امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

فرهنگ از دیدگاه مراجع آفریقایی


توضیحات کوتاه:

برای بررسی فرهنگ در مراجع آفریقایی سه مورد را مطالعه می کنند: الف. کنیا: فرهنگ راه و روش زندگانی مردمانی است که در برهه ای از زمان به منظور برخورد با چالش های اجتماعی ...


توضیحات:

برای بررسی فرهنگ در مراجع آفریقایی سه مورد را مطالعه می کنند:
الف. کنیا: فرهنگ راه و روش زندگانی مردمانی است که در برهه ای از زمان به منظور برخورد با چالش های اجتماعی سیاسی و اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد. منشا و مبداء فرهنگ کنیا از سه جامعه قومی و بومی تشکیل شده است:
1) (CUSHITES)، (شامل قبایل بوران- سومالی و رندیل)
2) (nilotes) )، (شامل قبایل لوو- کالنجین و ماسائی)
3) (bantu)، (شامل قبایل کیکویو- لوهیا- لامبا و میجکندا)
فرهنگ کنیا به طور کل متاثر از نظام های قبیله ای حاکم بر کشور بوده و آمیخته ای از فرهنگ های متعدد قبایل بومی است. بدیهی است که تعریف ارائه شده از فرهنگ موارد استفاده از فرهنگ را بیان نموده است نه تعریف فرهنگ و مختصات آن را.
ب. نامیبیا: پس از استقلال با پذیرش زبان انگلیس به عنوان تنها زبان رسمی تعریف واژه فرهنگ بر اساس منابع انگلیسی در کتاب ها و دایره المعارف ها آمده است ولی در واقع با وجود قبایل و نژادهای مختلف در این سرزمین فرهنگ های متفاوتی نیز بر مردم این کشور حاکم است. برای مثال گروه های مختلف احترام به روابط سنتی و آداب و رسوم زندگی از جمله ازدواج، خوراک، طرز برخورد و رعایت اصولی اخلاقی پذیرفته در جامعه ی خود را به عنوان ملاک و معیار فرهنگ به تمام جوامع تعمیم می دهند، در حالی که مهاجرین سفید اروپایی و آفریقای جنوبی فرهنگ متفاوتی با بوشمن ها و قبایل بدوی و آنها نیز با رنگین پوست ها و دیگر مردم این سرزمین دارند. به طور کلی تعریف این مقوله در این کشور عبارت است از توانایی و تطبیق با قوانین عمومی از سوی جوامع و قبایل مختلف. تعریفی که از منابع انگلیسی به نامیبیا یا دیگر جوامع آفریقایی منتقل شده است و آن جوامع آن را پذیرفته اند نمی تواند گویای ماهیت فرهنگ واقعی و مختصات آن در آن جوامع بوده باشد همان گونه که قوانین و حقوق هایی که از کشورهایی به کشورهای دیگر منتقل می گردد نمی تواند بیان کننده ماهیت واقعی نیازهای قانون و حقوقی کشورهایی بوده باشد که به آنها منتقل شده است. از این رو است که می گوید: «ولی در واقع با وجود قبایل و نژادهای مختلف در این سرزمین، فرهنگ های متفاوتی نیز به مردم این کشور حاکم است». اگر نیروی فرهنگ های وارداتی از حدود نیروی یک فرهنگ انسانی تجاوز نماید و عوامل اجرای آن قوی تر از اراده و تصمیم فرهنگی مردم آن سرزمین ها بوده باشد قطعی است که فرهنگ وارداتی حاکمیت فرهنگی پیدا خواهد کرد ولی ماهیت ریشه دار آرمان ها و عقاید مستند به تعقل و وجدان عام جوامع محکم تر از آن است که مقاومت خود را در مقابل فرهنگ های وارداتی از دست بدهد.
ج. سایر سرزمین های آفریقا: برای طرح فرهنگ از دیدگاه اغلب جوامع آفریقایی می توان از دیگر تحقیقات صاحب نظران محقق استفاده نمود. از جمله در تحقیقات یولی بایر مطالب فرهنگی بسیار جالب توجهی استنتاج شده است؛ او می نویسد:
«اندیشه های لطیف و فلسفی باور داشت های متعالی مذهبی پا به پای خرافه گویی و گمان های ساده لوحانه و کودک پسندانه، عموما در افسانه ها منعکس اند. اسطوره ها همانند کان های ذغال سنگ انبوهی از ذغال و رگه های الماس را در هم و برهم دارند. از این روی تا اسطوره کاوی، نسج افسانه ها را از شکل قصه گونه ی آنها به واحد های اولیه فکری به نخستین یاخته های تشکیل دهنده عقیدتی آنها باز پس نکاود ما هرگز به گوهرهای مکنون و پایدار لطایف اندیشه بشری، در بطن اسطوره ها پی نخواهیم برد. در حقیقت صرف نظر از جنبه تفریحی و لالایی گویانه افسانه ها آنچه که مطالعه در اسطوره ها را برای پژوهندگان تاریخ رشد فکر فلسفی برای تجلی جویان وجدان عام بشری برای مردم شناسان برای جامعه شناسان، برای کارشناسان مقایسه ادیان، برای آرمان شناسان و دیگر اندیشمندان علوم انسانی و ادبیات عامیانه اجتناب ناپذیر می سازد انعکاس وجود همین دیرین ترین ذخایر فکری و نا آگاه اقوام مختلف در اسطوره هاست.
مطلبی که پیرامون فرهنگ از دیدگاه سرزمین های آفریقا بسیار اهمیت دارد این است که قاره آفریقا مانند دیگر قاره های دنیا نیست که به تدریج به دگرگونی های سیاسی، اقتصادی، حقوقی و فرهنگی نایل شده باشد بلکه همان طور که دیده می شود با جهش های بسیار تند که جریان طبیعی را نفی کرده است از دوره های بسیار قدیم دوران فرهنگ فطری ابتدایی به دوران روابط پیچیده ای که تکنولوژی فراگیر جوامع سلطه پیدا کرده اند دگرگون شده است. بدیهی است که سرزمین های آفریقا دو نوع حمله فرهنگی به خود دیده است که با توجه به زندگی اجتماعی و فرهنگی آنها می توان گفت:
فرهنگ جوامعی بوده است که به آنان تسلط یافته اند.
فرهنگ کلی زندگی ماشینی و ابتدایی و بالنسبه نزدیک به هویت ملی آنان.
البته در این میان ورود فرهنگ های دینی مانند اسلام و مسیحیت به سرزمین های آفریقا سبب آشنایی مردم آن سرزمین ها با فرهنگ های معنوی شده است که آنان از این راه می توانند با پیروی از اصول مشترک فرهنگ های بزرگ جهان زندگی کنند.

منابع
محمدتقی جعفری- فرهنگ پیرو فرهنگ پیشرو- صفحه 113-109

سایر اطلاعات:
کد مطلب: q1941
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 5    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/13 ب.ظ 9:10:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=q1941


هم گروهی ها
مبانی فرهنگی غرب بازگو کننده همه مغزها و دل های مردم آن سرزمین نیست به خصوص با نظر به تعاریف صحیحی که در دایره المعارف ها و کتب لغت معروف مغرب زمین می بینیم بلکه این ...
با توجه به مطالبی که در دایره المعارف امریکانا بیان شده است، چند نکته قابل ذکر است: 1. این که می گوید: مفاهیم جانبی آن فرهنگ، به طور عمده به افراد تحصیل کرده و آداب دان، ...
در جدال درونی انسان که ممکن است یک طرف مسرت بخش و یا احساس شکست نماید، این چه احساسی است؟ در هر دو حالت، انسان خودش از خودش شکست خورده و در هر دو حالت، انسان خودش بر ...
آنجا که با نفس باید مجاهده کرد، با کدام نفس باید مجاهده کرد؟ با «خود» باید مجاهده کرد؟ کدام «خود» را نباید گذاشت مطلق العنان و آزاد باشد و میدان به دستش بیفتد؟ آن، ...
در دنیا، در مشرق و مغرب -در مشرق اسلامی خودمان زیاد و در مشرق غیر اسلامی و دنیای مغرب اندک- کسانی بوده اند که به چنین وجدان مستقلی در بشر ایمان و اعتقاد داشتند که واقعا ...
قرآن کوشاست که انسان خود را کشف کند. این خود، خود شناسنامه ای نیست، که اسمت چیست؟ اسم پدرت چیست و در چه سالی متولد شده ای؟ تابع چه کشوری هستی؟ از کدام آب و خاکی و با چه ...
افعال طبیعی، افعال عادی است و انسان به موجب این افعال مورد ستایش و تحسین واقع نمی شود. مثلا انسان گرسنه می شود غذا می خورد، تشنه می شود آب می آشامد، کسل می شود می ...
فروید که قهرمان روانکاوی است - معتقد بود که تمام عناصر روان ناخود آگاه انسان از روان خود آگاه گریخته اند و در آنجا جایی را برای خودشان تشکیل داده اند، یعنی عناصر روان ...
هر چه بیشتر عمر می کنم بیشتر اطمینان پیدا می کنم که تفاوت عمده انسان ها، تفاوت بین انسان ضعیف و قوی، بین انسان بزرگ و کوچک، میزان توانایی یا اراده خلل ناپذیر آنهاست ...
سطح خواسته ها و مطلوب های حیوان، مانند شعاع شناخت و آگاهیش از جهان در محدوده ای خاص است اولا مادی است، از حدود خوردن و آشامیدن و خوابیدن و بازی کردن و خانه و لانه ...