امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد


توضیحات کوتاه:

الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد(مصیبت) لام توست همه نور یا امام جواد ائمه اند جواد و توئی جواد همه که گشته جود تو مشهور یا امام جواد سزد ز لعل لب حضرت رضا ریزد به ...


توضیحات:

الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد(مصیبت)
لام توست همه نور یا امام جواد
ائمه اند جواد و توئی جواد همه
که گشته جود تو مشهور یا امام جواد
سزد ز لعل لب حضرت رضا ریزد
به مدح تو دُر منثور یا امام جواد
اگر چه نزد شما آبروی نیست، مرا
مکن ز درگه خود دور یا امام جواد
گدایی ام به درت جز بهانه ای نبوَد
مراست وصل تو منظور یا امام جواد
به روی زائر تو بوسه می زند جبریل
به ذکر «سیعک مشکور» یا امام جواد
به کاظمینِ تو روی نیاز برده کلیم
سلام می دهد از طور یا امام جواد
جحیم اگر تو نگاهش کنی حدیقۀ گل
بهشت بی تو کم از گور یا امام جواد
اگر چه ران ملخ هم ندارم ای مولا
مرا بخوان به درت مور یا امام جواد
قضا به حکم تو محکوم، ای ولیِ خدا
قدر به امر تو مأمور یا امام جواد
لباس نور مرا بر تن از ولادت توست
گناه، وصلۀ ناجور یا امام جواد
خدا ثنای تو را گفته و چگونه مرا
بوَد ثنای تو مقدور یا امام جواد
لب تو داشت تبسّم، ولی دلت را بود
هزارها غم مستور یا امام جواد
ندید دختر مأمون جلال و قدر تو را
چو بود چشم دلش کور یا امام جواد
هزار مرتبه نفرین به دختر مأمون
که شد به قتل تو مسرور یا امام جواد
فراز بام به گرد تن تو بگرفتند
پرندگان هوا شور یا امام جواد
شهادت تو در آن حجره با لب تشنه
بوَد تجسّم عاشور یا امام جواد
عنایتی که شود روز حشر «میثم» هم
به دوستی تو محشور یا امام جواد
در مدح و مصیبت حضرت جواد
ای مرغ جان کبوتر صحن و سرای تو
هفت آسمان صحیفۀ مدح و ثنای تو
چشم رضا به ماه رخ دلربای تو
چشم فرشتگان خدا جای پای تو
دل های عارفان حرم با صفای تو
تو خود جوادی و همه عالم گدای تو
دست گدائی همه عالم به سوی تو
دل برده از امام رضا ماه روی تو
پیشانی ملائکه بر خاک کوی تو
جام بهشتیان همه پر از سبوی تو
ذکر خوش امام رضا گفتگوی تو
زیبد که او هماره بگوید ثنای تو
بسم اللهِ صحیفۀ دل هاست نام تو
خیل ملَک ستاده به عرض سلام تو
عالم رهین کثرتِ جود مدام تو
بالاتر از ثنای خلایق مقام تو
نور است همچو آیۀ قرآن کلام تو
روید مسیح از نفس جانفزای تو
وابسته بر وجود تو این عالم وجود
آرند جن و انس به خاک درت سجود
مشهور در میان امامان شدی به جود
بر جود و بر قیام و سجوت همه درود
آیات غیب را رخ نورانی ات شهود
وجه خداست روی محمّدنمای تو
تو بضعۀ امام رضا نجل حیدری
سر تا قدم پیمبر و زهرا و حیدری
چشم و چراغ زادۀ موسی بن جعفری
ابن الرضای اوّلِ آل پیمبری
از هر چه گفته اند و نگفتند برتری
گوهر چه قابل است که ریزم به پای تو
جز تو که خصم گشته ز جود تو بهره بر
کی داده حرز فاطمه بر قاتل پدر
جایی که می کنی تو به دشمن چنین نظر
باور نمی کنم که برانی مرا ز در
از من اگر چه نیست کسی روسیاه تر
دارم امید بر تو و لطف و عطای تو
مأمون به پیش علم و کمال تو شد حقیر
افتاد در حقارت و افکند سر به زیر
«یحیی ابن اکثم» آمده در محضرت اسیر
با آنکه در مدارج تعلیم گشته پیر
در محضر تو کم بوَد از کودک و صغیر
شد محو علم و دانش بی انتهای تو
ما مورِ کوچک و تو سلیمان عالمی
جان امام هشتم و جانان عالمی
مدفون به کاظمینی و سلطان عالمی
ماه رضا و مهر فروزان عالمی
در هر قدم نثار رهت جان عالمی
جان چیست تا کنند خلایق فدای تو
یک عمر بوده آتش غم شمع محفلت
مأمون هزار مرتبه خون ریخت در دلت
دردا که یار جانی تو گشت قاتلت
حل شد به زهر، عاقبت کار، مشکلت
بودی جوان و قتلگهت گشت منزلت
خاموش گشت زمزمه های دعای تو
در بین حجره سوختی و دست و پا زدی
وز سوز سینه نالۀ واغربتا زدی
با کام تشنه مادر خود را صدا زدی
وز سوز ناله شعله به ارض و سما زدی
فریاد بهر تشنه لبِ کربلا زدی
بر عرش رفت نالۀ واویلتای تو
هر چند هیچ کس ز غمت با خبر نبود
دیگر سرت به نوک نی و طشت زر نبود
در قلب داغدار تو داغ پسر نبود
لب هایت از حسین دگر تشنه تر نبود
دیگر به سنگ ماه جمالت سپر نبود
جاری نگشت خون به رخ دلربای تو
تا دور چرخ فصل خزان دارد و بهار
روزی چو روز جد تو نبْوَد به روزگار
«روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه درآمد ز کوهسار»
«میثم» بیار در غم او چشم اشکبار
کن گریه تا که سیل شود اشک های تو

نخل میثم: مجموعه اشعار/ غلامرضا سازگار (میثم)؛ مقدمه محمدعلی مجاهدی (پروانه)/قم: حق بین، 1392

سایر اطلاعات:
کد مطلب: e577
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اشعار آئینی

دفعات بازدید: 14    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 2:57:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=e577


هم گروهی ها
خیز ای دوست که امشب رخ جانانه ببینی (ولادت) گرد هم آیی شمع و گل پروانه ببینی خنده و وجد و نشاط دل دیوانه ببینی دیده بگشای که ریحانه ی ریحانه ببینی خبر آمد خبر آمد خبر ...
به جای باران بارد ز آسمان انجم(ولادت) به مقدم پسر فاطمه امام دهم چه خفته ای مه من روز عید آمد قُم به بحر شادی گردیده ملک هستی گُم شد از ولایت ابن الرّضا جهان روشن ...
دلا در خانۀ ابن الرّضا ابن الرّضا را بین (ولادت) چراغ و چشم زهراغ و علیّ مرتضی را بین ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را بین فروغی دلنشین و دلربا و جانفزا را بین عروس ...
لشکر شادی گرفت ملک جهان را (ولادت) کرد مسخّر همه کون و مکان را برد به یک حمله دل پیر و جوان را داد به جسم وجود روح و روان را خیز و بپایش فدا کن سرو جان را داری اگر کن ...
ای مسجد الحرام حرم سامرای تو(مدح) بیت الولای دل حرم با صفای تو قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو روح ملک کبوتر صحن و سرای تو آیینه ی جمال خداوند سرمدی فرزند پاک چار ...
ای آخرین امید رسالت خوش آمدی(ولادت) خورشید آسمان عدالت! خوش آمدی سر تا به پات قدر و جلالت! خوش آمدی بنیان کن اساس ضلالت! خوش آمدی با مقدم تو گشت زمین رشک آسمان عجل ...
این عطر بهشت است که خیزد زکلامم(ولادت) این فیض مسیح است که ریزد زپیامم در هر نفسی اجر صلات است و صیامم با قدمی ذکر سجود است و قیامم شد آتش دل آیه، برداً و سلامم زد ...
عید است ولی عید قیام بشریت(ولادت) در پرتو میلاد امام بشریت با دست کرم ذات خداوند تعالی زد سکۀ اقبال به نام بشریت از خم طهورا که خدا ساقی آن است با دست خدا پر شده جام ...
نسیم امشب پیام آسمانی با خود آورده(ولادت) فضا امشب فروغ جاودانی با خود آورده فلک با آن همه پیری جوانی با خود آورده عروس شب لباس شادمانی با خود آورده به شادی خضر، آب ...
خیز به قلّه جهان مهر صفت لوا بزن(مدح) خنده نور بر رخ گرفته فضا بزن ز آفتاب وصل خود روشنی دگر بده سایه رحمتی سوا بر سر، ما سوا بزن راه ببزم ما بپو روی به روی ما گشا دست ...