امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

امتیاز در پرتو تقوا


توضیحات کوتاه:

زید برادر امام رضا علیه السلام در مدینه قیام کرد، خانه های گروهی را آتش زد و تعدادی را کشت. به این جهت او را زید النار (زید آتش افروز) می گفتند. مأمون افرادی را فرستاد ...


توضیحات:

زید برادر امام رضا علیه السلام در مدینه قیام کرد، خانه های گروهی را آتش زد و تعدادی را کشت. به این جهت او را زید النار (زید آتش افروز) می گفتند.
مأمون افرادی را فرستاد او را گرفتند و نزد وی آوردند.
مأمون (به خاطر برادرش امام رضا از تقصیراتش گذشت) و دستور داد او را نزد برادرش، امام رضا علیه السلام ببرید.
حسن پسر موسی می گوید:
در خراسان در مجلس حضرت رضا علیه السلام بودم، زید هم در آن مجلس بود، امام که مشغول صحبت شد، زید بی اعتنا به سخنان امام علیه السلام متوجه عده ای از افراد مجلس شد و گفت: ما چنین و چنانیم و به خویشتن می بالید.
امام رضا علیه السلام سخنان زید را شنید و فرمود:
ای زید! گفتار بقال های کوفه تو را گول زده و مغرور کرده است که می گویند:
خداوند به خاطر پاکدامنی فاطمه سلام الله علیها فرزندان او را به آتش جهنم حرام کرد.
به خدا سوگند! این مقام، مخصوص (حسن و حسین) علیهما السلام و فرزندان بلاواسطه (فاطمه زهرا سلام الله علیها) است.
آیا ممکن است پدرت امام موسی بن جعفر بندگی کند، روزها روزه بگیرد و شبها را به عبادت بگذراند و تو معصیت خدا را بکنی فردای قیامت هر دو داخل بهشت شوید؟
اگر چنین باشد، مقام تو در پیش خداوند بالاتر از امام موسی بن جعفر خواهد بود. زیرا پدرت با زحمت بهشت رفته اما تو بدون زحمت داخل بهشت شده ای.
در صورتی که حضرت علی بن الحسین می فرماید:( لمحسننا کفلان من الاجر و لمسیئنا ضعفان من العذاب )
اجر نیکوکاران ما خاندان، دو برابر و عذاب گنهکاران ما، نیز دو برابر خواهد بود.
زید گفت:
من برادر و پسر شما هستم و به خاطر شما من هم وارد بهشت می شوم. امام علیه السلام فرمود:
آری! تو آن وقت می توانی برادر من باشی که از خدا اطاعت کنی.
سپس فرمود:
پسر نوح مادامی که معصیت نکرده بود از خاندان او بود، ولی هنگامی که گناه کرد، خداوند او را از خاندان نوح به شمار نیاورد و در پاسخ درخواست حضرت نوح علیه السلام (که نجات فرزندش را از غرق شدن در آب از او می خواست) فرمود:
(انه لیس من اهلک) او از خاندان شما نیست او متمرد و معصیت کار است.(1)
مسلمانان باید بکوشند تا فرهنگ قرآن و اهل بیت پیغمبر در جامعه زنده گردد. جز تقوا به هیچکدام از وسایل مادی و خرافی امتیاز ندهند.

1- بحار: ج 43، ص 230 و 231، روایت 2 و 6، و ج 49، ص 217، و 218 و 219 روایت 2 و 3 و 4.


داستانهای بحار الانوار/ محمود ناصری/دار الثقلین، 1377

سایر اطلاعات:
کد مطلب: r114
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: حدیث

دفعات بازدید: 17    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/11 ب.ظ 5:35:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=r114


هم گروهی ها
مرد مسلمانی بود که شاخه یکی از درختان خرمای او به حیاط خانه مرد فقیر و عیال مندی رفته بود، صاحب درخت گاهی بدون اجازه وارد حیاط خانه می شد و برای چیدن خرماها بالای درخت ...
روزی هارون الرشید مقداری لباس از جمله جبّه زرباف سیاه رنگی را - که پادشاه روم به هارون فرستاده بود - به عنوان قدردانی به علی بن یقطین، هدیه کرد. علی بن یقطین تمام آن ...
حبابه والبیه (1) می گوید: امیر المؤمنین علی علیه السلام را در محل پیش تازان لشکر دیدم، در دستش تازیانه دو سر بود و با آن، فروشندگان ماهی بی فلس و مار ماهی و ماهی طافی ...
حارث همدانی یکی از دوستان و ارادتمندان مخلص حضرت علی بود، و مقام ارجمندی در نزد امام داشت حارث مریض شد، حضرت علی علیه السلام به عیادت او رفت و پس از احوالپرسی به او ...
دو همسر مهربان، علی و فاطمه علیهماالسلام، کارهای خانه را بین خود تقسیم کردند. حضرت فاطمه علیهما السلام عهده دار شد کارهای داخل خانه را انجام دهد؛ خمیر درست کند، نان ...
علی بن خالد (که زیدی مذهب بود) می گوید: من در شهر سامرا بودم. شنیدم مردی را که در شامات ادعای پیامبری می کرده دولت وقت دستگیر نموده و در اینجا زندانی کرده اند. به دیدن ...
احمد بن فارس ادیب که از بزرگان حدیث است نقل می کند: طایفه ای در همدان به بنی راشد معروف بودند و همه شیعه و دوازده امامی هستند. پرسیدم: علت چیست در میان مردم همدان فقط ...
عیسی علیه السلام با یارانش به سیاحت می رفتند، گذرشان به شهری افتاد. هنگامی که نزدیک شهر رسیدند گنجی را پیدا کردند. یاران حضرت عیسی گفتند: یا عیسی! اجازه فرمایید این ...
ضرار بن ضمره که یکی از یاران مخلص امیر مؤمنان(علیه السلام) بود. پس از شهادت آن حضرت به شام رفت و با معاویه ملاقات نمود. معاویه به او گفت: ای ضرار! علی را برای من تعریف ...
جناده پسر ابی امیه می گوید: من در هنگام وفات امام حسن (علیه السلام) به حضور آن بزرگوار رسیدم، دیدم جلوی امام (علیه السلام) طشتی هست، خونی که استفراغ میکرد در آن می ریخت ...