امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

داستان سهل ساعدی


توضیحات کوتاه:

داستان سهل ساعدی بازگشتم آتش از پا تا به سر تا دهم از شام غم شرحی دگر به که در این قصّه آرم شاهدی شاهدی مانند سهل ساعدی سهل چون افتاد در شامش عبور دید آن جا خلق را ...


توضیحات:

داستان سهل ساعدی
بازگشتم آتش از پا تا به سر
تا دهم از شام غم شرحی دگر
به که در این قصّه آرم شاهدی
شاهدی مانند سهل ساعدی
سهل چون افتاد در شامش عبور
دید آن جا خلق را غرق سرور
شامیان از کوچه ها تا بام و در
شهر بستند آئین سر به سر
کودک و پیر و جوان مرد و زن
شاد و خندان رخت نو کرده به تن
باده و مستی و آهنگ بود
رقص بود و تار بود و چنگ بود
چهره ها خندان و دل ها شاد بود
بر لب مردم مبارک باد بود
پیش خود گفتا چه باشد این نوید
از چه اهل شام بگرفتند عید
دید دور از خلق چندین پیرمرد
گوشه ای بنشسته با اندوه و درد
یک جهان غم در دل آگاهشان
در درون سینه زندان آهشان
گفت ای در، نار غم افروخته
جانتان در آتش غم سوخته
این سرور و شادی و مستی زچیست
گوئیا در شام عید تازه ایست
در جواب، آن، چند پیر خونجگر
اشگشان گردید جاری از بصر
کای زحیرت بی قرار و ناشکیب
فاش برگو آشنائی یا غریب؟
گفت نامم آشنا باشد یقین
بودم از اصحاب ختم المرسلین
سینه ام لبریز حب احمدیست
نام من سهل است سهل ساعدیست
پاسخش دادند ای سهل از چه رو
چرخ گردون بر زمین ناید فرو
این سرور و جشن و شادی و طرب
هست در قتل حسین تشنه لب
شامیان کردند امروز ازدحام
تا سر پاک حسین آید به شام
خلق را آهنگ شادی بر لب است
این هیاهو از برای زینب است
شامیان چنگ و نی و دف می زنند
دور زین العابدین کف می زنند
سهل را سوز از دل، آه از سرگذشت
وارد دروازه ساعات گشت
هر چه آن سرگشته آمد پیش تر
ازدحام خلق می شد بیشتر
تا در دروازه سرها را شکافت
دید نا گه هیجده خورشید تافت
هیجده سوره زقرآن مجید
هیجده تصویر حق هجده شهید
پشت آن سرهای بر نی منجلی
رأس انصار حسین بن علی
پیش آن سرها به نوک نی سری
سر مگو، خورشید حُسن داوری
شام را غرق حلاوت می کند
آیۀ قرآن تلاوت می کند
ناله کرد و خون فشاند از هر دو عین
گفت ای وای این بود رأس حسین
بر سر نی درفشان از لبشده
سایبان محمل زینب شده
دید در آن شادی و آن هلهله
مصطفائی در میان سلسله
گفت با خود این جوان پیغمبر است
نه، گمان دارم حسین دیگر است
وای من این خلق را چارم ولیست
این علی بن حسین بن علیست
ماه رویش باغبار آمیخته
خون زساق هر دو پایش ریخته
با مشقّت رفت تا نزد امام
گفت ای فرزند پیغمبر سلام
منّتی ای سرو باغ احمدی
حاجتت را گو به سهل ساعدی
گفت مولا گر که داری سیم و زر
بذل کن بر نیزه دار خیره سر
تا سر باب مرا این نیزه دار
آورد از بین محمل ها کنار
بلکه چشم شامیان دل سیاه
کم کند آل محمّد (صلی الله علیه و آله) را نگاه

نخل میثم: مجموعه اشعار/ غلامرضا سازگار (میثم)؛ مقدمه محمدعلی مجاهدی (پروانه)/قم: حق بین، 1392

سایر اطلاعات:
کد مطلب: d4f8
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اشعار آئینی

دفعات بازدید: 13    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 1:53:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=d4f8


هم گروهی ها
ای گهر بحر کمال علی(مدح) وز تو عیان قدر و جلال علی ای سعدا گمشدۀ راه تو وی شهدا غبطه خور جاه تو زنده دو صد جان مسیح از دمت دست عنایت به سر عالمت بر شهدا عزت و آقائی ات ...
بی تو دلم، بسمل بی بال بود داغ چهل روزه، چهل سال بود طایر جان، دور سرت می پرید مرغ دلم، گوشه گودال بود سلسله، گردیده النگوی دست خار، به پای همه خلخال بود سینه ...
الا ای قوم من جان محمّد (صلی الله علیه و آله) روح قرآنم ولی الله اعظم شهریار ملک امکانم زعیم و رهنما و ناخدا و فلک توحیدم امام و پیشوا و مقتدای اهل ایمانم نمازم، ...
ای عرشیان خاکِ عزا بر سر بریزید ای ساکنان آسمان ها پر بریزید ای کاش اهلت را فرو می بردی ای خاک خون گریه می کردی و خون می خوردی ای خاک روز بزرگ محشر کبر است امروز یا ...
امشب شب شادیّ شادی آفرین است (ولادت) امشب جهان را جلوۀ حقّ الیقین است امشب بهشت آسمانی ها زمین است امشب شب میلاد زین العابدین است مولود پاکی که همه هست حسین است ...
مرغ جان در سینه، حق حق میکند(مصیبت) نطقم اعجاز فرزدق میکند رقص، کرده در تنم روح کمیت وز دمم جوشیده مدح اهل بیت داشتم انس از ازل با درد عشق بوده ام از شیرخواری مرد ...
ای داده در ماه جمادی فیض از دست (ولادت) برخیز کز جام رجب گردیم سر مست ماه دعا ماه نیایش ماه توحید هر شام آن شام دعا هر صبح آن عید برخیز کز نهر رجب آبی بنوشیم از دست ...
ای پیر خرد طفل دبستان کمالت(مدح) ارباب بصیر همه مبهوت جلالت دیدار الهی به تماشای جمالت خلق دو جهان تشنۀ دریای زلالت وجه اللهی و نیست نه پایان نه زوالت وصف تو فزون ...
سلام خلق و خداوندگار بی همتا (مدح) به پیشگاه تو ای پیشوای مذهب ما توئی که از نفست گشته دین حق احیا بنای علم تو چون کوه مانده پا بر جا به تیغ نطق تو اسلام داد دیگر داد ...
ای عرشیان به شهر خراسان سفر کنید(ولادت) شب را در این بهشت الهی سحر کنید با زائرین این حرم الله سر کنید مدح رضا چو آیه قرآن ز بر کنید عید بزرگ شیعه آل پیمبر است ...