امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

لزوم تحمل محرومیت برای رسیدن به سعادت


توضیحات کوتاه:

اولین درسی که به انسان آموختند همین درس بود که متأسفانه انسان خوب تحویل نگرفت و آن این است که رسیدن به سعادت بدون تحمل بعضی از محرومیت ها امکان پذیر نیست. اگر انسان ...


توضیحات:

اولین درسی که به انسان آموختند همین درس بود که متأسفانه انسان خوب تحویل نگرفت و آن این است که رسیدن به سعادت بدون تحمل بعضی از محرومیت ها امکان پذیر نیست. اگر انسان فرض کند که هیچ محرومیتی را تحمل نکرده به کمال و سعادت می رسد اشتباه عظیم است. مثل کودکی که بخواهد به کمالات عالیه علمی و فنی و عملی برسد، یک دانشمند یا صنعت گر عالی قدر بشود، به یک کمال فوق العاده ای نائل بشود اما به شرط اینکه به اصطلاح نازک نارنجی هم بزرگ بشود، از همان اول بچگی هیچ محرومیتی را تحمل نکند، هرچه که دلش می خواهد فورا به آن برسد و هر چه که فی الجمله برایش ناراحت کننده است از او دور بشود؛ او اصلا انسان نمی شود. آیا امکان دارد که کودکی به مقامات علمی برسد ولی با یک چنین ناز پروردگی فوق العاده، هرچه دلش می خواهد فراهم باشد و هرچه دلش ابتدائا نمی خواهد نباشد؟ امکان ندارد.
گفتیم اولین درسی که به انسان آموختند درس تحمل محرومیت بود. برای بهره بردن از نعمت هایی وسیعتر باید محرومیتی را تحمل کرد. معنای تقوا همین است؛ خود نگهداری. خودت را از چیزهایی که انسان ابتدائا فکر می کند برایش خوب است نگه دار تا به آن چیزهای خیلی بالاتر برسی. آن درس ابتدائی همان درس آدم (ع) ابوالبشر است. به آدم ابوالبشر می گویند تو اگر می خواهی در جنه الخلد و بهشت جاودان بمانی از این یک میوه اجتناب کن. حالا من کار ندارم آن میوه چیست و این مثل به چه شکل است ولی قدر مسلم روح قضیه این است: ای آدم! جنه الخلد را در اختیار داشتن و در سعادت جاویدان ماندن، در کنارش یک محرومیتی را هم تحمل کردن است. اگر گفتند آن یکی را اجتناب کن، «اذا مسه الشر جزوعا»؛ «چون آسیبی به او برسد بی تاب است». (معارج/20) نباش که فورا خیره بشوی روی همان یکی و بگویی آن که گفته اند نه، همان را می خواهم.
«و اذا مسه الخیر منوعا»؛ «و چون خیری به او برسد بخل ورز است». (معارج/21) وقتی سودی به او می رسد (منوع است و به دیگران نمی دهد) بدون گذشت از یک سلسله سودها هرگز انسان به سعادت های بزرگ نائل نمی شود.
پس این حالت اولی انسان است، زمانی که هنوز انسان به مرحله رشد نرسیده است. انسان به حسب فطرت خودش طالب خیر و بیزار از شر است. باید هم این طور باشد. درست هم هست، تا آخر هم باید باقی بماند. ولی انسان در عین اینکه طالب خیر و بیزار از شر است، رابطه خیر و شرها را باید بداند. خیر و شرها در عالم به یکدیگر آمیخته اند یعنی بسا خیری که به دنبال خود شر بزرگتر می آورد و بسا شر کوچکی که به دنبال خود خیرات بزرگتر می آورد. این جور نیست که این ها دو ردیف صددرصد جدایی را تشکیل داده باشند: یا راه لذت است، خیر است (به معنای همان سود و لذت)، انسان باید راه لذت را بگیرد، لذت کوچکتر و بعد بزرگتر و بزرگتر و خیر و سعادت؛ یا راه زیان و الم و درد و رنج که اگر انسان از این طرف رفت دیگر تا آخرش آن است. قضیه برعکس است؛ رنج و شادی، خیر و شر به یکدیگر آمیخته است.
سعادت یعنی به دست آوردن خیر عظیمتر و فرار کردن از شر عظیم تر. لذا چقدر شروری است که پلکان خیر هستند و چقدر خیرات است که وسائل و درکات سقوط هستند. حال چه اشخاصی هستند که این حالت ابتدائی، حالت بیتابی با رسیدن هر زیان و حالت امساک با رسیدن هر خیر، را از دست می دهند، اینها چه خصلت هایی دارند؟ «الا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون والذین فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم»؛ «غیر از نمازگزاران، آنها که بر نمازشان پایدارند، و همانان که در اموالشان حقی معین است، برای سائل و محروم» (معارج/ 22-25).

منابع
مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 9- صفحه 120-118

سایر اطلاعات:
کد مطلب: i1047
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 6    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/13 ق.ظ 2:01:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=i1047


هم گروهی ها
از نظر قرآن عبادت، یک عبادت واقعی، درست و جامع الشرایط، عبادتی که روح عبادت، که توجه به خدا و استغفار و استمداد و استعانت از خداوند و توجه به خود و نقصها و عیبهای خود ...
خداوند در آیه 32 سوره معارج در باب امانت می فرماید: «والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون؛ و کسانی که امانت ها و پیمان خود را مراعات کنند». آن مردمی از هلع و از جزع در هر شر ...
داستان هایی در خصوص ارادت شترها به اهل بیت ناقه امام سجاد (ع) بعد از رحلت آن حضرت، نخورد و نیاشامید بلکه یکسره بسوی قبر رفت و آنقدر سر خود را بر زمین زد تا جان داد. در ...
در آیه 16 سوره جن می خوانیم: «والو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم ماء غدقا؛ باز بگو به مردم به من وحی شده است که اگر مردم بر راه و طریق، بر طریقت استقامت بورزند آنها را ...
مسأله ای است که از جنبه روانی و فلسفی بسیار قابل توجه است و آن اینکه انسان در ضمیر و روح و روان خودش و به تعبیر قرآن در فطرت خودش غیر از اینگونه بزرگیها که بازگشتش به ...
شکر کلمه ای است که در قرآن زیاد به آن برخورد کرده ایم. معنی شکر این است که انسان در مقابل فردی که از او خیری به وی رسیده است اظهار قدردانی کند و مثلا بگوید: من ممنون ...
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده لعلکم تشکرون؛ به شما چشم و گوش داد، حواس داد باشد که شما سپاسگزاری کنید» (نحل/ 78). اصلا لغت شکر ...
در قرآن در آیه 36-37 سوره مدثر آمده: «نذیرا للبشر* لمن شاء منکم ان یتقدم او یتأخر؛ اعلام خطر کننده بشر است* برای هر کس از شما که بخواهد (در اطاعت) پیش افتد یا پس افتد». این ...
در آیه 38 سوره مدثر آمده: «کل نفس بما کسبت رهینه؛ هر کسی در گرو دستاورد خویش است.» هر نفسی، هر جانی، هر روحی، هر انسانی در گرو کسب و اکتسابات خودش است. اکتسابات یعنی عمل. ...
بیان مراتب خداشناسی و معرفت متناسب با آن در کلام پیشوای اول امام علی (ع): «اول الدین معرفته، و کمال معرفته التصدیق به، و کمال التصدیق به توحیده، و کمال توحیده، الا ...