امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

اثبات معاد از راه برهان حقیقت


توضیحات کوتاه:

همان گونه که اصل اندیشه و اندیشیدن از بشر جدا نشده و هماره با او همراه بوده، اختلاف بین آراء و برخورد اندیشه ها، نبرد مکتب ها، جنگ هفتاد و دو ملت، ندیدن حقیقت و ره ...


توضیحات:

همان گونه که اصل اندیشه و اندیشیدن از بشر جدا نشده و هماره با او همراه بوده، اختلاف بین آراء و برخورد اندیشه ها، نبرد مکتب ها، جنگ هفتاد و دو ملت، ندیدن حقیقت و ره افسانه زدن و خلاصه درگیری حق و باطل هم چنان بوده و هست و حق محض تنها در قیامت آشکار خواهد شد. پیش از رسیدن به صحنه ی ظهور حق محض هر کس مدعی است که تا سر زلف سخن به قلم شانه خورده، فردی مانند او نقاب از رخ اندیشه برنداشته است.
از سوی دیگر نمی توان همه ی این افکار و اندیشه ها را حق دانست؛ چون رویاروی یکدیگر است؛ با این که هیچ اندیشه ی حقی هرگز با اندیشه ی حق دیگر به پیکار برنمی خیزد؛ چنان که همه ی نظرهای مناقض یکدیگر را هم نمی توان باطل دانست و بطلان هر دو نیز به معنای رفع دو نقیض خواهد بود که این خود نوعی سفسطه و انکار هر واقعیت است. بنابراین، یکی از اندیشه و راه ها حق و دیگری باطل است، لیکن تا چهره ی واقعی حق روشن نشود چهره ی باطل ناپدید نخواهد شد.
از سوی سوم دنیا آن ظرفیت را ندارد که فقط ظرف ظهور حق کامل باشد و دیگر باطلی در آن راه پیدا نکند؛ زیرا در این صورت دیگر جایی برای تکلیف و آزمون نخواهد ماند و اختلافی پدیدار نخواهد شد. بنابراین، موقعیتی لازم است که در آن جا در پرتو ظهور کامل حق به عمر هرگونه باطل پایان داده شود و دامنه ی اختلاف و خلاف کوتاه گردد. همچنین باید چهره ی ریاکاران و چند چهره ها و دوگانگی قلب و قالب زهدفروشان و روباه منشان شناخته شود و پرده ها به طور کلی کنار رود تا آنان که حقایق را تحریف یا کتمان می کنند بازشناخته و همه نیرنگ ها و فریب ها با حضور همگان برملا شود، و چنین چیزی جز به فرا رسیدن روز حقیقت (قیامت) ممکن نیست؛ زیرا در آن روز باطن هر کس ظاهر و راز او آشکار خواهد شد: «ذالک الیوم الحق فمن شاء اتخذ إلی ربه مابه؛ آن روز حق است و هستی آن را، ظهور حقیقت تشکیل می دهد. پس هر کس که خواهد به سوی پروردگار خویش بازگشتی اتخاذ کند.» (نبأ/ 39) حق به معنی چیزی است که ثابت است، واقعیت دارد و تحقق می یابد، و این معنی درباره قیامت کاملا صادق است، به علاوه روزی است که حق هر کس به او داده می شود، حقوق مظلومان از ظالمان گرفته خواهد شد، و حقایق و اسرار درون به ظهور می پیوندد، بنابراین روزی است به تمام معنی حق.
ساحت کبریائی ثابت و ابدی و ازلی است و فعل و اثر او نیز حق و ثابت و مستقر به طور ظلی است و آنچه را آفریده حق و ثابت بوده و عمل بیهوده هرگز به او استناد نخواهد داشت و از جمله فعل و اثر کبریائی او خلقت جهان است که حق به طور ظلی و ثابت است و پیوسته آثار صفات کمال و جمال کبریائی را بدان وسیله در صحنه امکان ارائه می دهد همچنین حسن تدبیر و نظام یکنواخت که سرتاسر جهان را فرا گرفته ثابت و حق و خلل ناپذیر خواهد بود.
در جمله آثار ثابت او گسترش عالم قیامت که حق ثابت و محصول عوالم امکانی است و چنانچه عالم قیامت به فرض نبود خلقت جهان هستی بیهوده بوده و شاهد بر نقص عوالم امکانی است هم چنانکه شاهد بر نقص و عجز خالق آنها است گذشته از اینکه خلقت سلسله بشر به منظور استکمال و سوق به سعادت به طور اطلاق است وگرنه نقض غرض خواهد بود.
با توجه به این که عوالم امکانی بر حسب اقتصاء ذاتی هر یک نواقصی در بر خواهد داشت و عالم قیامت همه آن نواقص رفع شده صحنه عوالم امکانی نورانیت و درخشندگی خود را که مسطوره ای از صفات کبریائی است ارائه خواهد داد و هیچ یک از عوالم امکانی این چنین اقتضاء و صفای و نورانیت را نخواهند داشت که بهترین صحنه تابناک و درخشان باشد که صفات کبریائی را مانند سراب دائم و ثابت ارائه دهد.
«یومئذ یوفیهم الله دینهم الحق و یعلمون أن الله هو الحق المبین؛ در آن روز خداوند دین حق آنان را به تمام و کمال به آنان می پردازد و آگاه می شوند که خداوند حق محض و حقیقت آشکار است.» (نور/ 25) نظام امکانی که محصول نظامهای عوالم است در آن نشئه به ظهور کامل می رسد و به طور ثابت خواهد بود آنگاه اهل ایمان به طور شهود خواهند یافت که فعل و آثار متقن کبریائی او حق و ثابت به طور بداهت است و لحظه ای نتوان از آن غفلت داشت و به طوری مظاهر و آثار الهی در آن صحنه بشر را فرا می گیرد که لحظه ای از توجه به آنها غفلت بر انسان رخ نخواهد داد.
بر طبق آیه ی «لقد کنت فی غفله من هذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید؛ [گفته شود:] واقعا که از این [روز] در غفلت بودی، اینک از تو پرده ات را برداشتیم پس دیده ات امروز تیزبین است.» (ق/ 22) در صحنه قیامت از نظر اینکه آثار عظمت کبریائی هر فردی را آن چنان فرا گرفته لحظه ای از آن غفلت نتوان نمود و همه پرده ها و حجابها از روان و دیدگان به کنار رفته غرق بینش و بینائی عظمت کبریائی خواهند گشت.
ساحت پروردگار صحنه ی جزا و سیرت حقیقی این جهان آزمایش را به طور ظهور بگستراند که اهل ایمان به طور شهود حقیقت را بیابند زیرا نظام عمل و حرکت و آزمایش بر اساس کتمان و نهان است و هرگز کسی سیرت و باطن عمل خود را نخواهد یافت ولی نشئه ی قیامت عالم ظهور و شهود است و سیرت هر یک از اعمال درباره افراد بشر در عالم برزخ و قیامت رشد نموده و به طور ظهور تام و کامل و فعلیت که در آن قوه و پنهانی نخواهد بود مانند بیابان پهناور که همه گونه حبوبات و هسته ها درون زمین افشانده شود و با اختلاف فصول سال رو به رشد گذارد و سیرت هر یک از هسته ها آشکار و شکوفا شده به همین قیاس اعمال هر یک از افراد بشر نیز این چنین در قیامت شکوفا خواهد بود.

بروز و افشای حقایق
باید گفت که غرض از گسترش صحنه قیامت کشف و ظهور نهفته ترین اسرار امکانی است و همانا کشف و ظهور سرائر اعتقادی و خلقی و عملی سلسله بشر است که در صحنه قیامت در اثر سیر در برزخ و تکامل در قیامت به ظهور تام می رسد و هر یک از افراد بشر خود را می یابد و از آن نهفته تر و مجهول تر شهود صفات کامل کبریایی است که ظهور و تعین آن به عدم تعین و شهود آن به عین خفا و مکنون است. صحنه ی شهود قیامت مسطوره و آینه حق حقیقی و مرآت و پرتو ظاهر بالذات است و در او شائبه ی خفا نخواهد بود همچنانکه صحنه قیامت اثر گسترده او مورد شهود است و در آن شائبه ی جهل و غفلت نیست ساحت کبریائی نیز حق و ثابت بالذات است و هر موجودی او را اظهار نموده و ارائه می دهد و هیچ آفریده ای ساحت عظمت او را پنهان نخواهد نمود.
«و الله یقضی بالحق؛ خدا حق است و به حق داوری می کند.» (غافر/ 20) آن روز مقام داوری مخصوص به خدا است، و او هم جز به حق داوری نمی کند، چرا که داوری به ظلم یا از جهل و عدم آگاهی ناشی می شود که او بر همه چیز حتی اسرار ضمائر احاطه دارد، و یا از عجز و نیاز است که همه اینها از ساحت مقدسش دور می شد. داوری او به سبب حکمت او و احاطه کاملی که به مورد حکم دارد، حق است. پس هر چند کسی بکوشد که علت تراشی کند و بهانه هایی بیاورد که از چنگ عدالت بگریزد هرگز نمی تواند، و بر انسان واجب است که حق را بجوید و بدان پایبند باشد، زیرا تنها این، حق جویی است که نزد خداوند به او سود می رساند.
کلمه «بالحق» این معنی را می رساند که وسیله ها و نتیجه های حکم (و داوری خدا) همه حق است. پس پروردگار ما در تعیین موضوع به حق تکیه می کند و در تعیین حکم و اجرای آن نیز به حق متکی است، اما دیگران که ستمگران و مردم نادان در کارشان شرکت می کنند مقیاسی درست در زندگی و داوری ندارند و حتی به بخشی از حق برنمی خورند و دست ندارند.
«الله یحکم بینکم یوم القیمه فیما کنتم فیه تختلفون؛ خداوند در قیامت درباره ی آنچه اختلاف داشتید میان شما حکم خواهد کرد.» (حج/ 69) حق تعالی که عین حق است آن چنان ظهور خواهد کرد که به همه ی اختلاف ها پایان داده می شود و جایی برای اختلاف بین حق و باطل نمی ماند و هیچ کس سخنی را از خداوند مکتوم نمی کند؛ زیرا نمی تواند آن را بپوشاند، و هیچ کس در پیشگاه عدل پروردگار کوچکترین رفتار ناپسند خود را نمی تواند پنهان کند زیرا سیرت و اعمال زشت آنان تجسم یافته و جوارح که وسیله تمرد بوده و نیز فرشتگان که گواه بر خاطرات و رفتار آنان بوده گواهند پروردگار نیز بر همه آنها احاطه دارد: «و لا یکتمون الله حدیثا؛ هیچ چیز بر خدا پوشیده نیست.» (نساء/ 42) و در آن روز که روز جدایی حق از باطل، و روز داوری است، آنچه نزد هر انسان از عقیده و عمل هست برای خدای تعالی فاش و سفره دل آدمی باز می گردد، به طوری که هیچ عقیده و هیچ فعلی از او برای خدا پنهان نماند، و همه غیب ها شهادت و همه سرها علن و آشکار گردد و «لا تخفی منکم خافیه؛ عقاید و افکار پوشیده نمی ماند.» (حاقه/ 18) و این از خصائص قیامت است، آری قیامت «یوم تبلی السرائر؛ در آن روز که اسرار پنهان آشکار می شود.» (طارق/ 9) است، «و یوم هم بارزون لا یخفی علی الله منهم شیء؛ آن روزی که همه (نیک و بد) خلق پدید آید و هیچ کرده آنها بر خدا پنهان نباشد.» (مؤمن/ 16) است، روزی است که سریره ها آشکار و همه مردم برای خدا ظاهر می شوند، و از آنان چیزی بر خدا پوشیده نمی ماند؛ «و أخرجت الأرض أثقالها؛ هر چه در نهان و نهاد زمین است بیرون می آید.» (زلزال/ 2)


منابع
سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد 8 صفحه 9
سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد 10 صفحه 177
سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد 19 صفحه 665
سید محمدحسین حسینی همدانی- انوار درخشان- جلد 6 صفحه 239
سید محمدحسین حسینی همدانی- انوار درخشان- جلد 11 صفحه 347
سید محمدحسین حسینی همدانی- انوار درخشان- جلد 17 صفحه 313
ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 20 صفحه 67
ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 26 صفحه 59
عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 4 صفحه 161
محمد تقی مدرسی- تفسیر هدایت- جلد 12 صفحه 44
میرزا حسن مصطفوی- تفسیر روشن- جلد 2 صفحه 308
سید علی اکبر قرشی- تفسیر أحسن الحدیث- جلد 1 صفحه 302

سایر اطلاعات:
کد مطلب: f823
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اصول اعتقادی

دفعات بازدید: 6    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 8:39:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=f823


هم گروهی ها
بسیاری از متکلمین مانند فخر رازی و همقطارانش، در باب اعتقاد در حشر اجساد، معاد را مادی طبیعی با همین ماده کثیف ظلمانی میدانند؛ و برای توضیح مرام آنها عین عبارات ...
می توان برای معاد جسمانی حتی بصورت بدن عنصری مادی طبیعی نیز تصویری ارائه نمود. برای ارائه این تصویر از معاد لازم است هفت مقدمه بیان گردد:مقدمه اول: شیئیت اشیاء و امور ...
آیا اینکه خدا در قرآن کریم می فرماید قیامت واقع شده از باب مستقبل محقق الوقوع است یا نه؟ بعلاوه آنهایی که می گویند قیامت واقع شده، یعنی عالم قیامت الان وجود دارد ولی ...
چون به آسمان ها و زمین نظر بیفکنی ساده ترین فکری که از ذهن تو می گذرد این است که آن دو را دستی می گرداند و حرکتشان به اختیار خود نیست. پس آن دو مملوک و فرمانبردار ذات ...
همان گونه که دانش معمای مرگ را نگشوده، معمای خواب را نیز کشف نکرده است، و این دو، دو برادرند، ولی در حالی که انسان با بیرون رفتن بخشی از روحش، یا بر حسب تعابیر (خروج ...
ماتریالیسم ها برای اثبت مدعای خود و اینکه روح و فکر و سایر پدیده های روحی همگی مادی هستند، یعنی از خواص فیزیکی و شیمیائی سلولهای مغزی و عصبی می باشند شواهدی آورده اند ...
الف- خاصیت واقع نمائی (آگاهی از جهان برون)نخستین سؤالی را که می توان از ماتریالیست ها کرد این است که اگر افکار و پدیده های روحی همان خواص «فیزیک و شیمیائی» مغزند، باید ...
مقام علمی، و فهم فلسفی و عرفانی این استاد مسلم فلسفه، و عرفان شناس، یعنی آیت الله علامه سید ابوالفتح رفیعی قزوینی، و همچنین بیان رسای ایشان درباره ی مطالب فلسفی و ...
شرط اینکه یک عمل، وجهه ملکوتی خوب و "علیینی" پیدا کند این است که با توجه به خدا و برای صعود به ملکوت خدا انجام بگیرد. اگر کسی معتقد به قیامت نباشد و توجه به خدا نداشته ...
قرآن کریم چه زیبا می فرماید: «الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه؛ بسوی او سخن پاک بالا می رود و کردار شایسته بالا می بردش» (فاطر/ 10). این آیه به دو گونه قابل ...