امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

دیدگاههای تفسیری و قرآنی معتزله (قرائات و روایات)


توضیحات کوتاه:

تفسیر قرآن به وسیله قرائتهای گوناگون یکی از روشهای معتزله در تفسیر قرآن به قرآن، سود گرفتن از قرائتهای مختلف است؛ برای نمونه: در تفسیر این آیه: «والسارق والسارقه ...


توضیحات:

تفسیر قرآن به وسیله قرائتهای گوناگون یکی از روشهای معتزله در تفسیر قرآن به قرآن، سود گرفتن از قرائتهای مختلف است؛ برای نمونه: در تفسیر این آیه: «والسارق والسارقه فاقطعوا أیدیهما جزاء بما کسبا؛ دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر عملی که انجام داده اند به عنوان یک مجازات قطع کنید.» (مائده/ 38) زمخشری از قرائت عبدالله «السارقون والسارقات فاقطعوا ایمانهم» سود می برد و در تفسیر آیه می نویسد: «مراد از دو دست، دو دست راست [دست راست مرد و دست راست زن سارق] است.» (زمخشری، الکشاف، 1/631-232)
و یا در تفسیر آیه: «و کلم الله موسی تکلیما؛ و خداوند با موسی سخن گفت.» (نساء/ 164) که مطابق قرائت مشهور مبنی بر رفع (الله)، ظاهری بر خلاف باور معتزله دارد، معتزله از قرائتی در تفسیر آیه سود می برد که در راستای اندیشه های معتزله باشد. زمخشری می نویسد: «ابراهیم و یحیی بن وثاب (الله) را به نصب قرائت کرده اند. بنابراین، موسی (ع) با خداوند سخن می گفته است، نه خداوند با موسی.» (زمخشری، الکشاف، 1/591)
تفسیر قرآن به وسیله روایات 1- تفسیر قرآن به حدیث پیامبر (ص): یکی از روشهای مهم تفسیری نزد بیشتر مفسران، تفسیر قرآن با استفاده از روایات تفسیری پیامبر است. این شیوه تفسیری، در تفسیر معتزله نیز به کار رفته است، ولی استفاده آنان از روایات تفسیری پیامبر (ص) محدود است، زیرا معتزله مانند بسیاری از مفسران، روایات تفسیری پیامبر را از جهت سند مخدوش می دانند و گویا همین جهت موجب گردیده که بزرگان اعتزال، ضوابطی را برای خبر صحیح و قابل استدلال وضع کنند. عبدالجبار معتزلی می نویسد:
«خبر صحیح باید دارای شرایط زیر باشد:
1. تعداد کسانی که خبر را نقل می کنند به حدی باشد که احتمال تبانی آنان بر دروغ و تهمت منتفی باشد.
2. قدر مشترکی که آنان را بر دروغ و تهمت توانا سازد، وجود نداشته باشد.
3. آنچه از آن خبر می دهند از مشتبهات نباشد.»
وی پس از ذکر این شرایط می نویسد: «تمام این شرایط به یک شرط باز می گردد و آن این که بدانیم کسی که خبر را نقل می کند، قصدش اخبار است و انگیزه دروغ گفتن ندارد.» (قاضی عبدالجبار، المغنی، 16/10)
بر این اساس، عمروبن عبید خبرهای آحاد را نمی پذیرفت و وقتی حدیثی از پیامبر شنید، گفت: «اگر این سخن را از اعمش و حتی پیامبر بشنوم آن را قبول نخواهم داشت.»
معتزله با وجود استفاده محدودی که از روایات می بردند، در جهات مختلفی مثل تخصیص عام، تقیید مطلق، تبیین مجمل، مشکل قرآن، فضیلت سوره ها بهره می جستند.
نمونه: در تفسیر آیه: «حافظوا علی الصلوات والصلوه الوسطی و قوموا لله قانتین؛ در انجام همه نمازها، و نماز وسطی کوشا باشید و از روی خضوع و اطاعت برای خدا بپاخیزید.» (بقره/ 238) زمخشری برای روشن ساختن مصداق (صلوه الوسطی) به روایات پیامبر تمسک می جوید و می نویسد: «مراد از (صلوه وسطی) نماز عصر است، زیرا پیامبر در جنگ احزاب فرمود: باز داشتند ما را از نماز وسطی؛ یعنی نماز عصر…» و چنانکه حفصه می گوید: قرائت پیامبر (والصلاه الوسطی صلاه العصر) بود.» (زمخشری، الکشاف، 1/287)
و در تفسیر آیه شریفه: «للذکر مثل حظ الانثیین؛ برای پسر به اندازه سهم دو دختر باشد.» (نساء/ 11) که در مورد ارث است و به صورت عام سهم پسر را دو برابر سهم دختر بیان می کند، ابوالحسین بصری معتزلی می نویسد: «این آیه به دو روایت پیامبر تخصیص می خورد: یکی روایت (لایرث القاتل) و دیگری (ولایتوارث اهل ملتین). بنابراین، نتیجه می گیریم پسری که پدرش را کشته و یا مرتد گردیده است، از پدرش ارث نمی برد.» (بصری، ابوالحسین، المعتمد،1/255)
بیان اهمیت و فضیلت سوره ها از موارد دیگری است که معتزله از روایات سود برده اند. زمخشری در تفسیر سوره حمد می نویسد: «از پیامبر نقل شده که آن حضرت به أبی ابن کعب فرمود: «آیا از سوره ای که مثل آن در تورات و انجیل و قرآن نیامده است، تو را آگاه کنم؟» ابی کعب گفت: «بلی ای پیامبر خدا» پیامبر فرمود: «آن سوره فاتحه الکتاب است.» (زمخشری، الکشاف، 18/19)
تفسیر قرآن به روایات اهل بیت (ع) این منبع در تفاسیر معتزله به صورت محدود مورد استفاده قرار گرفته است.
نمونه: روزی عمروبن عبید به حضور امام باقر (ع) رسید و مفهوم رتق و فتق در آیه شریفه: «اولم یرالذین کفروا أن السموات والأرض کانتا رتقا ففتقناهما؛ آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؟» (انبیا/ 30) را جویا شد. امام (ع) در پاسخ فرمودند: «آسمان بسته بود و باران نمی بارید و زمین بسته بود و گیاه نمی رویید. پس خداوند آسمان را به باران گشود و زمین را با گیاه شکافت.»
در مورد دیگری، عمرو بن عبید از امام (ع) درباره غضب خداوند در آیه شریفه: «و من یحلل علیه غضبی فقد هوی؛ و هر کس غضبم بر او وارد شود سقوط می کند.» (طه/ 81) سؤال کرد، امام (ع) فرمود: «مراد از غضب خداوند، عقاب الهی است.» (طبرسی، الاحتجاج، 2/326) و در مواردی نیز زمخشری از سخنان اهل بیت (ع) در تفسیر آیات سود می برد. برای نمونه او در تفسیر: «اهدنا الصراط المستقیم؛ ما را به راه راست هدایت فرما.» (فاتحه/ 6) از تفسیر علی (ع) که اهدنا را به مفهوم (ثبتنا) معنی کرده اند، سود می برد. (زمخشری، الکشاف، 1/15)
تفسیر قرآن با سخن صحابه و تابعان معتزله در تفسیر و تبیین برخی از آیات ازسخنان صحابه و تابعان سود می برند.
نمونه: زمخشری در ذیل آیه شریفه: «ادفع بالتی هی أحسن السیئه؛ بدی را از راهی که بهتر است دفع کن.» (مؤمنون/ 96)، از سخن ابن عباس و مجاهد و حسن بصری استفاده کرده است. ابن عباس می گوید: «مراد از احسن، (لااله الا الله) است و مراد از سیئه، شرک.»
مجاهد بر این باور است که مراد از احسن، (سلام) است. و حسن بصری معتقد است (چشم پوشی کردن) مراد از احسن است. (همان، 3/203) و از سعید بن جبیر در ذیل آیه: «فدلیهما بغرور فلما ذاقا الشجره بدت لهما سوءاتهما؛ به این ترتیب آنها را با فریب (از مقامشان) فرود آورد، و هنگامی که از آن درخت چشیدند اندامشان (عورتشان) برای آنها آشکار شد.» (اعراف/ 22) حکایت شده که لباس آدم و حوا از جنس اظفار بود. (همان، 3/388) علاوه بر صحابه و تابعان، معتزله در تفسیر از نظریات مفسرانی چون واصل بن عطاء، عمرو بن عبید، کلبی، قتاده و … بهره جسته اند.
معتزله و تفسیر به رأی تفسیر قرآن به وسیله باورها و تلاشهای فکر با استفاده از لغت، نحو، صرف، بلاغت، کلام، فقه و اصول فقه و بدون توجه به احادیث نبوی و معصومین، تفسیر به رأی نامیده می شود. این شیوه تفسیری نخستین بار توسط ابن مسعود مورد استفاده قرار گرفت و پس از او برخی تابعان مانند مجاهد، این روش تفسیری را به کاربردند. ولی عده دیگری از مسلمانان تفسیر به رأی را مردود می دانستند و اعتقاد داشتند، تنها پیامبر و امام (ع) و صحابه از شایستگی تفسیر قرآن برخوردارند و دیگران از درک و فهم مراد آیات و تفسیر آن عاجزند و بایستی تفسیر آیات را از پیامبر و ائمه (ع) فراگیرند.
ظهور معتزله در قرن دوم هجری و ابراز آراء و اندیشه های جدید مانند: توحید، عدل، وعد و وعید، منزلت بین منزلتین و امر به معروف و نهی از منکر و سعی در اظهار این که این باورها از قرآن الهام گرفته اند، معتزلیان را بر آن داشت که طرفدار تفسیر به رأی شوند و اختصاص تفسیر به پیامبر و ائمه و صحابه را نپذیرند.
عبدالجبار معتزلی می نویسد: «کلام خداوند دلالت بر مراد او می کند و فهم و درک مراد او اختصاص به شخص خاصی ندارد. بنابراین، هرکس از شرایط تفسیر برخوردار باشد، می تواند قرآن را چنانکه پیامبر و ائمه تفسیر می کردند، تفسیر کند.» (قاضی عبدالجبار، المغنی، 16/369)
این اندیشه معتزله و استفاده وسیع و گسترده از عنصر عقل در راستای اثبات و دفاع از اندیشه های اعتزالی در تفسیر قرآن، موجب دشمنی فقهاء و محدثان با معتزله گشت تا آن جا که ابویوسف، معتزله را از زنادقه به شمار می آورد و مالک و شافعی شهادت آنان را نمی پذیرفتند و شیبانی فتوا می داد: «هرکس به معتزلی اقتدا کند، نمازش پذیرفته نیست.»
جایگاه عقل در تفسیر معتزله عقل، یکی از منابع مهم در تفسیر معتزله است و اهمیتی که معتزله برای دلیل عقلی قائلند، از دیگر ادله شرعی بیشتر است و در حقیقت دلیل عقل از دیدگاه معتزلیان حاکم بر سایر ادله است و سایر ادله بایستی با توجه به دلیل عقل، معنی و تفسیر شوند. عبدالجبار معتزلی می نویسد: «عقل، کتاب، سنت و اجماع ادله شرعی هستند و از میان آنها عقل مقدم برهمه است، زیرا به کمک عقل، خدا را می شناسیم و پس از شناخت خدا، سایر ادله مثل کتاب، سنت و اجماع معنی پیدا می کند. وگرنه اگر بخواهیم بدون دلیل عقل و با استفاده از آیات و روایات، خدا و صفات او را بشناسیم، دور لازم می آید، زیرا شناخت خداوند و صفات او متوقف بر آیات و روایات است و حجیت آیات و روایات متوقف بر شناخت خدا.» (قاضی عبدالجبار، متشابه القرآن، 1/1)
زمخشری می نویسد: «در راه دین با پرچم برهان و عقل حرکت کن و به روایت از این و آن قناعت نکن.» (زمخشری، اطواق الذهب فی المواعظ والخطب، مقاله 37) وی در ذیل آیه: «لقدکان فی قصصهم عبره لأولی الألباب؛ در سرگذشتهای آنها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه است.» (یوسف/ 111) می نویسد: «پس از دلیل عقل، قرآن قانونی است که سنت، اجماع و قیاس به آن مستند است.» (همو، الکشاف، 2/511)
دسته بندی آیات با توجه به فهم عقل این اندیشه، معتزله را ناگزیر ساخت آیات قرآن را از جهت محتوا به سه دسته تقسیم کنند:
1. آیاتی که عقل قادر بر درک آن نیست، ولی مغایرت با عقل نیز ندارد؛ مانند نماز، روزه و سایر عبادات.
2. آیاتی که فقط عقل قادر بر درک آن است؛ مثل توحید و عدل خداوند، زیرا تا عقل، خدا و صفات او را نشناسد، معانی آیات توحید و عدل را نمی تواند بفهمد.
3. آیاتی که بدون کمک از عقل نیز قابل شناخت است. هرچند اگر محتوای آن آیات در قرآن هم نیامده بود، عقل می توانست به تنهایی آن حقایق را، مثل قابل رؤیت نبودن خدا بفهمد. (قاضی عبدالجبار، متشابه القرآن، مقدمه)
معتزله در تفسیر دسته اول از آیات به هیچ روی از عقل استفاده نمی کردند، اما در دسته دوم، پیش از تفسیر آیات به دلیل عقلی مراجعه کرده، هر آنچه داوری عقل بود عقیده خود معرفی می کردند و سپس به تفسیر آیات قرآن را با توجه به حکم عقل می پرداختند.
نمونه: آنان پیش از تفسیر آیه: «ولما جاء موسی قال رب أرنی أنظر إلیک؛ هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد پروردگارا خودت را به من نشان ده تا تو را ببینم!» (اعراف/ 143) که درباره دیدن خدا آمده است، به عقل خویش مراجعه می کردند و چون عقل، قابل رؤیت بودن خداوند را مستلزم جسم بودن او می دانست در حالی که خداوند منزه از جسم است، معتزله این حکم عقل را عقیده خود اعلام می داشتند و سپس آیه را از این جهت که مخالف حکم عقل است، تأویل می کردند و می گفتند: از این رو که درآیه شریفه واژه (نظر) آمده است، معلوم می شود که موسی (ع) اعتقاد به دیدن خدا نداشته و این سخن او در حقیقت نقل سخن کفار است، زیرا وقتی عمروبن عبید و واصل بن عطاء دیدن خدا را به حکم عقل باور ندارند، چگونه بگوییم شخصیتی مانند موسی (ع) معتقد به امکان دیدن خدا بود و از خدا می خواست خود را به او بنمایاند. (زمخشری، الکشاف، 2/154)
و یا در آیه شریفه: «وکلم الله موسی تکلیما؛ خداوند با موسی سخن گفت.» (نساء/ 164) که درباره کلام خداست، ابتدا به حکم عقل، سخن گفتن خداوند را به صورت مستقیم، از محالات به شمار می آوردند و سپس با توجه به این عقیده آیه را تأویل می کردند و می گفتند: «فاعل در آیه شریفه موسی (ع) است. بنابراین، موسی (ع) با خدا سخن می گفت نه خدا با موسی.» (همان، 1/591) و یا در مورد آیه شریفه: «وکذلک جعلنا لکل نبی عدوا؛ اینچنین در برابر هر پیامبری دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم.» (انعام/ 112) که با باورها و اندیشه معتزله ناسازگاری داشت و از طرفی مخالفان آنها در اثبات مخلوق بودن افعال عباد از آن سود می جستند، بسیاری از معتزله تاویلاتی بیان می داشتند.
ابوبکر اصم معتزلی می گوید: «خداوند سبب دشمنی کافران با پیامبر نبود بلکه کافران به آن جهت که محمد (ص) برای پیامبری مبعوث شد و فقط او قادر بر معجزه بود، بر وی حسد ورزیدند و همین حسد، سبب دشمنی آنان با پیامبر شد.» کعبی مفسر دیگر معتزله می گوید: «خداوند دشمنی با پیامبر را در دل کافران نیافرید، بلکه به پیامبران دستور داد تا دشمن کافران باشند و آنان را از دشمنی کافران با ایشان آگاه کرد و این عوامل باعث شد کافران دشمن انبیا شوند، زیرا دشمنی همیشه دوطرفی است. از همین رو، صحیح است که بگوییم خداوند کافران را دشمن انبیا قرار داد.» (فخر رازی، التفسیر الکبیر، 13/153)
و در مواردی نیز از حکم عقل به صورت غیر مستقیم و در خدمت یک منبع تفسیری دیگر سود می جستند، به این معنا که ابتدا با منابع دیگری به تفسیر آیه می پرداختند و دلیل درستی آن تفسیر را حکم عقل قرار می دادند. نمونه برخی به آیه: «ثم استوی علی العرش؛ سپس بر عرش قدرت قرار گرفت.» (فرقان/ 59) برای اثبات جسم بودن خدا استدلال کرده اند و می گویند: (استوی) در آیه به معنای انتصاب (راست ایستادن) است. بنابراین، خداوند نیاز به مکان دارد و هر آنچه نیازمند مکان باشد، جسم است. ولی عبدالجبار معتزلی در تفسیر آیه، (استوی) را به معنای دیگری که در لغت یا شعر به کار رفته است، می گیرد و می نویسد: «استواء، به معنی استیلاء و اقتدار است، زیرا عقل دلالت بر قدیم بودن خداوند دارد و اگر خداوند را جسم و نیازمند به مکان فرض کنیم، حادث خواهد بود، نه قدیم.» (قاضی عبدالجبار، متشابه القرآن، 1/351)

منابع
مجلات هفت اقلیم
www. agyan. org
طبرسی- الاحتجاج- بیروت- مؤسسه اعلمی- جلد 2
زمخشری- الکشاف- جلد 1
قاضی عبدالجبار- المغنی- جلد 16
زمخشری- اطواق الذهب فی المواعظ والخطب
محمد بن عمر فخر رازی- التفسیرالکبیر- بیروت- داراحیاء التراث العربی- جلد 13

سایر اطلاعات:
کد مطلب: g1b39
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/14 ق.ظ 1:22:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=g1b39


هم گروهی ها
خوارج و دوره نبردهای نامنظم در عصر اموی در بیست سال دوران خلافت معاویه (40- 60 ق) هر چند خوارج حرکتها و شورشهایی را سامان می دادند، اما این شورشها برای آنان حاصلی جز ...
عقاید در نگاه همه فرقه های اسلامی، قرآن ارجمند و گرامی است. هرچند فرقه ها به تناسب واقع نگری و یا جمود اندیشی خود، در چگونگی استفاده از آن و مستند ساختن فکر و عمل خویش ...
میان فلاسفه و متکلمان مسلمان هم در تحلیل اصل علیت و هم در قواعد فرعی علیت اختلاف هایی وجود دارد. فلاسفه برای علیت، قواعد فرعی متعددی ذکر کرده اند که یکی از مهمترین ...
نامه فتحعلی شاه به آقاسیدعلی مجتهد فتحعلی شاه به مرحوم آقا سید علی مجتهد هم نامه عربی به انشای میرزا عبدالوهاب معتمد الدوله [نشاط] نوشت که چون بغداد به تهران نزدیکتر ...
تصرف درعیه و کشته شدن عبدالله بن سعود وسعت شهر درعیه به حدی بود که به محاصره آن، امکان نداشت که تسلیم شوند. لهذا قریه ای چند که دارای حصار محکم بودند، در بند محاصره ...
تحکیم مبانی اهل سنت با ظهور فقه آنچه تحکیم موضع تسنن در اسلام نامیده می شود، هرچند ممکن است دقیقا به تاریخ کلام اسلامی متعلق نباشد، از اجزاء اساسی زمینه آن به شمار می ...
حنبلیان، اواخر قرن چهارم و قرن پنجم هجری، نیرومند بودند هرچند نیرویشان به کهنه پرستی آلوده بود؛ و در این دوران، ظاهرا بغداد مرکز عمده آنان بود. با این همه، پیش از ...
واصل اصل در علم کلام، راس اعتزال و بنیان گذار کلام معتزله و رییس اول آنهاست. بنابراین، در واقع و به معنایی وسیع باید تمام معتزله را پیروان وی به شما آورد ولی در کتب ...
ص: 19004 از دوره متاخر اسلام دو دانشمند به علت دفاع شدید از سنت گرایی شایسته توجه هستند، ایشان موفق الدین بن قدامه (م. 620/ 1223) و تقی الدین بن تیمیه (م. 728/ 1328) می باشند. هر دو ...
حکمت الهی حکمت یکی از صفات خداست. خداوند خود را حکیم توصیف کرده است، و یکی از اسماء او «حکیم» است که در حدود صد آیه از آیات قرآن کریم ذکر شده است. یکی از آن آیات این است: ...