امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

مه ذیقعده! چو خورشید مقام آوردی


توضیحات کوتاه:

مه ذیقعده! چو خورشید مقام آوردی(ولادت) که شب یازدهم، ماه تمام آوردی «چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی» که درخشیدی و با خویش، امام آوردی مرحبا! رحمت حق باد به تو ای ...


توضیحات:

مه ذیقعده! چو خورشید مقام آوردی(ولادت)
که شب یازدهم، ماه تمام آوردی
«چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی»
که درخشیدی و با خویش، امام آوردی
مرحبا! رحمت حق باد به تو ای مه نور
که برای همگان رحمت عام آوردی
مظهر حسن خدای ازلی آوردی
جان عالم به فدایت که علی آوردی
****
دیده بگشای که امشب شب دیدار رضاست
وسعت ملک خدا غرق در انوار رضاست
صحنه در صحنه جهان گشته خیابان بهشت
صفحه در صفحه زمین یکسره بازار رضاست
سینۀ اهل تولا شده صحن رضوی
دل بسی قافله در قافله زوار رضاست
طور موسای محمد شجر آورد امشب
نجمه بر آل محمد قمر آورد امشب
****
این پسر کیست که بر کل خلایق پدر است
پای تا سر همه آیینۀ خیرالبشر است
این پسر شمس شموس است خدا می داند
این پسر از همه خوبان جهان خوب تر است
گوهر نُه یم نور است و یم چار گهر
هشتمین حجت ذات احد دادگر است
به قد و قامت و حسن و خط و خالش صلوات
به جلال و به کمال و به جمالش صلوات
****
جلوۀ ذات الهی به جلالش پیداست
هرچه حسن است به مرآت جمالش پیداست
عالم آل نبی مخزن اسرار خدا
که کمال ازلیت به کمالش پیداست
هرچه پیغمبر و زهرا و امامان دارند
همه در آینۀ خلق و خصالش پیداست
لحظه لحظه ز کفش معجز موسی خیزد
نه عجب کز دم او روح مسیحا ریزد
****
ماه و خورشید به دور حرم او گردد
ای خوش آن روز که دست کرمش رو گردد
با وجودی که زمام دو جهان در کف اوست
این عجب نیست اگر ضامن آهو گردد
تا ابد منقبتش را نتوان گفت و نوشت
گو فلک صفحه، ملک نیز ثناگو گردد
شهریاری که شفیق است شفیق است شفیق
با گدایان در خویش، رفیق است رفیق
****
کشور ماست پناهنده به ظل حرمش
آفرینش همه سیراب ز بحر کرمش
بی وضو راه نباید به خراسان پیمود
که نشسته است بر این خاک، غبار قدمش
حاجت ار داری بر باب جوادش روکن
به جوادش بده بر باب جوادش قسمش
رحمت واسعه اش بر همه گردد نائل
دست خالی ز درش بازنگردد سائل
****
بی تولای رضا، دین همه تکفیر شود
کرم اوست که هرلحظه جهانگیر شود
دوست مرهون کراماتش اگر شد نه عجب
دشمن از سفرۀ لطف و کرمش سیر شود
نفسش لاله برآرد ز شرار دوزخ
نقش شیر از نگه نافذ او شیر شود
هرکه آید به سوی پنجرۀ فولادش
ملک از عرش شتابد به مبارک بادش
ای طواف حرم الله به دور حرمت
چشم ارباب کرم باز به دست کرمت
بس که داری کرم و جود- خدا می داند
خلق گردند اگر بر تو گدا، هست کمت
این عجب نیست که یک آن دو جهانش بخشی
دهد ای جان جهان هرکه به زهرا قسمت
بدم اما ز تو دوری نتوانم مولا
به جوادت قسم از خویش مرانم مولا
****
عرشیان خادم روز و شب ایوان تواند
خاکیان قبضه ای از خاک خراسان تواند
سربلندان همه جاروب کش صحن عتیق
دستگیران جهان دست به دامان تواند
آسمان است و زمین سفرۀ احسان شما
دور و نزدیک ندارد همه مهمان تواند
ملک العرش رهین کرم توست رضا
وسعت ملک الهی حرم توست رضا
من اگر خارم از آب و گل این گلزارم
هرچه هستم حق همسایگی گل دارم
نفسم بوی گلستان شما را دارد
از شما نیستم اما ز شما سرشارم
گو دوصد بار بگیرند سرم را از تن
کافرم دست اگر از دامنتان بردارم
مانده بار گنهم بر سر دستم مولا
«میثم» کوی شما بوده و هستم مولا

نخل میثم: مجموعه اشعار/ غلامرضا سازگار (میثم)؛ مقدمه محمدعلی مجاهدی (پروانه)/قم: حق بین، 1392

سایر اطلاعات:
کد مطلب: e558
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اشعار آئینی

دفعات بازدید: 12    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 2:41:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=e558


هم گروهی ها
ای مه ذیقعده امشب آفتاب آورده ای(ولادت) یا جمال احمد ختمی مآب آورده ای یا زجوف کعبه با خود بوتراب آورده ای شادی و شور نشاط بی حساب آورده ای در کویر تشنۀ توحید، آب ...
ای سند نجات من ولایت تو یا رضا (مدح) صحن نو و عتیق تو کعبه و کربلا رضا دلم بود به یاد تو مدینه الرضا رضا زیارتت به دین من زیارت خدا رضا تو و کرامتت مرا ز خود مکن جدا، ...
ای مزار من چراغ قلب ایران شما(مدح) آسمانی ها زمین بوس خراسان شما سایه ی گلدسته هایم سجده گاه آفتاب گنبد زرّین من خورشید تابان شما من حجازی میربان کلّ خلق عالمم گشتم ...
ای رضا را سجده بر خاک درت(مصیبت) بضعه ی احمد چو زهرا مادرت زاده ی موسی که موسای کلیم با عصا گردیده در طورت مقیم آسمانِ خفته در دامان طوس ماه بزم اختران شمس الشّموس ...
سزد جاری شود از دیده ام خون(مصیبت) که در خون غرق گردد قصر مأمون چه رخ داده که مأمون ستمکار شرار فتنه اش ریزد ز رخسار در افکار پلیدش نقشه ای شوم به دستش خوشه انگور ...
امشب دهید مژده صدف را به گوهرش(ولادت) آن گوهری که رنگ الهی است زیورش امشب فلک گشوده به ماه مدینه چشم ریزد به خاک مقدم آن ماه اخترش امشب به خنده شمس ولایت گشوده لب در ...
امشب شب عید است همه گل بفشانید(ولادت) خود را به در بیت ولایت برسانید از دست رضا عیدی خود را بستانید این بیت بخوانید بخوانید بخوانید انوار الهی به فضا باد مبارک ...
مژده ای یاران نگار آمد نگار آمد نگار(ولادت) بر تن هستی قرار آمد قرار آمد قرار غنچه ی زهرا به بار آمد، به بار آمد، به بار عالم از یک گل بهار آمد، بهار آمد، بهار جان به ...
ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد (مدح) ای سلامت جود بر جود و عطایت یا جواد ای که بارد جود از دست گدایت یا جواد ای صفای دل حریم با صفایت یا جواد ای دوای دردمندان خاک ...
کیستم من هفت چرخ نور را شمس الضحّایم(مدح) مظهر جود خدا شمع وجود مصطفایم سرو باغ آرزوهای علیِّ مرتضایم قلب قرآن، رکن دین، روح خرد، جان دعایم بحر علم و کوه حلم و دست ...