتمی
نجل وجه الله را در خط و خالت یافتم
چارده خورشید در ماه جمالت یافتم
دادها ماندند و چون دود از میان بیداد رفت
هر چه در عالم جز آثار شما از یاد رفت
شوکت عبّاسیان با نامشان بر باد رفت
هر چه در عالم جز آثار شما از یاد رفت
ایّها الهادی النّقی راه هدایت راه توست
آنچه باقی مانده قول نَحنُ وجه الله توست
گر چه قلب پاکت از زخم زبان آزرده اند
گر چه روز و شب بلاها بر سرت آورده اند
گر چه در حقّ تو ای مولا ستم کرده اند
گر چه با اجبار در بزم شرابت برده اند
شعر نابت خصم را در اضطراب انداخته
نقش دشمن را در آن محفل به آب انداخته
شعر نابی را که خواندی سر بسر هشدار بود
بر سر آن بی خبر فریاد آتش بار بود
هر کلامت یک نهیب از داور قهّار بود
شعر نه، بر جان آن جانی، شرارِ نار بود
آن ستمگر را رگفتار تو حالی داد دست
کرد اظهار ندامت جام را در هم شکست
ایّها الهادی النّقی یابن النُّجوم الزّهره
اختر برج شرف یابن البدورِ الباهره
جدِّ پاک مهدی و نجل بتول طاهره
پر زند مرغ دلم هر شب به سوی سامره
هر که بودم هر که هستم هست و بودم خاک توست
سینه ی من سامره، قلبم حریم پاک توست
ای تمام آفرینش یکدم از عمر کمت
زنده جان پیکر توحید از فیض دمت
شمع جمع عالمی، پروانه جان عالمت
آبروی صورت خورشید خاک مقدست
ای ولیِّ حقّ! تو سرمست ولایت کن مرا
هادی عالم به سوی خود هدایت کن مرا
کیستم من خاک زوّار امام هادیم
هر که هستم عبد دربار امام هادیم
بوته ی خاریس به گلزار امام هادیم
سائلی بر گرد دیوار امام هادیم
روز اوّل ساکن این بوستانم کرده اند
از کرامت «میثم» این خاندانم کرده اند

نخل میثم: مجموعه اشعار/ غلامرضا سازگار (میثم)؛ مقدمه محمدعلی مجاهدی (پروانه)/قم: حق بین، 1392

سایر اطلاعات:
کد مطلب: n57f
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اشعار آئینی

دفعات بازدید: 13    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 3:01:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=n57f


هم گروهی ها
خیز ای دوست که امشب رخ جانانه ببینی (ولادت) گرد هم آیی شمع و گل پروانه ببینی خنده و وجد و نشاط دل دیوانه ببینی دیده بگشای که ریحانه ی ریحانه ببینی خبر آمد خبر آمد خبر ...
به جای باران بارد ز آسمان انجم(ولادت) به مقدم پسر فاطمه امام دهم چه خفته ای مه من روز عید آمد قُم به بحر شادی گردیده ملک هستی گُم شد از ولایت ابن الرّضا جهان روشن ...
دلا در خانۀ ابن الرّضا ابن الرّضا را بین (ولادت) چراغ و چشم زهراغ و علیّ مرتضی را بین ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را بین فروغی دلنشین و دلربا و جانفزا را بین عروس ...
دور گل آمده یا فصل گلاب افشانی است(ولادت) بلبلان را به چمن زمزمۀ روحانی است نقش بر هر ورق گل سور قرآنی است آسمان خنده بزن ماه ربیع الثانی است آفتابا به گل و باغ و چمن ...
لشکر شادی گرفت ملک جهان را (ولادت) کرد مسخّر همه کون و مکان را برد به یک حمله دل پیر و جوان را داد به جسم وجود روح و روان را خیز و بپایش فدا کن سرو جان را داری اگر کن ...
ای مسجد الحرام حرم سامرای تو(مدح) بیت الولای دل حرم با صفای تو قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو روح ملک کبوتر صحن و سرای تو آیینه ی جمال خداوند سرمدی فرزند پاک چار ...
ای آخرین امید رسالت خوش آمدی(ولادت) خورشید آسمان عدالت! خوش آمدی سر تا به پات قدر و جلالت! خوش آمدی بنیان کن اساس ضلالت! خوش آمدی با مقدم تو گشت زمین رشک آسمان عجل ...
این عطر بهشت است که خیزد زکلامم(ولادت) این فیض مسیح است که ریزد زپیامم در هر نفسی اجر صلات است و صیامم با قدمی ذکر سجود است و قیامم شد آتش دل آیه، برداً و سلامم زد ...
عید است ولی عید قیام بشریت(ولادت) در پرتو میلاد امام بشریت با دست کرم ذات خداوند تعالی زد سکۀ اقبال به نام بشریت از خم طهورا که خدا ساقی آن است با دست خدا پر شده جام ...
نسیم امشب پیام آسمانی با خود آورده(ولادت) فضا امشب فروغ جاودانی با خود آورده فلک با آن همه پیری جوانی با خود آورده عروس شب لباس شادمانی با خود آورده به شادی خضر، آب ...