امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

این عطر بهشت است که خیزد زکلامم


توضیحات کوتاه:

این عطر بهشت است که خیزد زکلامم(ولادت) این فیض مسیح است که ریزد زپیامم در هر نفسی اجر صلات است و صیامم با قدمی ذکر سجود است و قیامم شد آتش دل آیه، برداً و سلامم زد ...


توضیحات:

این عطر بهشت است که خیزد زکلامم(ولادت)
این فیض مسیح است که ریزد زپیامم
در هر نفسی اجر صلات است و صیامم
با قدمی ذکر سجود است و قیامم
شد آتش دل آیه، برداً و سلامم
زد بوی خوش لالۀ نرگس به مشامم
بر گوش خلایق سخن نصر مبارک
انوار جمال ولی عصر (علیه السلام) مبارک
امشب به دلم شعلۀ تاب و تب مهدی (علیه السلام) است
روشن شب تنهائیم از کوکب مهدی (علیه السلام) است
من می شنوم ذکر خدا بر لب مهدی (علیه السلام) است
افلاک پر از زمزمۀ یا رب مهدی (علیه السلام) است
از فرش الی عرش خدا مکتب مهدی (علیه السلام) است
لبخند برآرید که امشب شب مهدی (علیه السلام) است
چون صوت هَزاران که زطرف چمن آید
از ارض و سما نغمۀ یابن الحسن آید
انوار خدا می دمد از خانۀ نرجس
زن های بهشتی شده پروانۀ نرجس
خورشید درخشد به سرشانۀ نرجس
یا ماه دمیده است به کاشانۀ نرجس
لبریز زکوثر شده پیمانۀ نرجس
فردوس کشد ناز زریحانۀ نرجس
خیزید زجا عطر و گل وعود بیارید
جان در قدم مهدی (علیه السلام) موعود بیارید
موسی به زمین شیفتۀ آتش طورش
عیسی به فلک منتظر روز ظهورش
یعقوب نگه یافته از پرتو نورش
یوسف شده دلباختۀ فیض حضورش
داود کند مدح سرائی به زبورش
با خنده سلیمان شده هم صحبت مورش
خوانند همه منتقم خون خدایش
جان من و جان همه عالم به فدایش
این راهبر و دادرس و دادگر ماست
این مظهر حق، حجّت ثانی عشر ماست
این ختم رسل را پسر است و پدر ماست
این ماه شب قدر و چراغ سحر ماست
این همقدم خون دل و اشک بصر ماست
این صاحب ما مهدی ما منتَظر ماست
لبخند به لب قلزم اشکش به دو عین است
ناخورده لبن در طلب خون حسین است
دستی به زمین دست دگر سوی سمایش
چشمش به پدر باز و توسّل به خدایش
آوای خدا در نفس روح فزایش
آیات نبی بر لب توحید سرایش
افکند طنین از همه سو ذکر دعایش
پاسخ به تمام شهدا بود صدایش
این طرفه صدا قصّه عهد ازلی بود
یادآور فریاد حسین بن علی بود
آن روز که از کعبه رخش جلوه گر آید
وز بیت خداوند چو خورشید برآید
وز پرده رخ یوسف زهرا به در آید
در سلک شبان حجت ثانی عشر آید
چون ختم رسل بهر نجات بشر آید
بینند همه منتظِران منتَظَر آید
خوانند همه قصّۀ هم عهدی او را
عالم شنود بانگ انا المهدی (علیه السلام) او را
عالم چو کف دست، به پیش نظر او
گردون به دم تیغ حوادث سپر او
ارواح رسل زیر لوای ظفر او
افواج ملک بنده صفت خاک در او
عمّامۀ پیغمبر اکرم به سر او
پیراهن سالار شهیدان به بر او
از هر نفس اوست برای همه مفهوم
هفتاد و دو فریاد زهفتاد و دو مظلوم
آن روز که آن روی، خدا نور فشاند
از تیرگی جهل، بشر را برهاند
بیدادگران را به هلاکت برساند
داد دل مظلوم زظالم بستاند
با تیغ خدا سینۀ شیطان بدراند
در مسجد کوفه چو علی خطبه بخواند
بس آیت ناگفته کهنقل دهن اوست
فریاد خروشان خموشان سخن اوست
در دولت او ثبت شود دولت عترت
با تیغ کجش راست شود قامت عترت
بینند همه عالمیان رجعت عترت
معلوم شود بر همگان عزّت عترت
آرند فرو سر همه بر طاعت عترت
بر بام جهان سایه زند رایت عترت
آن روز محمّد (صلی الله علیه و آله) بود و مکتب نابش
منشور قوانین جهان است کتابش
ای یوسف گم گشتۀ کنعان محمّد (صلی الله علیه و آله)
ای ارزوی عترت و قرآن محمّد (صلی الله علیه و آله)
ای جان همه عالم و ای جان محمّد (صلی الله علیه و آله)
ای لالۀ امید گلستان محمّد (صلی الله علیه و آله)
تا چند خزان حاکم بستان محمّد (صلی الله علیه و آله)
تا چند به زیر پا، فرمان محمّد (صلی الله علیه و آله)
کی می شود ای لالۀ گم گشته به صحرا
خیزد زلبت پاسخ یا مهدی زهرا (سلام الله علیه)
بازآی که گیتی بزند سکّه به نامت
بازآ که به حق جان دهی از فیض کلامت
بازآی که باطل فتد از پا به قیامت
بازآ که شهیدان همه گویند سلامت
بازآ که خلایق بشناسند مقامت
بازآ که جهان نظم بگیرد زنظامت
بازآی که باز از همگان دل بربائی
زنگ غم از آئینۀ (میثم) بزدائی

نخل میثم: مجموعه اشعار/ غلامرضا سازگار (میثم)؛ مقدمه محمدعلی مجاهدی (پروانه)/قم: حق بین، 1392

سایر اطلاعات:
کد مطلب: e599
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اشعار آئینی

دفعات بازدید: 13    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 3:14:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=e599


هم گروهی ها
خیز ای دوست که امشب رخ جانانه ببینی (ولادت) گرد هم آیی شمع و گل پروانه ببینی خنده و وجد و نشاط دل دیوانه ببینی دیده بگشای که ریحانه ی ریحانه ببینی خبر آمد خبر آمد خبر ...
به جای باران بارد ز آسمان انجم(ولادت) به مقدم پسر فاطمه امام دهم چه خفته ای مه من روز عید آمد قُم به بحر شادی گردیده ملک هستی گُم شد از ولایت ابن الرّضا جهان روشن ...
دلا در خانۀ ابن الرّضا ابن الرّضا را بین (ولادت) چراغ و چشم زهراغ و علیّ مرتضی را بین ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را بین فروغی دلنشین و دلربا و جانفزا را بین عروس ...
لشکر شادی گرفت ملک جهان را (ولادت) کرد مسخّر همه کون و مکان را برد به یک حمله دل پیر و جوان را داد به جسم وجود روح و روان را خیز و بپایش فدا کن سرو جان را داری اگر کن ...
ای مسجد الحرام حرم سامرای تو(مدح) بیت الولای دل حرم با صفای تو قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو روح ملک کبوتر صحن و سرای تو آیینه ی جمال خداوند سرمدی فرزند پاک چار ...
عید است ولی عید قیام بشریت(ولادت) در پرتو میلاد امام بشریت با دست کرم ذات خداوند تعالی زد سکۀ اقبال به نام بشریت از خم طهورا که خدا ساقی آن است با دست خدا پر شده جام ...
نسیم امشب پیام آسمانی با خود آورده(ولادت) فضا امشب فروغ جاودانی با خود آورده فلک با آن همه پیری جوانی با خود آورده عروس شب لباس شادمانی با خود آورده به شادی خضر، آب ...
خیز به قلّه جهان مهر صفت لوا بزن(مدح) خنده نور بر رخ گرفته فضا بزن ز آفتاب وصل خود روشنی دگر بده سایه رحمتی سوا بر سر، ما سوا بزن راه ببزم ما بپو روی به روی ما گشا دست ...
من کیم قلب وجودم من کیم جان جهانم (مدح) من کیم نور عیانم من کیم سرّ نهانم من کیم کهف حصینم من کیم مهد امانم من کیم مولای خلقت در زمین و آسمانم من کیم فرمانروای ملک حیّ ...
السّلام ای فاطمه امّ البنین (مدح) السّلام ای بانوی دنیا و دین السّلام ای همسر شیر خدا مادر عبّاس شمشیر خدا السّلام ای بانوی بیت الولا دامنت دانشسرای کربلا السّلام ...