امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

روش تفسیر قرآن به قرآن


توضیحات کوتاه:

روش تفسیر قرآن به قرآن عبارت است از «تبیین معانی آیات قرآن و مشخص ساختن مقصود و مراد جدی از آنها به وسیله و کمک آیات دیگر» به عبارت دیگر «قرآن را منبعی برای تفسیر آیات ...


توضیحات:

روش تفسیر قرآن به قرآن عبارت است از «تبیین معانی آیات قرآن و مشخص ساختن مقصود و مراد جدی از آنها به وسیله و کمک آیات دیگر» به عبارت دیگر «قرآن را منبعی برای تفسیر آیات قرآن قرار دادن.»
تفسیر قرآن به قرآن یکی از کهن‌ترین روش‌های تفسیر قرآن است وسابقه‌ی آن به صدر اسلام و زمان حیات پیامبر (ص) باز می‌گردد. سپس این روش توسط اهل بیت (ع) ادامه یافت و برخی از صحابه و تابعین نیز از این روش استفاده کرده‌اند. اینک به مثال‌های زیر توجّه کنید:
1. از پیامبر اسلام (ص) در مورد مقصود از «ظلم» در آیه «لَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ»
پرسش شد، و حضرت با استناد به آیه «إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ»
پاسخ دادند که مقصود از ظلم در آیه اول همان شرک است که در آیه دوم بیان شده است.
این حدیث و احادیث مشابه نشان می‌دهد که پیامبر (ص) از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده می‌کرده و عملًا آن را به پیروان خود می‌آموخته‌اند.
2. امام علی (ع) با استناد به آیه «وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ»
و آیه «وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْراً»
نتیجه گرفتند که کوتاه‌ترین مدت بارداری زنان شش ماه است. یعنی اگر شیر خواری کودک دوسال است (یعنی 24 ماه) و مدت حمل و شیر خواری با همدیگر سی ماه است. و این دو آیه راکنار همدیگر بگذاریم، روشن می‌شود که کوتاه‌ترین مدت بارداری شش ماه است. و این نوعی تفسیر قرآن به قرآن است.
3. دکتر ذهبی با بیان مثالی از ابن عباس بیان می‌کند که صحابه پیامبر از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده می‌کردند.
4. مرحوم طبرسی در مجمع البیان مطالبی از تفسیر قرآن به قرآن
تابعین را آورده است.
در دوره‌های بعدی با پیدایش تفاسیری همچون تبیان و مجمع البیان، مفسّران از این روش استفاده کردند، و در میان اهل سنت نیز مفسّران متعددی به سوی این روش رفتند بطوری که برخی از آنان نوشتند: «اگر کسی بپرسد که بهترین روش تفسیر چیست؟ جواب آن است که صحیح‌ترین روش تفسیر قرآن به قرآن است. پس آنچه که در جایی مجمل آمده در جای دیگر تفسیر شده است و آنچه در موضعی مختصر آمده است در موضع دیگر توسعه داده شده است.»
برخی محدثّان بزرگ شیعه همچون علّامه مجلسی (ره) در بحارالانوار با آوردن آیات قرآن که در ابتدای هر فصل، متناسب با موضوع آن، دسته‌بندی شده، در حقیقت از روش موضوعی تفسیر قرآن به قرآن استفاده نموده است. سپس در میان مفسّران قرن اخیر، این روش جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد به طوری که برخی تفسیرها همچون المیزان (علّامه طباطبایی) و تفسیر الفرقان (دکتر محمد صادقی تهرانی) و تفسیر القرآنی للقرآن (عبدالکریم خطیب) و آلاء الرحمن (بلاغی) این روش را روش اصلی خود قرار دادند.
علّامه طباطبایی معتقد است که قرآن بیان همه چیز است پس نمی‌تواند بیان خودش نباشد. پس در تفسیر آیات باید به سراغ خود آیات
قرآن برویم و در آنها تدّبر کنیم و مصادیق آنها را مشخص سازیم و تفسیر قرآن به قرآن کنیم.
و نیز ایشان بر آن است که تفسیر قرآن به قرآن همان روشی است که پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع) در تفسیر پیموده‌اند و تعلیم داده‌اند و در روایاتشان به ما رسیده است.
در کتاب‌هایی که در مورد شیوه‌ی تفسیر نگارش یافته، به روش تفسیر قرآن به قرآن پرداخته و آن را تبیین کرده و نسبت به آن سفارش کرده‌اند.
از جمله این افراد آیه‌الله معرفت، استاد عمید زنجانی و عبدالرحمن العک را می توان نام برد.
در احادیث تفسیری مهدویت نیز در موارد متعددی از شیوه تفسیر قرآن به قرآن استفاده شده است از جمله:«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا* وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا* وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا* وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا* وَالسَّماءِ وَمَا بَنَاهَا* وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا* وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا* فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا* قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا* وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا* کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا* إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا* فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَهَ اللَّهِ وَسُقْیَاهَا* فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا* وَلَا یَخَافُ عُقْبَاهَا؛
به نام خدای گسترده‌مهرِ مهرورز، سوگند
به خورشید و (تابش) نیمروزش! سوگند به ماه هنگامی که در پی آن در آید! سوگند به روز هنگامی که آن را آشکار سازد! سوگند به شب هنگامی که آن را فراگیرد! سوگند به آسمان و آنکه آن را بنا کرد! سوگند به زمین و آنکه آن را گستراند! سوگند به نفس و آنکه آن را مرتب ساخت! و بد کاریش و پارسایی‌اش را به او الهام کرد، که بیقین کسی که آن را [پاک کرد و] رشد داد رستگار (و پیروز) شد. و بیقین کسی که آن (نفس را با گناه آلوده کرد و) پوشاند، نومید شد! (قوم) «ثمود» بخاطر طغیانش (پیامبرش را) تکذیب کردند، آنگاه که بدبخت‌ترین‌شان برانگیخته شد؛ و فرستاده خدا به آنان گفت: «ماده شتر (معجزه آسای) خدا و آبشخور آن را (واگذارید.)» و او را تکذیب کردند و آن را پی کردند؛ پس پروردگارشان به سبب پیامد [گناه شان آنان را هلاک ساخت و آنها را (با خاک) یکسان کرد! در حالی که از فرجام آنها نمی‌ترسد.»
الامام الصادق (ع): «والشمس وضحیها: الشمس، أمیر المؤمنین (ع)، وضحیها: قیام القائم (ع)، لأن الله سبحانه قال: و أن یحشر الناس ضحی.
والقمر اذا تلیها: الحسن والحسین (ع).
والنهار اذا جلیها: هو قیام القائم (ع).
واللیل اذا یغشیها: حبتر (و دولته قد غشی) علیه الحق.
و أما قوله: والسماء و ما بنیها، قال: هو محمد علیه و آله السلام، هو السماء الذی یسموا الیه الخلف فی العلم.
و قوله: کذبت ثمود بطغویها، قال: ثمود رهط من الشیعه، فان الله سبحانه یقول: و أما ثمود فهدیناهم فاستحبوا العمی علی الهدی فأخذتهم صاعقه العذاب الهون، و هو السیف اذا قام القائم (ع).
و قوله تعالی: فقال لهم رسول الله، هو النبی (ص).
ناقه الله و سقیاها: قال الناقه الامام الذی (فهم عن الله و فهم عن رسوله) و سقیاها: أی عنده مستقی العلم.
فکذبوه فعقروها فدمدم علیهم ربهم بذنبهم فسویها: قال: فی الرجعه. و لا یخاف عقبیها: قال: لایخاف من مثلها اذا رجع.» تذکر: این روایت در باب تفسیر قرآن به قرآن بسیار جالب است و به چند شیوه فرعی تفسیر قرآن به قرآن که در عصر ما مفسران از آنها استفاده می‌کنند اشاره کرده است، از جمله:
1. استفاده از شیوه عام تفسیر قرآن به قرآن برای تفسیر آیه «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا» (شمس/ 1) که با استناد به آیه «أَن یُحْشَرَ النَّاسُ ضُحیً» (طه/ 59) تفسیر شده است. یعنی برای آنکه ثابت کند مقصود از نور خورشید در این آیه نور قیام امام عصر (عج) است که پرتوی از نور
خورشید ولایت امام علی (ع) است، به آیه «59/ طه» استناد کرده است که مردم در روزی گرد می‌آیند که نورانی است.
هر چند ممکن است این آیه اشاره به باطن آیه باشد ولی برای بیان آن از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده شده است.
2. استفاده از شیوه تطبیق بر مصادیق جدید:
در این روایت مکرر ظواهر آیه بر مصادیق جدید استفاده شده است یعنی با استفاده از قاعده «جری و تطبیق» «قوم ثمود» را بر گروهی از شیعه تطبیق کرده و «رسول الله» را که در ظاهر آیه مقصود حضرت صالح (ع) است بر پیامبر اسلام (ص) تطبیق کرده است.3. در این روایت آسمان پیامبر اسلام (ص) و شمس را به حضرت علی (ع) و قمر را به امام حسن و امام حسین (ع) معرفی کرده است که نوعی بیان بطن آیه است که در بخش تفسیر اشاری (: باطنی) توضیح خواهیم داد. که، براساس برخی معانی بطن قرآن، نوعی اخذ قاعده کلی و بیان مصادیق جدید آن است.
البته نکات این سوره و این بسیار است که به همین اندازه اکتفا می‌کنیم.
«اللَّهُ نُورُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَهٍ مُبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَّا شَرْقِیِّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِی‌ءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ؛
خدا نورِ آسمان‌ها و زمین است؛ مثال نور او همانند چراغدانی است که در آن چراغی باشد، که [آن چراغ در بلوری است- [آن بلور چنانکه گویی سیاره‌ای درخشان است- (و این چراغ با روغنی) از درخت خجسته زیتونی که نه شرقی و نه غربی است، افروخته می‌شود؛ نزدیک است روغنش روشنی بخشد، و گر چه هیچ آتشی بدان نرسیده باشد. (این) نوری است بر فراز نور، خدا هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) به نور خود راهنمایی می‌کند؛ و خدا برای مردم مَثل‌ها می‌زند و خدا به هر چیزی داناست.»أمیر المؤمنین: «النور: القرآن، والنور اسم من أسماء الله تعالی، و النور النوریه، و النور ضوء القمر، والنور ضوء المؤمن و هو الموالات التی یلبس لها نورا یوم القیامه و النور فی مواضع من التواره و الإنجیل و القرآن حجه الله علی عباده، و هو المعصوم ... فقال تعالی «وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُوْلئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» فالنور فی هذا الموضع هو القرآن، و مثله فی سوره التغابن قوله تعالی: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی أَنزَلْنَا» یعنی سبحانه القرآن و جمیع الأوصیاء المعصومین، من حمله کتاب الله تعالی، و خزانه، و تراجمته، الذین نعتهم الله فی کتابه فقال: «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِندِ رَبِّنَا» فهم المنعوتون الذین أنار الله بهم البلاد، و هدی بهم العباد، قال الله تعالی فی سوره النور «اللَّهُ نُورُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ ...» إلی آخر الآیه، فالمشکاه رسول الله (ص) و المصباح الوصی، و الأوصیاء (ع) و الزجاجه فاطمه، و الشجره المبارکه رسول الله (ص) و الکوکب الدری القائم المنتظر (ع) الذی یملأ الأرض عدلا» بررسی: در این روایت «نور» را به خدا تفسیر کرده که ظاهر آیه است سپس با کمک آیات دیگر آن را به «قرآن» و «معصومین» تفسیر کرده است یعنی از نوعی تفسیر قرآن به قرآن برای روشن کردن معنای آیه استفاده شده است.
البته نور دارای مراتبی است که بالاترین مرتبه آن نور الهی، سپس نور قرآن و اهل بیت (ع) هستند که پرتوی از نور الهی و مایه روشنی راه و هدایت مردم هستند.
البته اینگونه احادیث برای جلوگیری از تجسیم نیاز به تفسیر عقلی و اجتهادی و حتی علمی نیز دارد که در مباحث بعدی روشن می‌شود.
تذکر: البته اینگونه احادیث تفسیر قرآن به قرآن در روایات مهدویت متعدد است از جمله ذیل آیه نازعات/ 6 و 7 و ...

پرسش و پاسخ‌های قرآنی ویژه جوانان (شبنم مهر)/ زیر نظر محمدعلی رضایی‌اصفهانی و جمعی از پژوهشگران قرآنی/ قم: انتشارات پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن ۱۳۸۶

سایر اطلاعات:
کد مطلب: a2521
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: قرآن

دفعات بازدید: 17    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ب.ظ 6:51:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=a2521


هم گروهی ها
پرسش رفتار پیامبر با خانواده چگونه بوده است؟پاسخ:درآمدستایش بیکران مخصوص آن پروردگار «رحمان و رحیمی» که برای بشر از جنس خودش پیامبر رحمت فرستاد و با رحمت واسعه‌اش ...
عقل در لغت به معنای امساک، نگهداری و منع چیزی است.عقل در دو مورد کاربرد دارد:نخست به قوّه‌ای که آماده‌ی قبول دانش است. این، همان چیزی است که اگر در انسان نباشد تکلیف ...
آيات قرآن با هم ارتباط دارند. گاهي اين ارتباط خيلي روشن و واضح است اما همان‌طور كه میدانیم قرآن نوشته‌يي نيست كه نويسنده به صورت يك كتاب تأليف كرده باشد بلكه ...
در سطوح بالاتر از سطح عمومي و همگاني، فهم قرآن نياز به تخصص دارد و در برخي از سطوح نياز به استفاده از سرچشمه وحي نيز لازم است. يك درجه از فهم قرآن مخصوص پيامبر و ...
در قرآن، آيات متشابه وجود دارد. كلماتي هست كه معاني آنها خيلي روشن نيست مانند فواتح سور: »الم، يس، كهيعص و...«.(4) علاوه بر اين‌ها در قرآن احياناً كلمات و جملات ديگري ...
پرسش:آیا می‌توان قرآنی تدوین کرد که به ترتیب نزول سوره‌ها باشد؟پاسخ:اینکه قرآن به ترتیب نزول باشد مانعی ندارد چنانچه نقل شده قرآنی که امیرالمؤمنین علی علیه السلام ...
پرسش: تفسیر و تأویل قرآن به چه معناست؟ و تفاوت آن‌ها چیست؟پاسخ:معنای لغوی: «تفسیر»، در لغت به معنای پرده برداری، کشف، و آشکار کردن معنای چیزی می‌باشد.معنای اصطلاحی: ...
پرسش:مقصود از روش‌های تفسیری چیست؟پاسخ:بحث روش‌های تفسیری بحث پر دامنه‌ای است و بسیاری از قرآن‌پژوهان و صاحب نظران در این زمینه قلم زده‌اند شاید بتوانیم ...
پرسش آیا قرآن کریم کاملًا تحت تاثیر فرهنگ زمانه قرار گرفته و فرهنگ عرب جاهلی در آن بازتاب پیدا کرده است؟ یا با فرهنگ زمانه عرب جاهلی کاملًا مخالفت کرده است؟پاسخ:برای ...